تبليغاتX
كلبه ي دوستي

كلبه ي دوستي


روانشناسي

سلام بازديدكننده هاي گرامي

من شايد مدتي نتونم بيام اينترنت و وبلاگ رو به روز كنم

خيلي برام دعا كنيد

اگر هم خوبي كردم بهتون ( شايد) كه نوشِ جونتون ولي اگه بدي كردم منو حلالم كنيد و برام دعا كنيد

اگر مطالبم مورد علاقه تون بود كه خدا رو شكر براي منم دعا كنيد ولي اگه مطالبم رو دوست نداشتيد و پيشنهاد خاصي داريد برام كامنت بذاريد حتما ميخونم و روي چشمم اگه بتونم انجام ميدم


التماس دعا

شاد و پيروز باشيد




برچسب ها :

نوشته شده در 1388/6/25ساعت توسط مريم | نظر (1)


شادی زمانی به وجود می آید که پندار، گفتار و کردارتان در یک جهت باشند.

هر باور ما، سربازی است که می تواند برای خودش حرکتی داشته باشد. همه باورهای ما، وقتی تبدیل به ارتشی قدرتمند می شود که هماهنگ با هم باشند و منظم و در انتظار فرمان ما؛ اگر هر کدامشان راه خودشان را بروند، کاری از دست این باورها ساخته نخواهد بود.

ای همه باورهای من، متحد شوید!

1- برای ساختن عمارتی بزرگ ، باید آجرهایی داشته باشی که شبیه هم باشند و دست کم با هم هماهنگ باشند. اگر یک سری از آجرهایت، ذوزنقه باشند، یک سری مکعب، یک سری مستطیل، یک سری دایره و... در این صورت نمی توانی یک عمارت و ساختمان زیبا و با شکوه بسازی. هر آجری، اندازه ای و سیستمی دارد و باید هم اندازه یا هم سیستم بقیه آجرها باشد تا بتوان آنها را روی همدیگر چید و ساختمان را بالا برد.

موج ها هم چنین اند. باید منظم و یک جهت باشند و هماهنگ، اگر غیر از این باشد ، شما یک دریای توفانی خواهید داشت که نه می توان از زیبایی اش لذت برد، نه می توان در آن شنا کرد، نه هیچ ماهی ای تقدیم صیادانش خواهد ساخت. ساختمانی که با آجرهای غیر هم اندازه و ناسازگار ساخته می شود و دریایی که از موج هایی که مدام به هم می خورند و خلاف جهت هم می روند، ساخته می شود، درد زیادی را از تو دوا نخواهند کرد. نه این که کلا به هیچ دردی نخورند؛ اما در مرحله اول و مقدماتی کار، نمی توانند به کار تو بیایند. وگرنه دریای مواج و توفانی، آرامگاه موج سواران و صیادان و ماجراجویان حرفه ای است که به جایگاه خاصی رسیده اند.


2- هر فکر تو آجری است. هر باور تو، عقیده تو، موجی است. این آجرها و موج ها، باید هماهنگ و هم جهت با هم باشند تا بتوانند ساختمانی زیبا و دریایی آرام و تماشایی برای تو بسازند. اگر جز این باشد ، موفق به چنین کاری نخواهند شد و تو، با دریایی توفانی و ساختمانی بی قواره روبه رو خواهی شد که در این مرحله از زندگی ات، نمی تواند دردی از تو دوا کند.

هر فکر ما، طولی دارد ، عرضی دارد ، جهتی دارد ، حرکتی دارد ، عمقی دارد ، حجمی دارد ، قاعده ای دارد. اگر طول و عرض و حجم و جهت حرکت یک فکرت، با فکر دیگرت هماهنگ نباشد ، فکر می کنی چه اتفاقی بیفتد؟ دچار توفان خواهی شد. دچار تضاد خواهی شد. یکی از بزرگ ترین منابع رنج ، هماهنگ نبودن ارزش های تو است. یعنی چه، یعنی مثلا در زندگی ات، صد تا ارزش ریز و درشت را انتخاب و طبق آنها زندگی می کنی. اما چند تا از از ارزش هایت، در آن جهت نیستند. و همین ، باعث می شود یک دست نباشند و تولید رنج می کنند. در حقیقت همین ارزش های ناهمگون و ناهماهنگ با هم، کارگاه تولید انبوه رنج تو می شوند.

هر فکر تو، آجری است. بعضی از فکرها و باورهای تو، اصل هستند و بعضی های دیگر، فرع. بعضی هایشان باید نقش بتون آرمه را بازی کنند و پی ساختمان مغز و ذهن تو را تشکیل بدهند. بعضی های دیگر می شوند ستون های این ساختمان و بعضی ها می شوند راه پله های این ساختمان و بعضی های دیگر، پنجره و در دیوار و باقی موارد. فکرها و باورها، به نسبت حجم و بزرگی و اهمیتی که دارند ، نقش های متفاوتی در برپا کردن این ساختمان بر عهده می گیرند. حالا اگر فکری که با آن ستون های این ساختمان را درست می کنی، مثلا مایل باشد، بعد دیوارت هم زاویه 90 درجه داشته باشد، درها و پنجره ها را هم بی خیال شوی، فکر می کنی چه اتفاقی خواهد افتاد؟ این که فکر کردن ندارد: یک خانه شلم شوربا خواهی داشت که هیچ بنی بشری که سهل است. هیچ موجود غیرانسانی هم نمی تواند در آن زندگی کند.


3- فکرهای تو، سربازهای ذهن تو هستند. برای نبرد با صحنه های ناملایم زندگی، باید سربازانی مطیع و هماهنگ و منظم داشته باشی. اگر هر کدام از این سربازها، طبق شعور خودشان عمل کنند و به طرفی بروند، آن وقت است که باید خدا به تو رحم کند.

رنج های افکار ناهماهنگ بسیار زیادند؛ به خاطر همین هم هست که سیستم ها و مکتب های فکری به میدان می آیند. هر سیستمی، هر چقدر هم که ناقص باشد ، خوبی اش این است که یک کل به هم پیوسته است که می تواند، یا دست کم می خواهد، خیلی از چیزها را توجیه کند. سخت شد؟ یک مثال: تو می خواهی ثروتمند شوی و ثروت در مغز تو، به معنای پول زیاد و کار زیاد و تاجر مسلکی و ناخن خشکی است. دقت کن که ثروت، در ذهن تو چنین مفهومی دارد که ریشه در زندگی شخصی گذشته تو دارد. شاید در ذهن من، یا در ذهن دیگری، معنای دیگری داشته باشد! خب، در کنار این فکر ثروتمند شدن با آن تعریفی که گفتیم، تو می خواهی یک دانشمند بزرگ هم بشوی؛ در کنار دانشمند شدن، می خواهی هنرمند قابلی هم بشوی. این جاست که رنج تولید می شود. چرا؟ چون تو الان سه تا مفهوم و باور و عقیده داری که هر کدامشان در ذهن تو، تعریف خاص خودشان را دارند . این سه آجر، نمی توانند روی هم بند شوند؛ چرا که یکیشان ذوزنقه است، یکیشان دایره و یکیشان مثلث. چرا که عمق و جهت و ارتفاع و حجم این باورها و عقاید تو، با هم هماهنگ نیستند. به همین راحتی!


4- همه ما آدم ها در طول زندگی مان، ورودی های اطلاعاتی بسیاری را وارد ذهنمان می کنیم. این ورودی ها می توانند اینها باشند: افکار و عقاید دیگران، حرف های دیگران، مشاهدات دیگران، معلومات دیگران، مشاهدات و معلومات خودمان، احساسات خودمان، دیده ها و شنیده های خودمان، تجربه های خودمان و دیگران و... . بزرگترین مساله همین جا پیش می آید. تو وقتی که می خواهی چای بدون تفاله ای داشته باشی، از چای صاف کن استفاده می کنی. اما برای ذهن و مغزت، هیچ چای صاف کنی کنار نگذاشته ای. هیچ غربالی کنار نگذاشته ای که دانه ها و ذره های به درد نخور را جذب خودش کند.

مساله این است: مصالحی که وارد مغز و ذهن ما می شوند، با هم هماهنگ نیستند و ما را به هم می ریزند. درست مثل معده می ماند؛ که اگر غذاهای سرد و گرم را با هم بخوریم، سیستمش به هم خواهد ریخت. با این مصالح به هم ریخته که در زمان های یکسان هم وارد این مغز و ذهن می شوند که نمی شود کاری کرد، می شود؟

پیشنهاد می کنم غربالی برای خودتان درست کنید، و این که حتما مصالحی که وارد مغزتان می کنید، از آجر گرفته تا سیمان و دوغاب و میلگرد و...، با هم هماهنگ و یک جهت باشند تا بتوانید ساختمانی با شکوه از باورها و عقایدتان بسازید. اما بسیاری از ما، آن قدر درگیر و روزمرگی شده ایم که سال ها و سال ها است که از زندگیمان می گذرد، اما وقت نکرده ایم حتی یک بار هم که شده، انبار ذهنمان را مرتب کنیم تا ببینیم که توی آن، چه چیزهای به درد بخوری داریم و چه چیزهایی هم باید دور انداخته شوند. می دانیم که باید یک روز چنین کاری را انجام بدهیم؛ اما مدام دست دست می کنیم و وقت را می کشیم. و ترجیح می دهیم که به جای مرتب کردن این انباری و رفع کردن رنج، به عادت دیرینه ای که داریم، بچسبیم: با رنج کنار بیاییم! با رنج کنار بیاییم! با رنج کنار بیاییم! خدای من! چه عادت جانکاهی که به راستی باعث کاهش توان و حجم جان ما می شود.

بزرگترین کاری که می توانی انجام بدهی، این است که بدانی چه فکرها و باورهایی در ذهنت داری. باید با پروژکتور دقت و توجه به ذهت سفر کنی و ببینی که در حوزه های مختلف، چه عقیده ها و باورهایی داری.

 

5- وقتی که تعریف ها مشخص شدند و آشکار شد که توی ذهن تو، ثروت یعنی چی، پول یعنی چی، عقل و دانش یعنی چی، دوستی یعنی چی، جامعه یعنی چی، اراده یعنی چی و...، آن وقت است می توانی قدم دومت را برداری. یک آدم بزرگ را که قبولش داری، نشان کن. برو پیشش و بگو که این عقاید من است، این باورهای من است؛ کدام هایش نادرست. اگر چنین آدم کاملی را هم دم دست نداشتی، می توانی به متخصصان هر حوزه ای هم مراجعه کنی؛ البته نه هر متخصصی! زندگی ات را از سر راه نیاورده ای که دست هر متخصصی بسپاری. خوب بگرد، خوب سوال و جواب کن، ببین بهترین متخصصان هر حوزه ای، چه کسی است. مهم، پیدا کردن کسی است که بتواند کمکت کند؛ نه پیدا کردن کسی که در مهارت کمک کردن، معروف تر از همه باشد.البته باورها و چهاچوب های دینی در این مرحله بسیار به تو کمک می کند.

 

هنوز رنج می بری؟ باورهایت یک دست نیستند. باز هم رنج می بری؟ در تعریف هایت تجدید نظر کن تا هماهنگ با غرض اصلی تو از زندگی کردن و زنده بودن باشند. شاید تعریفی که تو از معنویت داری، تعریف درستی نیست. کمی واقعی تر به دنیا نگاه کن. تعریف های واقعی داشته باش؛ نه تعریف های من درآوردی و تخیلی. وقتی که تعریف هایت درست باشند، وقتی که باورهایت هماهنگ و منظم و یک جهت باشند، دریای ذهن تو زیبا خواهد بود، با شکوه خواهد بود و مرواریدهای بسیاری می توان از آن صید کرد. وقتی سربازان باور تو، همه مطیع تو باشند و منتظر فرمان تو، و همه نقش خود را خوب بازی کنند، آن وقت است که تو، یک فرمانده همیشه فاتح خواهی بود. این فرصت را از خودت نگیر، همین!

 

منبع :مجله موفقیت - با تغییر




برچسب ها : شادي , زندگي

نوشته شده در 1388/6/9ساعت توسط مريم | نظر دهيد




1- تلاش در راه رفاه خانواده:

خداوند رزاق و رحیم در قرآن کریم می‏فرمایند:

«مردان و زنان بی‏همسر خود را همسر دهید،... اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی‏نیاز می‏سازد، خداوند گشایش دهنده و آگاه است.» (1)

پیامبر اکرم صلی‏الله و علیه واله وسلم می‏فرمایند:

«بی‏ همسرانتان را همسر دهید ، زیرا خداوند در پرتو ازدواج، اخلاق آنان را نیکو می‏گرداند و رزق و توان مالی آنها را وسعت می‏دهد، و بر مروّت و ارزش‏های انسانی‏شان می‏افزاید.» (2)

امیر مومنان علی‏علیه‏السلام می‏فرمایند:

«خداوند متعال روزی همه را تضمین کرده و قوت آنان را معین ساخته ... هر کس زنده باشد، روزی‏اش بر اوست و هر کس بمیرد، بازگشتش به سوی اوست...»(3) 

اما رضا علیه‏السلام  در رابطه با تلاش مرد در راه رفاه خانواده می‏فرمایند:

«کسی که از راه حلال برای رفاه خانواده‏اش تلاش می‏کند، همانند مجاهدی است که در راه خدا جهاد می‏کند.»  (4)

با توجه به دستور الهی و کلام نورانی معصومین (علیهم‏السلام) باید به این نکته دقت داشت که نفقه زن بر شوهر واجب است، یعنی قانوناً و شرعاً مرد موظف است کلیه مخارج خانواده از قبیل خوراک، پوشاک، مسکن، دارو و درمان و... را تامین نماید و در صورت امتناع یا کوتاهی ایشان، شرعاً و قانوناً مورد بازخواست قرار خواهد گرفت.

بنابراین مرد خردمند و آینده‏نگر و با تدبیر، حساب دخل و خرج خانواده را به طور دقیق می‏کند. اشیاء و لوازم زندگی را نسبت به لزوم و احتیاج درجه‏بندی می‏کند. حوائج ضروری زندگی مانند خوراک و پوشاک را بر سایر چیزها مقدم می‏دارد و کار و شغلش، کمال جدیّت و تلاش را دارد و مقداری از درآمدش را برای حوادث ناگهانی روزگار از قبیل بیماری و ... کنار می‏گذارد. در کار و زندگی‏اش اعتدال و قناعت را در نظر دارد و از هر گونه اسراف و تبذیر خودداری می‏کند. و همه سعی و تلاشش این است که با توکل بر خدا، از راه حلال و در حدّ توان و اعتدال، وضع اقتصادی خانواده را بهتر کند.

 

2- نظافت و آراستگی:

نظافت و تمیزی از ارکان زندگی انسان است، که حیات و لذت بردن از حیات، بستگی به آن دارد. نظافت در خانه، کوچه، بازار، اداره و مغازه ضروری و اجتناب‏ناپذیر است. نظافت با خوردن، آشامیدن، پوشیدن و حتی نفس کشیدن انسان ارتباط دارد.

در نظام آفرینش، خداوند متعال همه موجودات را زیبا آفرید ، خصوصاً انسان که گل سر سبد خلقت است زیباتر. در بین انسان‏ها خداوند سبحان خلقت زنان را نسبت به مردان زیبا پسندتر و نظافت دوست‏تر آفریده است.

پیامبر اسلام صلی‏الله علیه و اله وسلم می‏فرمایند:

«هر چه می‏توانید پاکیزه باشید، زیرا خداوند اسلام را بر پاکیزگی بنیان نهاده و جز مردم پاکیزه کسی به بهشت نمی‏رود.» 5

و امام باقر علیه‏ می‏فرمایند:

«همان گونه که مردان دوست دارند زینت را در زنانشان ببینند، زنان نیز دوست دارند زینت را در شوهرانشان ببینند.» 6

و در همین رابطه امام کاظم علیه‏السلام می‏فرمایند:

«آراستگی شوهر موجب عفت زیاد همسر می‏شود و بی‏عفتی زنان به خاطر ناآراستگی شوهرانشان بوده است.»  7



3- بوی دهان و مسواک زدن:

یکی از دستورات مهم اسلام که بر انجام آن تاکید فراوان شده است مسواک زدن می‏باشد. زن و شوهر به خاطر نزدیکی بسیاری که با یکدیگر دارند و به واسطه همسری، از بوی دهان یکدیگر یا شادان و خرّم می‏شوند و یا افسرده و متنفر.

 

 

پیامبر اکرم صلی‏الله علیه واله وسلم خطاب به مردان می‏فرمایند:

«لباس‏های خود را تمیز کنید و موهای خود را کم کنید، مسواک بزنید و آراسته و پاکیزه باشید، که بنی‏اسرائیل چنین نکردند تا زنانشان به فساد کشیده شدند.»8 

امیرالمومنین علی علیه‏السلام می‏فرمایند:

«مسواک کردن موجب رضایت خداست و سنّت پیغمبر صلی‏الله علیه وآله و سلم است و پاک‏کننده دهان است.»  9

4- حفظ عفت و پاکدامنی خود:

همانطور که مرد همسر خود را عفیف و پاکدامن می‏خواهد، خود نیز باید عفیف و پرهیزگار باشد. باید مواظب رفتار، کردار و گفتار خود باشد و از هواهای نفسانی پیروی نکند. هرگز از زیبایی‏های زنان دیگر در نزد همسر خود سخن نگوید و... .

پیامبر امین اسلام صلی‏الله علیه و اله وسلم می‏فرمایند:

«نسبت به زنان دیگران عفت داشته باشید، تا دیگران نسبت به زنان شما عفت داشته باشند.»  10

امام علی علیه‏السلام در باره پرهیز از نگاه به نامحرم و خطر آن می‏فرمایند:

«قلب، کتاب چشم است (آنچه چشم ببیند در قلب نشیند).  11

و در همین رابطه امام صادق علیه‏السلام می‏فرمایند:

«نگاه شهوت آلوده، تیری زهرآگین از تیرهای ابلیس است و چه بسیار از نگاه‏های به نامحرم که سبب اندوه و حسرت طولانی می‏شود.»  12

بنابراین نگاه به نامحرم حرام است و مرد مسلمان نباید به زن نامحرم  خیره شود و با قصد لذّت به او نگاه کند. و مهمترین هدف اسلام در ممنوع کردن نگاه به نامحرم مراقبت از کانون گرم خانواده، ثبات پایه‏های زندگی خانوادگی و حفظ اخلاق جامعه است.

5- وقت‏گذاری برای همسر:

اشتغال و کار بیرون از منزل برای مرد یک امر ضروری، لازم، نیکو و مورد پسند است؛ در عین حال، وضع باید به گونه‏ای باشد که مرد ساعاتی را در خانواده و در جمع صمیمی همسر و فرزندان حضور داشته باشد. مثلاً به غیر از ساعات شبانه‏ روز که مقداری را در اختیار آنان می‏گذارد ، روزهای تعطیل آخر هفته و نیز تعطیلات سالانه را با آنها بگذراند. اگر به گردش و تفریحی برای رفع خستگی می‏رود، آنها را فراموش نکند.

گذراندن اوقات فراغت در کنار همسر و فرزندان سبب به وجود آوردن تفاهم و صمیمیّت، انس و الفت، عشق و محبّت بین اعضای خانواده می‏شود و مهمتر اینکه شوهر از مسائل خانواده (کمبود‏ها و کاستی‏ها و دیگر مشکلات احتمالی) اطلاع پیدا می‏کند و زمان اختیار و کنترل خانواده همچنان در دست اوست. از درس و بحث و فرزندان و نیازهای آنها اطلاع پیدا می‏کند و زمینه رشد و شکوفایی استعدادها و ارتقاء علمی ایشان را فراهم می‏نماید و فرزندان نیز اعتماد بیشتری نسبت به پدر خود پیدا می‏کنند و با همه وجود به او مهر و عشق و علاقه می‏ورزند و مطمئن هستند که او در همه لحظات یار و یاور و غمخوار آنها می‏باشد.

اما متاسفانه مشاهده می‏شود چه بسیار خانواده‏هایی که شوهر در آن فقط اسمی دارد و نقش او تنها تهیه غذا و لباس برای اهل خانه است. و چه بسیار خانواده‏هایی که در اثر غفلت و سهل‏ انگاری مرد خانواده‏، زن و یا فرزندان دچار مشکلات فراوان، گمراهی‏ها، انحرافات اخلاقی، اعتیاد و ... شده‏اند که اگر شوهر (پدر) قبلاً مقداری از وقت خود را صرف آنها کرده بود، هرگز چنین وضعی پیش نمی‏آمد. 

بنابراین بسیار نیکو و بجاست که شوهر، هر گاه به منزل وارد می‏شود، پس از سلام و احوالپرسی گرم و صمیمی، چند لحظه‏ای از وقت خود را در اختیار اعضای خانواده بگذارد و با آنها مشغول به تناول چای، شربت، میوه و غذا شود و پس از گفتگوی صمیمانه خانوادگی، به سایر فعالیت‏های خصوصی خود از قبیل: مطالعه روزنامه، مجلات، کتب علمی و حسابرسی‏های تجاری و... بپردازد.

 

پی نوشت ها:

1- سوره نور،آیه 32

2- ترجمه میزان الحکمه ،ج5

3- نهج البلاغه ،بخش16

4- بحارالانوار ،ج104،ص72

5- نهج الفصاحه،ص72

6- مکارم الاخلاق

7- وسایل الشیعه

8- نهج الفصاحه

9- وسایل الشیعه

10-مستدرک الوسایل

11- نهج البلاغه ،ترجمه محمد دشتی

12- وسایل الشیعه ،ج14،ص138

 

منبع :کتاب راهنمای خانواده




برچسب ها : مرد , شوهر

نوشته شده در 1388/6/7ساعت توسط مريم | نظر دهيد

من  با داداشم هر روز ميريم پارك نياوران،  خب هر دومون نياز داريم از همه لحاظ (روحي و جسمي)

ولي ديروز با بقيه روزا فرق داشت، انگار اولين باره كه دارم ميرم تو اين پارك و دارم از خوشحالي ميدوم

پارك نياوران يك مسجد كوچك داره كه چون ما تا دير وقت تو پارك ميمونيم مجبوريم نمازمون هم همون جا بخونيم،

اونجا يه پير مردي هست كه خيلي چهره ي با صفا و مهربوني داره، با چشماي آبي و معصوم. 

بعدِ اين همه روز اتفاقي بهش سلام كرديم، انگار خيلي دور و ورش خلوته ما رو گرفت به صحبت،

6 تا پسر داره و 1 دختر و 3 تا از بچه هاشم مُردند، تازه دوتا بچه ي ديگه هم ميخواست كه 12 امام رو داشته باشه ولي همسرش سال 71 فوت كرده.  اين پير مرد ما رو به يه چايي تازه دم دعوت كرد،

خب ما قبلش بستني خورده بوديم و مجبور بوديم كه دعوتشو رد كنيم، مثل بچه ها ناراحت شد

و داداشم بهش قول داد كه فردا بريم پيشش و با هم چاي بخوريم، داداشم ازش پرسيد از زندگيت راضي هستي؟

گفت: معلومه كه راضيم، من راضيم به رضاي او.  اين پير مرد حرف زيادي نزد ولي يه جمله ي تكراري گفت كه امروز معني واقعي اين جمله رو تونستم درك كنم:

" هر چه ما خواستيم نشد هر چه او خواست شد"

راستي كه هر چي خدا بخواد خوبه، شايد از نظر ما بد باشه ولي اگه بدونيم خدا صلاح دونسته راضي ميشيم و خشنود و شكرگذار خدا

خدايا، به دادشته و نداشته ام شكر، به داده و گرفته ات شكر،

خدايا هر چه قدر هم كه ازت تشكر كنم بازم كمه،

آخه از آسمون زمين رو نگاه كنيم خيلي ريزه چه برسه به آدماش، پس خدايا تو چقدر بنده نوازي و ما بنده هاتو چقدر تحويل ميگيري

خدايا خيلي قشنگي، خيلي بزرگي، خيلي مهربوني، هر چي بگم بازم كمه و بايد بگم و جمله ها هم كم ميارن




برچسب ها :

نوشته شده در 1388/5/22ساعت توسط مريم | نظر (1)



زن و شوهر باید گاهی از یکدیگر به زبان تشکر کنند و محبت و عاطفه قلبی خود را اظهار کنند. برای گرم نگهداشتن تنور عشق و صفا، انجام وظیفه و محبت قلبی به تنهایی کافی نیست. اظهار محبت و تشکر و مخصوصاً نسبت به زن که عواطف ظریف‌تر و احساسات رقیق‌تری دارد، تأثیر روانی عمیقی در روح شنونده باقی می‌گذارد.

رسول خدا(ص) می‌فرماید: «مردی که به زنش بگوید: من تو را دوست دارم، تاثیر این سخن برای همیشه در روح او باقی می‌ماند.»

زن از شنیدن جمله "دوستت دارم"به وجد و شعف می‌آید، پر و بال پیدا می‌کند، سرشوق می‌آید، وظیفه‌اش را با دلگرمی انجام می‌دهد و مشکلات زندگی را با چهره باز تحمل می‌کند، شوهرانی هستند که زنان خود را دوست می‌دارند و از خانه‌داری آنها راضی هستند، ولی هیچگاه دوستی خود را اظهار نمی‌کنند و تشکری بر زبان نمی‌آورند. اینها یا فکر می‌کنند، تشکر و اظهار محبت، شخصیت آنها را پایین می‌آورد یا زن خودش را لوس می‌کند، ولی باید بدانند که این فکر بر خلاف دستور اسلام است. اگر علت عدم تشکر اولی باشد، مرد در اشتباه است و اگر دومی درست باشد، زن در اشتباه است و در هر حال شوهر باید وظیفه خود را انجام دهد.

برای محبت کردن به همسر راه‌های متفاوتی وجود دارد . ما در زیر به چند مورد از آنها اشاره می‌کنیم :

اگر ناراحت است به احساسش احترام بگذارید.

وقتی خسته است به او کمک کنید.

هر وقت به تنهایی احتیاج دارید و می‌خواهید با خودتان خلوت کنید، به او بگویید که می‌خواهید مدت کوتاهی تنها باشید و به زودی پیش او خواهید بود.

وقتی که دیگر نیازی به تنهایی نبود و پیش او بودید، با بیانی صمیمانه به او علت ناراحتی خود را بگویید و او را مطمئن سازید که تقصیری متوجه او نبوده است.

در حضور دیگران به او احترام گذاشته و از خوبی‌هایش تمجید کنید.

در جمع و میهمانی به او بیشتر از سایرین توجه کنید.

در مناسبت‌های خوب زندگی، مانند سالروز ازدواج یا تولد و غیره با نوشتن مطلبی کوتاه ابراز عشق و علاقه کنید.

سعی کنید حال و احساس او را درک کرده و همدردی کنید. مثلا اگر حالش خوب است، بگویید "امروز خوشحال به نظر می‌رسی".

سعی کنید، رفتارتان مثل روزهای اول آشنایی باشد. نخستین روزهای آشنایی را همواره به یاد داشته باشید.

به کارهای منزل رسیدگی کنید و اگر چیزی احتیاج به تعمیر دارد انجام دهید

صمیمیت را چاشنی زندگی کنید و به جای اینکه در مقابل یکدیگر بایستید به موازات یکدیگر حرکت کنید .

از همدیگر نظرخواهی کنید.

به کارهای روزانه‌اش علاقه نشان داده و از کارهایی که انجام می‌دهد سوال کنید.

برایش هدایای مناسبی تهیه کن.

از محل کار به او تلفن بزنید و از حالش جویا شوید.

چه تمثیل زیبایی حضرت علی (ع) در مورد زن فرموده اند که : «زن ریحانه است.» زن همانند گل است و به راستی طراوت یک گل، مرهون مراقبت باغبانی مهربان است، تا در سایه ی مواظبت و انس با آن گل، ازجلوه و زیبایی و عطر و رنگش، بهره و لذت برد و روحش از دیدار آن تازه گردد. «استاد مطهری» لزوم عشق و ابراز محبت نسبت به زن را با تشبیه زیبایی این گونه بیان کرده اند: مرد مانند کوهسار است و زن به منزله ی چشمه و فرزندان گل ها و گیاهان؛ چشمه باید باران کوهسار را دریافت و جذب کند تا بتواند آن را به صورت آب صاف و زلال بیرون دهد و گل ها وسبزه ها را شاداب و خرم کند. پس همانگونه که رکن حیات دشت، باران کوهستانی است، رکن حیات خانوادگی نیز احساسات و عواطف مرد نسبت به زن می باشد که در پرتوی آن هم زن، هم زندگی و هم فرزندان، صفا و جلا و خرمی می گیرد.

به سبب این نیروی عظیم و اثر بخشی فوق العاده ی آن است که در دین مقدس اسلام، از جانب پیامبر و ائمه (ع) سفارش های بسیاری در زمینه ی محبت و اظهار علاقه نسبت به «زن» بیان شده است.

رسول گرامی اسلام (ص)اظهار محبت به همسر را نشانه ی ایمان به خدا می دانند و می فرمایند: هر چه ایمان انسان کامل تر باشد، به همسرش بیشتر اظهار محبت می کند.

تبیان: کهتری




نوشته شده در 1388/4/17ساعت توسط مريم | نظر (1)



اغلب زوج‏هاى جوان حتى اگر در گذشته ، بهترين دخترها و پسرها براى خانواده‏هاي شان بودند ، در زندگى مشترك با همسرشان، دچار اختلاف مى‏شوند. كسى نمى‏تواند ادعا كند كه تا به حال با همسرش مشاجره نداشته و از همسرش نرنجيده است. بعضى‏ها به خاطر جر و بحث‏هايى كه پيش مى‏آيد ، احساس مى‏كنند كه ازدواجشان موفق نبوده است. با اين حال، خود را ناگزير به سازش با همسر مى‏دانند اما اختلاف آنها، مثل آتش زير خاكستر، باقى مى‏ماند. در اين موارد، لازم است هر يك از زوجين فقط اين سؤال را از خود بپرسند كه «چقدر براى بهبود روابطمان زحمت كشيديم»؟

اغلب ما در برابر اين سؤال، ابروها را بالا انداخته ، با چشمانى از حدقه بيرون زده و قيافه‏اى حق به جانب، مى‏گوييم : «خيلى».

حقيقت امر اين است كه ما زحمت‏هايمان را حساب شده نكشيديم.

آيا تا به حال سعى كرده‏ايم كه ريشه اختلافات را پيدا كنيم و مسائلى را كه سد راه خوشبختى ماست، برطرف كنيم؟

آيا تا به حال خواسته‏هايمان را در كفه ترازوى ذهنمان گذاشته‏ايم تا ببينيم كدام ارزش را بايد فداى ارزش ديگر كنيم؟

آيا تا به حال فكر كرده‏ايم كه ما مى‏توانيم با كمى سعى و تلاش، زندگى مشتركمان را سرشار از شادى، عشق و محبت كنيم؟

نارضايتى‏هاى كوچك‏

نارضايتى‏هاى كوچك را دست كم نگيريم چون اغلب همين‏ها مانع احساس خوشبختى مي شوند.

مثل بگو مگوها، نيش زدن‏ها، دخالت‏ها، ناسازگارى‏ها، ناكامى‏ها، غرورها و منت گذاشتن‏ها. اگر در برابر اين مسائل كوچك از خود گذشت نشان دهيد ، راه‏هاى جديدى براى دوست داشتن زندگى و همسرتان باز خواهد شد و به يك نيروى فزاينده مثبت، دست خواهيد يافت. در اين جا براى نمونه، چند راه را به شما يادآورى مى‏كنيم. سعى كنيد راه‏هاى ديگر را خودتان كشف كنيد.

منت نگذاريد

منظور كردن كارهايى كه براى همسرتان انجام داده‏ايد يا حتى گذشتى كه به خاطر او كرده‏ايد ، براى هر يك از طرفين، هميشه وسوسه‏انگيز است. اين وسوسه را بشناسيد و آن را از خود دور كنيد. اين مسئله ، يكى از مواردى است كه جرقه اختلافات زوجين را فراهم مى‏كند. ما نبايد توقع داشته باشيم كه همسرمان به خاطر هر كارى كه انجام مى‏دهيم ، از ما قدردانى كند. اگر زوجين، توقع قدردانى داشته باشند ، نتيجه آن، ناخرسندى و به رخ كشيدن كارهايى است كه در طول روز انجام مى‏دهند و اگر يكى از زوجين اين كار را انجام دهد ، طرف مقابل نيز قطعاً تحريك شده ، به دفاع از خود مى‏پردازد. ما نبايد از اين‏كه براى خوشبختى‏مان كارى انجام داده‏ايم، ناراضى باشيم. از اين‏كه من بچه‏ها را به مدرسه رساندم، خانه را من تميز كردم ،خريد را من كردم ، بچه‏ها را من حمام بردم و... .

منظور كردن اين كارها، به معنى نارضايتى ما از آنهاست و بى‏گذشت بودنمان را نشان مى‏دهد و در اين صورت، چه بخواهيم و چه نخواهيم، همسرمان فكر مى‏كند كه بر سر او منت مى‏گذاريم و مهم‏تر اين‏كه يادآورى اين كارهاى به ظاهر سخت، آن هم به طور دائم باعث مى‏شود كه نسبت به همسرمان، احساس خشم كنيم و كم كم عشق و محبت در زندگى كم‏رنگ مى‏شود و كنايه‏زدن‏ها شروع شود و هر روز بيشتر از روز قبل، نيروى خود را به خاطر اين مسائل بى‏ارزش، از دست مى‏دهيم و عادت مى‏كنيم كه هر روز، فهرست بلندبالايى را از كارهايى كه انجام داده‏ايم، به رخ همسرمان بكشيم . كارهايى كه وظيفه ماست و يا نشانه گذشت ماست.

هر گاه احساس كرديد نسبت به همسرتان خشمگين هستيد ، وقتى كه احساس كرديد كار نادرستى انجام داده يا حتى كارى را كه مى‏بايست انجام مى‏داديد، انجام نداده‏ايد ، لحظه‏اى صبر كنيد و آن عشقى را كه بينتان هست، به ياد بياوريد.

لبخندى بر لب بياوريد و عصبانيت را به مرور زمان و با تمرين، از فهرست عادت‏هايتان حذف كنيد. در اين صورت، تأثير آن را در همسرتان خواهيد ديد. اين كار، گامى بزرگ در جهت بهبود روابط خواهد بود و هر روز، علاقه‏تان به زندگى مشترك و شريك زندگى‏تان، بيشتر خواهد شد.

توقع نداشته باشيد همسرتان بى‏نقص باشد

وقتى به همسرتان مى‏گوييد: « چرا اين طور هستى»، يا « چرا خودت را عوض نمى‏كنى»، از او توقع داريد كه چه جوابى به شما بدهد؟ خودتان را جاى او بگذاريد. اگر كسى از شما اين سؤال را بپرسد ، چه جوابى مى‏دهيد؟ اغلب ما فكر مى‏كنيم كه عملكردمان درست است و شايد ذاتاً نمى‏توانيم خودمان را اصلاح كنيم. وقتى چنين سؤالى را از همسرتان مى‏كنيد ، او تصور مى‏كند كه آن كسى نيست كه شما مى‏خواستيد و در انتخابتان اشتباه كرديد و اين مسئله‏اى نيست كه از ذهن كسى بيرون برود و نبايد توقع بهبود روابط را بعد از زدن چنين حرف‏هايى داشت. بعضى‏ها اين سؤالات را از همسرشان نمى‏پرسند بلكه اينها را به جاى اين‏كه از همسرشان بپرسند ، از خودشان مى‏پرسند كه اين هم به مراتب بدتر است زيرا در اين صورت، خودمان فكر مى‏كنيم كه اگر او شخص ديگرى بود ، آن وقت من خوشبخت بودم و اوست كه بايد عوض شود و هيچ راه ديگرى نيست.

حال اگر فكر مى‏كنيد كه جواب خوشبختى شما در كس ديگرى است، كاملاً اشتباه مى‏كنيد.

هيچ كسى را در دنيا نمى‏توانيد پيدا كنيد كه با تمام عقايد شما موافق باشد و اين طبيعى است پس با نظام طبيعت نجنگيد بلكه در كنار آن زندگى كنيد و خودتان را با چيزى كه هست، وفق دهيد.

شما مى‏توانيد بار مسئوليتى را كه از او توقع داريد ، از دوشش برداريد و روابط را اصلاح كنيد. در اين صورت، با ايجاد صميميت، كم كم به چيزهايى كه مى‏خواستيد ، مى‏رسيد. به همسرتان وقت بدهيد تا خواسته‏هاى شما را كشف كند و حتى اگر زحماتش براى برآورده كردن اين خواسته‏ها نتيجه‏اى نداد ، او را دوست بداريد و به وجودش افتخار كنيد.

تهيه کننده : داوودي

منبع : پرسمان - پيام زن




برچسب ها : عشق , خانواده , توقع

نوشته شده در 1388/4/17ساعت توسط مريم | نظر دهيد


کارهمیشه هست و تمامی ندارد . با گذشت زمان و با افزایش سن ،مسئولیت ها نیز افزوده می شود پس به امید فردا نباشید تا حرفی را که در دلتان مدتهاست احتکار کرده ایده ،بیان کنید .

محبت ولذت بردن از زندگی را برای روز مبادا نگذارید . چون اولاهیچ کس از فردایش خبر ندارد و دوما محبت تنها سرمایه ایست که تمام نمی شود ، پس با آرامش خرجش کنید.

برای با هم بودن وقت بگذارید ، هر چند فرزند داشته باشید اما در برنامه ریزی ماهانه تان زمانی را برای تفریح دوتایی خالی کنید. شما و همسرتان و دیگر هیچ کس. می توانید یک پیاده روی ساده را ترتیب دهید.

لازم نیست حتما راه دوری بروید . نزدیک ترین پارک محل سکونت و یک ساعت درکنار هم راه رفتن و از زندگی گفتن ، خاطرات شیرین را مرور کردن و هزاران حرف نگفته را گفتن ، بهترین تاثیر را در نزدیک شدن شما به یکدیگر دارد . بعد از برگشت تاثیر آن را در رابطه تان خواهیددید.

می توانید برنامه ای ترتیب دهید تا در کنار هم از موضوع مشترکی لذت ببرید. مثلا اگر هر دو علاقه مند هستید ، به تئاتر بروید. حسن این کار در این است که بعد از آن حرف مشترکی برای همصحبتی بجز مدرسه ی بچه ها،خرید خانه و...خواهید داشت.

در راه درك یكدیگر و رسیدن به تفاهم، زوجین باید به این اطمینان برسند كه محبوب یكدیگرند و در بینشان پیوندى حقیقى وجود دارد.

اگر شما برنامه‏ریزى درستى نداشته باشید ، در طول روز، براى كارهایتان وقت كم مى‏آورید اما برنامه‏ریزى درست، آن است كه در آن، براى خانه، خانواده و همسرتان هم وقت بگذارید.

سعى كنید هیچ وقت كار و خستگى ناشى از كار را با خودتان به منزل نیاورید. وقتتان را تنگ و خودتان را خسته نشان ندهید. همسرتان را در انتهای لیست اولویت هایتان نگذارید . چون آنوقت ممکن است تحت تاثیر بی توجهی شما او به طور کامل شما را از لیستش پاک کند.

مصادیق ارتباط کلامی صمیمانه که می تواند با صمیمیت بیشتر شما کمک کند: «مزاح و شوخی»، «تمجید و تعریف از یکدیگر» و «با کلمات زیبا همدیگر را صدا کردن»

فرزندانتان را هم در برنامه ریزی زندگی تان در اولویت ها بگذارید زیرا آن ها نیاز به با ما بودن دارند .این حق مسلم هر کودکی است که لحظات رویایی خندیدن پدر ومادر با هم و با خودش را در بزرگسالی به عنوان زیباترین لحظات کودکی اش به یاد آورد.

مشکلات امروز ،فردا حل خواهند شد و مشکلات جدیدی جای آن را خواهند گرفت .با کانونی گرم و محکم از زندگی تان لذت ببرید و تمام تلاشتان را بکنید.

تبیان - ندا داوودی




برچسب ها : خانواده , همسر

نوشته شده در 1388/4/17ساعت توسط مريم | نظر دهيد


همه ما با زوجی آسمانی که سراسر وجودشان مملو از اسوه و الگو بود و در ریز ترین نکات خانه داری ، همسر داری، تربیت فرزند و ... می توانیم به آنها اقتدا کنیم، آشنا هستیم . حضرت زهرا (س) و حضرت علی(ع) انسان هایی شیفته بودند که با الهام از عشقی درونی ، خانه ای پر مهر را گستردند. روزى امیرالمؤمنین على (ع ) از فاطمه (س) طعام خواست، آن حضرت جواب داد: در نزد من چیزى نیست، جز آنكه دو روز پیش، آن را به تو خوراندم و من آن را براى خود و حسن و حسین نگه داشته بودم. على علیه‏السلام فرمودند: چرا در طول دو روز مرا مطلع نكرده‏اى، تا برایتان چیزى تهیه مى‏كردم؟ فاطمه (س) گفت: من از خدایم شرم كردم تو را به كارى بگمارم كه قدرت تهیه و خرید آن را ندارى.

حضرت امام باقر علیه‏السلام مى‏فرمایند: «براى زن هیچ شفاعتى به اندازه‏ى رضایت شوهر مفید و ثمربخش نیست.... » (4)

فاطمه (س) با الهام از دستورات الهى و پدر بزرگوارش، نسبت به امیرالمؤمنین فوق‏العاده علاقه‏مند بود و هرگز برخلاف رضاى او گام برنمى‏داشت و برخورد و زندگیش با مولا طورى بود، كه غمها و غصه‏هاى وارده در بیرون از خانه، با دیدار فاطمه (س) برطرف مى‏شد، و حضرت على علیه‏السلام خود در این باره مى‏فرمایند: سوگند به خدا، من هرگز زهرا را به خشم نیاوردم و او را به كارى مجبور نساختم تا اینكه مرا در فراقش گرفتار ساخت و متقابلاً او نیز مرا خشمگین نساخت، و هیچ وقت نافرمانى نكرد و هرگاه من با او دیدار مى‏كردم، غمها و غصه‏هایم از دلم برطرف مى‏شد. (1)این حدیث از عشق و علاقه‏ى شدید متقابل دو همسر معصوم حكایت مى‏كند، كه در طول زندگى آنان نه تنها كوچكترین اختلافى پیش نیامده است، بلكه مشكلات خارجى و اجتماعى با دیدار محبت‏آمیز آنها مرتفع مى‏گردید. گریه فاطمه (س) براى على (ع) در حال مرگ شدت علاقه فاطمه به امیرالمؤمنین را در بر دارد.

و بالاخره چون خبر شهادت زهرا را به على (ع) دادند، آن حضرت در حال حركت به زمین افتاد و هرچه خواست بلند شود ممكن نشد.(2) احادیث و قضایاى تاریخى نشان مى‏دهد، كه در میان على و فاطمه علیهماالسلام محبت، عشق و علاقه‏ى فوق‏العاده‏اى حاكم بود، كه در فراق فاطمه، على به حالت غشوه مى‏افتد و صبر و توانش به ناتوانى و كم‏صبرى تبدیل مى‏گردد، و فاطمه علیهاالسلام نیز هرگز على و یارى على را فراموش نمى‏كند. امیرالمؤمنین چون پیكر پاك فاطمه علیهاالسلام را بر خاك سپرد، دست دعا به سوى آسمان برداشت و در حق زهرا چنین دعا كرد: خدایا! من از دختر پیامبرت راضى هستم. بارالها! فاطمه علیهاالسلام نگران و مضطرب بود، تو او را آرامش بخش، خداوندا! زهرا از دوستان و فرزندان مفارقت كرد، تو او را وصل كن. پروردگارا! به فاطمه علیهاالسلام ظلم كردند تو خود حاكم باش. (3) همه‏ى این فرازها نشان مى‏دهد كه فاطمه‏ى زهرا با داشتن مقام عصمت نسبت به حقوق شوهر چقدر ارزش قائل بوده و چه‏سان نگران بوده است كه نسبت به مقام ارجدار شوهرش على بن ابیطالب (ع) مسئول باشد .

حضرت رسول می فرماید:"هنگامی‌كه شوق بهشت در دلم پیدا می‌شود، گلوی فاطمه را می‌بوسم."

روایت شده كه روزى حضرت على علیه‏السلام و همسرش حضرت زهرا علیهاالسلام به صحرا رفته به هنگام خوردن خرما با گفتن كلماتى مزاح كردند. على (ع) فرمود: اى فاطمه! رسول خدا مرا بیشتر دوست مى‏دارد. حضرت زهرا (س) گفت: از سخن تو عجب است! آیا مى‏شود پیامبر اكرم (ص) تو را بیش از من دوست داشته باشد در حالى كه من میوه‏ى دل او و عضوى از پیكرش و شاخه‏اى از شاخسارش مى‏باشم و غیر از من فرزندى ندارد؟! على (ع) فرمود: اى فاطمه! اگر سخن مرا قبول ندارى بیا تا نزد پدرت حضرت رسول (ص) برویم! سپس آن دو با هم نزد پیامبر رفتند. حضرت فاطمه پیشدستى كرده گفت: اى رسول خدا! كدام یك از ما دو نفر نزد تو محبوبتریم؟ من یا على؟! رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله فرمود: تو به من محبوبترى و على از تو براى من عزیزتر است. (5)


مباهات حضرت علی به همسری فاطمه (س)

شخصیت بزرگی چون علی(ع) به همسری فاطمه(س) افتخار می كند و همسری با او را برای خود فضیلت و ملاك برتری بر دیگران و شایستگی پذیرش مسئولیت های سنگینی چون رهبری جهان اسلام می داند. در جریان شورای شش نفره كه برای تعیین خلیفه تشكیل شده بود حضرت خطاب به سایر اعضا فرمود: «آیا در بین شما به جز من كسی هست كه همسرش بانوی زنان جهان باشد؟»

تنها تسلی بخش علی(ع)

حضرت بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند: با چه كسی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسكین می یافتم؛ بعد از تو با چه كسی آرامش یابم . پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت می نماید و هیچ گاه اندوه دلم نمی گشاید. چشمم بی خواب، و دل از سوز غم سوزان است.

حال شما قضاوت کنید خانه ای که ساکنان آن سرشار از مهر و وفا و دوستی هستند و در عشق ورزیدن نسبت به هم با تمام وجودشان سرمایه گذاری می نمایند و به طریقی حتی راه و رسم عشق ورزی را می آموزند شایسته سرمشقی برای عشاق نیستند؟ آیا بهتر نیست با وجود چنین الگوهایی عاشق، در برگزاری روزهایی مثل ولنتاین که ریشه در فرهنگ بیگانه دارد و تفسیر عشق آن با آنچه ما عشق می خوانیم متفاوت است؛ تجدید نظر کرده و روز عشاق را روزی مرتبط با الگوهای اصیل خودمان قرار دهیم؟ و رفتار آنان را بهانه ای برای اظهار علاقه ومحبت بدانیم؟

پی نوشت ها:

1ـ بحارالانوار، ج 43، ص 134- عوالم، ج 11، ص 328- جلاءالعیون شبر، ج 1، ص 170.

2 ـ جلاءالعیون 1، ص 219 و بحار ج 43 ص 187

3ـ خصال، ج 2، ص 373- بحارالانوار، ج 103، ص 256- 257- عوالم، ج 11، ص 521.

4ـ سفینه، ج 1، ص 561: لا شفیع للمرأة انجح عند ربّها من رضا زوجها.

5ـ فاطمه الزهراء علیهاالسلام بهجة قلب المصطفى/ احمد الرحمانى الهمدانى/ ص 287.

6-بحار الانوار ج42

تبیان- فهیمه کهتری




برچسب ها : روز عشاق , خانواده

نوشته شده در 1388/4/17ساعت توسط مريم | نظر دهيد


1- چشم پوشى از خطاها

بيشترين سفارش اسلام در مورد مسائل خانوادگى، در زمينه گذشت و اغماض هريك از زن و شوهر در لغزش ها، كج خلقى ها و اشتباهات يكديگر است زيرا زن و شوهر دو انسانى هستند كه همانند همه انسان هاى ديگر، روحيات و طرز تفكرهاى دوگانه دارند. آن ها كه مدعى اند ما در همه موارد يك طرز تفكر داريم و در همه مسائل موافق و هماهنگ هستيم، شايد هنوز زمينه و موقعيت برايشان پيش نيامده است كه خصلت هاى واقعى همديگر را بشناسند، ضمن آنكه اگر زن و شوهرى با روحيه مشترك پيدا شوند ، باز هم هيچ كدام از اشتباه و خطا و عصبانيت مصونيت ندارد. از اينجاست كه اهميت گذشت و تأثير آن در تداوم روابط سالم آشكار مى شود.

وجود عفو و گذشت به يقين كانون خانواده را گرم نگاه مى دارد ، عشق و محبت را سرزنده مى كند و اختلاف و مشاجرات را به پايان مى برد. عفو و گذشت نشانه حسن نيت و خوش بينى به زندگى است. عفو و اغماض به طور قطع ، در عواطف دو طرف اثر خوبى مى بخشد و در طرز تفكر و شيوه عمل آن ها تحوّل ايجاد خواهد كرد. چه بسيار تيرگى ها كه در پرتو اين صفت از ميان برخاسته و جاى خود را به صفا و صميميت داده است.

زن و شوهر، هر دو بايد توجه داشته باشند كه انسان به اين سادگى و سرعت توان رسيدن به آگاهى و پى بردن به خطاها و اشتباهات خود را ندارد ، بايد با شيوه اى بسيار لطيف و با روشى بسيار ملايم و دقيق او را به قله آگاهى رسانيد.

خداوند در قرآن كريم سفارش مى كند كه از خطاى ديگران چشم پوشى كنيد بلكه خطاى آنان را ناديده بگيريد.

«وَليَعفوا و ليصفَحوا الا تُحبُّونَ ان يَغْفِرَ اللّهُ لَكُم واللّهُ غفورٌ رحيم» (نور: 22)

بايد عفو كنيد و چشم بپوشيد ، آيا دوست نمى داريد خداوند شما را ببخشد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است.

2- برخورد منطقى

از ويژگى هاى روابط سالم و سازنده همسران اين است كه در عين انتقاد و اعتراض هايى كه به عملكرد يكديگر دارند ، با همسرشان برخوردى انسانى و منطقى دارند. در مواردى ممكن است شما قدرت داشته باشيد حرف خود را بر كرسى بنشانيد و برترى خود را اثبات كنيد و حتى آبروى همسرتان را به خطر اندازيد ، ولى قدرت منطق و رفتار منصفانه مانع از وقوع چنين امرى مى شود.

همچنين ممكن است توقّع حقى را از همسر خود داشته باشيد ولى وقتى با ديدى منطقى به آن مى نگريد ، درمى يابيد كه وصول به آن امكان پذير نيست و از عهده همسرتان خارج است. متأسفانه برخى از افراد به دست و پاى همسر خود مى آويزند و نيروى حركت او را مى گيرند و يا او را از كار مى اندازند تا به خواسته و هدف خود برسند. به نظر مى رسد اگر فردى اين چنين به هدف خود دست يابد ، از آن سودى نخواهد برد و در واقع ، محروم و ناكام خواهد ماند ، ضمن اينكه همسرش را از خود گريزان كرده است.

تعادل در زندگى مشترك زمانى برقرار مى شود كه روابط متقابل بر پايه هاى عقلانى استوار باشد. آدمى به دليل حبّ نفس (خودپرستى) ، پيوسته گرايش به جانب منافع شخصى دارد و سياست جلب منفعت و دفع ضرر را بر خط مشى هاى ديگر ترجيح مى دهد. چنين نگرشى در زندگى دوران تجرّد ، تا حدى عملى و امكان پذير است، ولى در زندگى مشترك، با لحاظ پيدايش روابط و مناسبات جديد ، سليقه هاى شخصى زن و شوهر در تقابل با يكديگر قرار مى گيرند چون هريك از دريچه منفعت شخصى به زندگى مى نگرد و ترجيحات او از نوع نفسانى است تا عقلانى.

زوجين، بخصوص مردها، بايد اين واقعيت را بپذيرند كه هرگز اعمال قدرت، قدرت نمى آفريند، بلكه از زور و قدرت بايد زمانى استفاده كنند كه از راه هاى ديگر مأيوس گرديده باشند.

در چنين شرايطى، اگر زوجين داراى اخلاق ملايم و تربيت صحيحى باشند ، مى توانند به جاى اعمال سليقه شخصى و حاكميت زور و قدرت در عرصه زندگى، پايه هاى استوار و مطلوبى براى حل اختلاف سليقه هاى خود بيابند و منطق در صحنه زندگى شان حاكم باشد. زوجين، بخصوص مردها، بايد اين واقعيت را بپذيرند كه هرگز اعمال قدرت، قدرت نمى آفريند، بلكه از زور و قدرت بايد زمانى استفاده كنند كه از راه هاى ديگر مأيوس گرديده باشند.

تهيه کننده:داوودي

برگرفته از مجله معرفت و کتاب آئين همسر داري




نوشته شده در 1388/4/17ساعت توسط مريم | نظر دهيد


1. درك متقابل یكدیگر

شك نیست كه زن و شوهر از دو خانواده و در دو فرهنگ جداگانه پرورش یافته اند. طرز فكرها، سلیقه ها، طرز تلقّى ها و برداشت ها متفاوتند و ممكن است درباره هر مسئله اختلاف نظر وجود داشته باشد. در اختلاف نظر است كه هریك مدعى اتخاذ شیوه اى مى شود و چون با همدیگر كنار نمى آیند ، مى گویند: همسرم مرا درك نمى كند. این خود موجب پیدایش انفجار در زندگى خانوادگى است. اما اگر دو نفر بكوشند كه یكدیگر را بشناسند و از علایق و اندیشه هاى یكدیگر آگاهى پیدا كنند ، مطمئناً به موفقیت هایى دست مى یابند.

در راه درك یكدیگر و رسیدن به تفاهم، زوجین باید به این اطمینان برسند كه محبوب یكدیگرند و در بینشان پیوندى حقیقى وجود دارد.

این نكته را نباید فراموش كنیم اگر انتظارات افراد از دیگران با مقدورات آن ها برابرى داشته باشد ، آنجا درك كردن وجود دارد. در چنین موقعى، تلاش و كوشش و امید حركت به وجود خواهد آمد. ولى وقتى انتظارات از حدود مقدورات فرد خارج باشد ، درك كردن وجود ندارد و در نتیجه ، سردى و یأس و سكوت به وجود خواهد آمد. به جاى حركت بیشتر، سكون و ركود جایگزین خواهد شد زیرا وقتى كسى را درك نكرده باشیم، طرف مقابل دچار رنج و ملال شده، از حركت و پویایى باز خواهد ایستاد.

2. تكریم یكدیگر

در زندگى مشترك زوجین، شاید رعایت آداب به صورتى كامل امكان پذیر نباشد ، ولى وجود احترام متقابل براى آن ها اصلى اساسى است. درگیرى ها و اختلافات آشكار هنگامى پدید مى آیند كه پرده حرمت فیمابین دریده شود و طرفین براى یكدیگر ارزش و احترامى قایل نباشند. مهم ترین شیوه براى جلوگیرى از بروز درگیرى ها در بین زن و شوهر تحكیم روابط و تكریم یكدیگر است. تكریم كردن زن به شوهر و بر عكس، طرفین را دل باخته و اسیر یكدیگر مى سازد. آن چنان كه هرگز از زندگى با همدیگر احساس سیرى و خستگى نمى كنند و سعى دارند همیشه در كنار یكدیگر و دور از همه گونه فریب ها زندگى كنند. حرمت گذاردن به هم یك حُسن است و هر زن و مرد باید در جستجوى نقاط مثبت در زندگى همسر و تكریم او به خاطر آن نقطه مثبت باشد.

بزرگداشت و تكریم به شخصیت، براى همسران، بلكه هر انسانى یك نیاز طبیعى است. در اثر غریزه حبّ ذات كه در طبیعت انسان نهاده شده، به ذات خویش علاقه دارد ، میل دارد دیگران نیز شخصیت او را بپذیرند و گرامى بدارند.

اگر نیاز طبیعى به تكریم شخصیت هر فرد در خانواده تأمین شد ، احساس آرامش مى نماید و به نفس خویش اعتماد پیدا مى كند. از توانایى هاى خود استفاده مى نماید و با دل گرمى و امید به موفقیت و كسب رضایت سایر اعضاى خانواده در مسیر زندگى قدم برمى دارد ، به خانواده همسر و دیگر مردم خوش بین مى شود و آنان را قدرشناس و قابل اعتماد مى داند و از همكارى با افرادى كه قدر او را شناخته و شخصیتش را گرامى مى دارند، هراسى ندارد.

همسرى كه مورد تكریم و احترام خانواده قرار گرفته است، به خانواده خود عشق می ورزد و در احترام متقابل همسر خود ، از هیچ كوششى دریغ نمى كند.

اگر این نیاز طبیعى در چارچوب روابط سالم همسر تأمین نشود، بلكه بر عكس، همسر مورد تحقیر قرار گیرد و به شخصیتش ضربه وارد شود ، خود را ضعیف و ناتوان و همسر خود را قدرناشناس به حساب مى آورد . چون از همسر و خانواده احترام ندیده است، نسبت به همسر خود بدبین مى شود. در این زمان است كه سوءظن ها و بدبینى ها سراسر وجود او را مى گیرد و درصدد انتقام جویى برمى آید. از این رو، در احادیث معصومان(علیهم السلام) در مورد كسانى كه مورد تحقیر قرار گرفته اند و عزّت نفس آن ها مورد خدشه واقع شده، روایات بسیارى وارد شده است.

منبع : برگرفته از مجله ی علمی- تخصصی معرفت




برچسب ها : ازدواج , عشق , مودب

نوشته شده در 1388/4/17ساعت توسط مريم | نظر دهيد

علاوه بر تغییراتی که از لحاظ ساختار فیزیولوژیکی و روانی بین

زن و مرد وجود دارد، شیوه نگرش و نحوه تربیت نیز از همان روزهای اولیه زندگی برای نوزاد دختر و پسر متفاوت است. جنسیت فرد برحسب مذکر یا مؤنث بودن از اهمیت زیادی برخوردار است. اولین پرسش پس از متولد شدن نوزاد درباره دختر یا پسر بودن اوست. جنسیت فرزند برای بسیاری از والدین مهم است. بررسی بسیار گسترده ای که توسط پیترسون و دیگران صورت گرفت نشان داده 90 درصد مردان و 92 درصد زنان آرزو داشتند نخستین فرزندشان پسر باشد.

اگر دختر چهار ساله ای دوست دارد با عروسک بازی کند و به او لباس بپوشاند این بدان معنا نیست که او در آینده نمی تواند یک مهندس یا یک حقوقدان بشود. در بازی کودکان آنچه اهمیت دارد اینست که اسباب بازی های متنوعی در دسترس آنها قرار گیرد.

رفتار والدین در مورد فرزندان دختر و پسر متفاوت است. حتی نحوه بغل کردن نوزاد نیز فرق می کند. پدران اکثراً نوزاد دختر را با احتیاط بیشتری بغل می نمایند و هنگام

بازی با نوزاد پسر، وی را بیشتر بالا و پائین می اندازند. افزون بر آن در انتخاب رنگ و نوع لباس و تزئین اتاق خواب نوزاد تفاوت هایی قائل می شوند، معمولاً برای دختران بیشتر از رنگ صورتی و قرمز و لیمویی و برای پسران بیشتر از رنگ آبی و یا رنگ های تیره تر استفاده می کنند.

در انتخاب

اسباب بازی نیز برای آنها تفاوت قائلند. برای دختر بچه عموماً عروسک و وسائل خانه بازی گرفته می شود و برای پسران خرید اسباب بازی هایی همچون ماشین و تفنگ رایج است. کمتر کسی برای هدیه تولد پسر بچه ای عروسک تهیه می کند.

عوامل مؤثر در تقویت تفاوت های بین زن و مرد

«کاتز» ، در مورد نحوه برخورد والدین با کودک و

اسباب بازی ، پژوهشی انجام داد. او در یک آزمایشگاه روان شناسی برخورد بزرگسالان را با یک کودک 3 ماهه که لباس زردی به تن داشت مشاهده می نمود. در این تحقیق به بعضی از آنها گفته شده بود نام کودک «مری» است. و به بعضی گفته شده بود که نام کودک «جانی» است. در اتاق نیز سه اسباب بازی وجود داشت. یک عروسک، یک توپ فوتبال و یک ماشین. بزرگسالانی که فکر می کردند کودک دختر است معمولاً عروسک را در اختیار او قرار می دادند و اشخاصی که فکر می کردند نوزاد پسر است بیشتر ماشین را در اختیارش قرار می دادند. چند سال بعد زمانی که آزمایش مجدداً تکرار شد همان نتایج به دست آمد. کاتز نتیجه گرفت بزرگسالان اغلب بدون این که درباره موارد استفاده و کاربرد اسباب بازی ها بیندیشند تصور می نمایند دختر یا پسر لازم است هر کدام با اسباب بازی مخصوص جنس خود بازی کنند.

زمانی که زن ها می خواهند در بیرون از خانه کار کنند بسیاری از مردها مانع می شوند و اگر هم با شاغل بودن زن موافقت کنند، شرایطی دارند و با هر کاری و در هر حالی موافقت نمی کنند. حتی در جوامعی که ظاهراً زن ها از نظر اقتصادی و اجتماعی برابری کامل با مردها دارند باز هم تصمیمات عمده سیاسی، علمی، اجتماعی و هنری توسط مردها گرفته می شود. بدیهی است که همه این عوامل موجب هرچه بارزتر شدن تفاوت های بین دو جنس می شوند.

«کاتز» همچنین معتقد است اسباب بازی های دخترانه مانند عروسک به دختران اجازه نمی دهند که مهارت های مکانیکی را به خوبی پسران که معمولاً با کامیون ها و بلوک ها بازی می کنند تمرین کنند و دخترها به خوبی پسرها در مدارس به خاطر تجسم فضایی و مهارت های ریاضی پاداش نمی گیرند.

«ایورباخ»، روان شناس کودک از موزه اسباب بازی بین المللی سان فرانسیسکو ، معتقد است اگر دختر چهار ساله ای دوست دارد با عروسک بازی کند و به او لباس بپوشاند این بدان معنا نیست که او در آینده نمی تواند یک مهندس یا یک حقوقدان بشود. در بازی کودکان آنچه اهمیت دارد اینست که اسباب بازی های متنوعی در دسترس آنها قرار گیرد.

همانطور که در مباحث قبل ذکر شد، تفاوت های جنسی زن و مرد در سایه تفاوت های رفتاری اطرافیان تکمیل می گردد. مثلاً دیدیم که مرد قوی تر، اما در مقابل آسیب پذیرتر از زن است؛ استقلال و اتکاء به نفس بیشتری دارد، حادثه جوتر، پرخاشگرتر، جاه طلب تر و کنجکاوتر از زن است. استعداد مکانیکی و تجسم فضایی او بهتر است و اهل سیاست است. زن نیز استعدادهایی دارد که ارتباط او را با دیگران تسهیل می کند، از نظر بدنی و روانی زودتر از مرد بالغ می شود و مهارت های کلامی و مخصوصاً سیالی کلامی در او بیشتر و بهتر است . به مراقبت و توجه از دیگران تمایل نشان می دهد، زود جوش تر و سازگارتر از مرد است، و دنیا را با دید اخلاقی و زیباشناسی می بیند.

عوامل مؤثر در تقویت تفاوت های بین زن و مرد

زیربنای زیستی فوق از همان لحظه تولد تحت تأثیر بسیاری از عوامل اجتماعی و فرهنگی قرار می گیرد. مثلاً از همان اوان کودکی دخترها را به تقلید از الگوهای مادران ، و پسرها را به تقلید از الگوهای پدران وادار و تشویق می کنند. اگر دختر بچه ای رفتار مادرش را تقلید کند تشویق می شود و اثر این تشویق تقویت می شود و به تکرار آن رفتار می پردازد، اما اگر رفتار مردانه را تقلید کند نه تنها تشویق نمی شود بلکه از انجام آن منع می گردد.

تفاوت های دو جنس تا حدودی نیز توسط اجتماع تعیین می شود. از همان کودکی به بیشتر دخترها تلقین می شود که باید در روابط اجتماعی خود آرام تر و منفعل تر باشند. دخترها و زن ها اجازه دارند به راحتی گریه کنند و در رفتار خود لطافت و محبت نشان دهند؛ اما مردها باید دلیر، مصمم و قادر به کشیدن درد و رنج در خلوت .

دنیای امروز در دست مردهاست، حتی زمانی که زن ها می خواهند در بیرون از خانه کار کنند بسیاری از مردها مانع می شوند و اگر هم با شاغل بودن زن موافقت کنند، شرایطی دارند و با هر کاری و در هر حالی موافقت نمی کنند. حتی در جوامعی که ظاهراً زن ها از نظر اقتصادی و اجتماعی برابری کامل با مردها دارند باز هم تصمیمات عمده سیاسی، علمی، اجتماعی و هنری توسط مردها گرفته می شود. بدیهی است که همه این عوامل موجب هرچه بارزتر شدن تفاوت های بین دو جنس می شوند.

یکی دیگر از عوامل مؤثر در تفاوت های بین زن و مرد ، تلویزیون می باشد. پژوهش ها نشان می دهد که کودکان کمتر از 5 سال به طور متوسط ، 25 ساعت در هفته را به تماشای تلویزیون می گذرانند. به این ترتیب تا زمانی که دوره دبیرستان را به پایان برسانند، حدود 15 هزار ساعت از وقت خود را به تماشای برنامه های تلویزیون صرف کرده اند. براساس تحلیل های سربین برنامه های تلویزیون به سه طریق، الگوهای قالبی زن و مرد را به کودکان و نوجوانان آموزش می دهد.

1- مردها بیش از زنان، در برنامه نشان داده می شوند. این رقم را تحلیل گران حدود سه مرد در برابر یک زن گزارش کرده اند.

عوامل مؤثر در تقویت تفاوت های بین زن و مرد

2- مردان و زنان در فعالیت های مختلفی اشتغال دارند، بدین معنا که مردان بیشتر به کارهای علمی، صنعتی و فعالیت های جسورانه و زنان به کار در خانه ( نظافت، اطو کشیدن، آشپزی) مشغولند. هر چند اداره کردن محیط خانه خود کار با ارزشی است ولی همه توان زن نمی تواند به آن محدود باشد. افزون بر این، زنان بیش از مردان ناراحتی ها و احساس های منفی را بروز می دهند، مردان مسائل را بهتر حل می کنند و زنان در حل مسائل به یاری دیگران نیاز دارند.

3- در برنامه ها به رفتار مردانه بیش از رفتار زنانه، ارزش و پاداش تعلق می گیرد. فراوانی پاداش مردان، نسبت به زنان دو بر یک و فراوانی تنبیه مردان نسبت به زنان نیز سه بر یک است. در نتیجه اعتنا به مردان در برنامه ها، بیشتر بوده و زنان بیشتر مورد بی توجهی اند. اگر کودکان نقش های قالبی جنسیتی را از تلویزیون می آموزند، پس آنان که ساعات بیشتری به تماشای تلویزیون می پردازند بیش از بقیه ، نقش های قالبی را که تلویزیون ارائه کرده است، می پذیرند و اعمال می کنند. (البته لازم به ذکر است در کشور ما ممکن است تلویزیون دقیقاً نقش های فوق را در رابطه با نقش زن و مرد القاء نکند و تأثیر آن به گونه ای دیگر باشد.)

کتاب ها و منابع درسی

پژوهش های اخیر نشان می دهد که در بسیاری از کتاب ها و منابع درسی، در مقاطع مختلف تحصیلی، دختران و زنان حضور کم رنگی دارند و با آن که زنان نزدیک به 50 درصد جمعیت را تشکیل می دهند کمتر از 30 درصد مطالب و تصاویر به آنان مربوط می شود، که این خود نیز می تواند عامل مؤثر در تصویر تفاوت جنسیت زن و مرد باشد. در اینجا باز هم تکرار می کنیم که اثر اجتماع در ایجاد تفاوت های فردی به هیچ وجه قابل انکار نیست. کلیه تفاوت های فردی و کلیه

تفاوت های زنان و مردان در اثر کنش متقابل محیط و توارث به وجود می آید. آخرین کلام این است که وجود تفاوت بین زن و مرد به معنای برتری یکی بر دیگری نیست. «اِن اَکرَمَکُم عِندَالله اَتقکُم – همانا بزرگوارترین شما نزد خداوند، پرهیزکارترین شماست». (حجرات / 13)

مقدمه ای بر روان شناسی ازدواج - تألیف : زهره رئیسی

تهیه و تنظیم: زهره پری نوش




نوشته شده در 1388/4/17ساعت توسط مريم | نظر (1)


«مک کوبی» و «جاکلین» معتقدند که پرخاشگری در شخصیت و رفتار اجتماعی فرد ریشه دارد و در بروز آن تفاوت های جنسی بارزی دیده می شود. این یافته شامل انواع رفتارهای پرخاشگرانه و حتی پرخاشگری کلامی نیز می شود. شواهد نشان می دهد بسیاری از جنایات توسط مردان صورت گرفته است. لیکن این امر شامل زنان هم می شود مع الوصف براساس تحقیقات انجام شده مردان رفتارهای پرخاشگرانه تری نسبت به زنان دارند.

میزان و درجه قاطعیت در زنان و مردان در بیشتر موقعیت های زندگی واقعی آنان متفاوت است ولی به طور کلی می توان گفت قاطعیت در زنان در مقایسه با مردان کمتر و حالت های انفعالی آنان بیش از مردان است.

« فرودی» ، پرخاشگری بارز میان زن و مرد را در چهار مورد دسته بندی کرده است:

1) مردان رفتارهای پرخاشگرانه بدنی را به مراتب بیش از زنان بروز می دهند. این امر در گزارش های آنان در زمینه رؤیاها، هدف ها و رفتارها و عادات آنها به کرات شنیده شده است. براساس تحقیقات ، پرخاشگری ، بیشتر یک ویژگی مردانه است تا زنانه ؛ بنابراین مردان می کوشند خود را با الگوهای مردانه وفق دهند. تحقیقی که به مدت 32 سال از 1932تا 1965 در برخی کشورها انجام گرفته، نشان داده است که مردها همیشه از زن ها پرخاشگرترند. تنها موردی که زن ها پرخاشگری بیشتری نشان می دهند عبارت است از پرخاشگری کلامی . بدین معنا که زن ها زمانی که عصبانی می شوند و حالت پرخاشگری به آنها دست می دهد بالنسبه بیشتر از مردها به فحاشی و دشنام دادن می پردازند.

2) مردان و زنان تقریباً به طور یکسان خشونت و شوخی های خصمانه را تأیید می کنند.

3) زنان بیشتر از مردان، درباره پرخاشگری احساس گناه و پشیمانی می کنند و همین احساس موجب می شود تا از اعمال پرخاشگرانه به دور باشند.

4) زنان بیشتر از مردان نسبت به قربانیان پرخاشگری همدلی می کنند و از آنجایی که در همدردی و همدلی قوی تر از مردان هستند بنابراین بیشتر می توانند خود را در موقعیت فرد صدمه دیده قرار دهند و با او همدلی کنند. بنابراین مردان به طور جدی پرخاشگرتر از زنان هستند ؛ اما اگر در موقعیت هایی زنان احساس گناه و همدلی نکنند می توانند به اندازه مردان پرخاشگر باشند.

درباره علل پرخاشگریِ بیشتر مردان نسبت به زنان، دلایل مختلفی ارائه شده است که دارای مبنای زیستی و توجیه های هورمونی است که از بین آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1) بین کروموزوم Y و هورمون آندروژن رابطه ای دیده شده است. تحقیقات دیگری در مورد مردان دارای پرخاشگری غیرعادی، نشان داده است که برخی از این افراد دارای یک کروموزوم Y اضافی بوده و ساختار کروموزومی آنها به صورت (XYY) است.

مدیران مرد دقت بیشتری صرف رفتارهای مدیر مآبانه مانند پند و اندرز دادن و یا ایراد گرفتن می کنند و مدیران زن وقت بیشتری را به بالا بردن روحیه همدلی میان اعضای گروه اختصاص می دهند.

از طرف دیگر گفته شده وجود کروموزوم Y اضافی را نمی توان دلیلی بر ذاتی بودن پرخاشگری در جنس نر دانست چنانچه مشخص شده است وجود کروموزوم Y اضافی سبب افزایش و درشتی اندام می شود، اما چه بسا وجود اندام قوی و قد بلند از نظر اجتماعی سبب ممتاز شدن این افراد از نظر نیروی بدنی و در نتیجه، مثلاً استخدام آنها در شغلی مانند نگهبان زندان و یا کارهایی که پرخاشگری را ایجاب می کند باشد. بدون تردید عده زیادی از افراد دارای کروموزوم اضافی را می توان یافت که حالت پرخاشگری غیر عادی ندارند و یا بسیار پرخاشگرانی را می توان پیدا کرد که فاقد کروموزوم Y اضافی باشند.

2) پسران خردسال بیشتر از دختران خردسال به بازی های خشونت آمیز علاقه نشان می دهند و شاید این امر یک علت اجتماعی داشته باشد که پرخاشگری را حق مسلم پسرها می داند و دخترها را از این کار منع می کند و گاهی اوقات والدین علاوه بر تحمل پرخاشگری پسرها، آنها را تقویت نیز می کنند و در مقابل ، دخترها را به مطیع بودن وادار می کنند.

3) مطالعات بین فرهنگی نشان می دهد در بسیاری از کشورها، مردان پرخاشگرتر از زنانند.

هر چند عوامل محیطی و اجتماعی تأثیر و رابطه مستقیم با پرخاشگری دارد ولی مسائل اجتماعی نمی تواند تنها دلیل پرخاشگری باشد. بنابراین پدیده پرخاشگری باید یک ریشه زیستی هم داشته باشد.

براساس تحقیقات انجام شده در مورد علل پرخاشگری سه عامل زیر می توانند مؤثر باشند:


الف- تمایز اولیه مغز در جهت الگوی شر بودن

ب- میزان هورمون های خون، مخصوصاً آندروژن ها

ج- رویدادهای خاص محیط زندگی

قاطعیت

قاطعیت ، عبارتست از توانایی و ایستادگی فرد برای دریافت حق خود، بدون زیر پا گذاشتن حقوق دیگران. قاطعیت معنایی درست در نقطه مقابل پرخاشگری دارد چرا که در پرخاشگری برعکس قاطعیت، حقوق طرف مقابل مورد تجاوز قرار می گیرد. به طور کلی دختران منفعل تر از پسران عمل می کنند و پسران بیشتر به روش های پرخاشگرانه گرایش دارند. به موازات رشد، افراد نسبت به «قاطعیت» نگرشی بسیار مثبت پیدا می کنند و آن را سودمندترین راهکارها می یابند. میزان و درجه قاطعیت در زنان و مردان در بیشتر موقعیت های زندگی واقعی آنان متفاوت است ولی به طور کلی می توان گفت قاطعیت در زنان در مقایسه با مردان کمتر و حالت های انفعالی آنان بیش از مردان است. رویکرد قاطعیت به مراتب سازنده تر از رویکرد انفعالی است و رویکرد پرخاشگری مخرب نیز نیست.

رقابت

در زمینه رقابت و تفاوت های آن در دو جنس ، یافته های متفاوتی ارائه شده است. در بعضی پژوهش ها هیچگونه تفاوتی در رقابت بین زن و مرد دیده نمی شود و در بعضی دیگر رقابت در پسران بیش از دختران گزارش شده است.

وقتی مردم خود را در برابر یک جمع می یابند نگران چگونگی مواجهه خود با آن جمع اند و معتقدند که باید به گونه ای رفتار نمایند که قابل قبول به نظر آیند و زنان بیشتر نگران قضاوتی هستند که در مورد آنها می شود ؛ بنابراین ملایم تر و مطیع تر رفتار می کنند.

رهبری و مدیریت

پژوهش های انجام شده توسط اسکلیسون و همکاران نشان داد بین مدیریت و رهبری مردان و زنان تفاوت هایی وجود دارد. آنها دریافتند از نظر درصد زمانی که مدیران زن و مرد صرف می کنند و یا سرعت حل مسائل گروه ، تفاوت قابل ملاحظه ای میان آنها نیست ولی در راهبری و شیوه ی مدیریت آنها تفاوت هایی دیده می شود. مدیران مرد دقت بیشتری صرف رفتارهای مدیر مآبانه مانند پند و اندرز دادن و یا ایراد گرفتن می کنند و مدیران زن وقت بیشتری را به بالا بردن روحیه همدلی میان اعضای گروه اختصاص می دهند. همچنین زنانی که به دلیل توانمندی هایشان به عنوان مدیر برگزیده شده اند به عنوان زنان برجسته و برتر عمل می کنند و ترکیبی از شیوه های مدیریتی مردانه و زنانه را به کار می برند.

ترغیب و قانع سازی

شخص قدرتمند می تواند دیگران را درباره موضوعی گاه مغایر با اعتقاد اصلی شان قانع سازد. کسی که انگیزه قدرت در وی قوی است قادر است در احساسات و افکار دیگران نفوذ نماید. حال باید دید آیا میان زن و مرد در نوع راهبردهایی که در قانع ساختن دیگران به کار می برند، تفاوت وجود دارد؟

جانسون در پژوهش هایش تفاوت میان زن و مرد را در راهبردهایی که به کار می برند در سه زمینه زیر بیان می کند:

1- قدرت غیر مستقیم در برابر مستقیم

زنان دارای قدرت غیر مستقیم، و مردان دارای قدرت مستقیم هستند.

2- قدرت شخصی در برابر قدرت عینی و محسوس.

به نظر می رسد زنان از قدرت شخصی مانند دوست داشتن، محبت و تأیید استفاده می کنند در حالی که مردان از قدرت عینی مانند پول و قدرت بدنی بهره می گیرند.

3- بی پناهی در برابر شایستگی

زنان گاه با راهبرد بی پناهی دیگران را قانع می کنند. برای نمونه هنگام پنچر شدن لاستیک اتومبیل ، کنار جاده ، با بی پناهی به اتومبیل خود تکیه زده و منتظر کمک می ایستند ؛ در حالی که مردان از شایستگی خود هر چند اندک به عنوان یک راهبرد ترغیب و قانع سازی بهره می گیرند.

نفوذ پذیری

مقايسه مرد و زن

در برابر هر شخصی که توانایی قانع سازی دارد، باید فردی نفوذپذیر نیز وجود داشته باشد. روان شناسان اجتماعی بر این باورند که زنان به مراتب بیش از مردان نفوذ پذیرند و تفاوت در میزان نفوذ پذیری آنها از نظر آماری معنی دار است. زنان به ویژه در موقعیت هایی که زیر فشار دیگر اعضای گروه باشند، آسان تراز مردان تحت تأثیر قرار گرفته و تغییر عقیده می دهند.«اش»، در زمینه نفوذ پذیری و به عبارتی همنوایی ، آزمایشی انجام داده که معروف است . آزمایش «اش» بدین شرح است:

یک دانشجوی پسر دانشگاه داوطلب شده است تا در یک کار تحقیقی نقش آزمودنی را به عهده گیرد. در این تحقیق که یک آزمایش ادراک دیداری است او به همراه چند نفر دیگر ( که در واقع همدستان آزمایشگرند) دور میزگردی می نشیند، به اعضای گروه یک خط عمود نشان داده می شود و بعد از آنها خواسته می شود که بگویند کدام یک از سه خط عمود دیگری که به آنها نشان داده می شود برابر با خط قبلی است ( هر سه خط مقایسه و خط اصلی همزمان به آزمودنی نشان داده می شوند یکی از این خطوط از نظر طول برابر با طول خط اول است و خط های دیگر از نظر تفاوت با آن طوری هستند که اختلاف با آنها کاملاً بارز است). در این آزمایش از افراد خواسته می شود انتخاب خود را با صدای بلند و یکی یکی به نوبت بیان کنند. آزمودنی واقعی طوری نشسته که همیشه نفر ما قبل آخر است. بدین ترتیب این تصور در آزمودنی شکل می گیرد که کار بسیار ساده است. همین عمل در چندین کوشش بعدی نیز تکرار می شود. سپس در یک کوشش که در آن نیز انتخاب مانند انتخاب های دیگر ساده و روشن است، نخستین همدست آزمایشگر پاسخی را می دهد که آشکارا غلط است یعنی کوتاه ترین خط را برابر با خط X معرفی می کند. وهمه همدستان دیگر هم همین کار را انجام می دهند و پاسخ آشکارا غلط را انتخاب می کنند. وقتی که نوبت پاسخ به آزمودنی واقعی مورد نظر می رسد و همه آزمودنی های قبلی پاسخی غلط را انتخاب کرده اند او چه خواهد کرد؟ آیا به عقیده خود پای بند می ماند، و یا با دیگران همنوا شده و نظر آنها را می پذیرد؟ این شیوه ای بود که دریک رشته آزمایش توسط «اش» انجام شد.

براساس تحقیقات ، پرخاشگری ، بیشتر یک ویژگی مردانه است تا زنانه ؛ بنابراین مردان می کوشند خود را با الگوهای مردانه وفق دهند.

یکی از یافته های «اش» در زمینه همنوایی تفاوت های بین دو جنس زن و مرد بود.«اش» مشاهده کرد در آزمایش هایی که مواجهه ، رو به رو بود و فرد می بایست به طور علنی با جمع مخالفت کند تفاوت های بین دو جنس ظاهر می شد. یعنی وقتی در آزمودنی ها این باور را به وجود می آوردند که دارند آنها را مشاهده می کنند، زنان بیشتر همنوایی می کردند تا زمانی که پاسخ آنها دریک موقعیت خصوصی تر و بدون مشاهده شدن اعلام می شود. ایگلیی معتقد است وقتی مردم خود را در برابر یک جمع می یابند نگران چگونگی مواجهه خود با آن جمع اند و معتقدند که باید به گونه ای رفتار نمایند که قابل قبول به نظر آیند و زنان بیشتر نگران قضاوتی هستند که در مورد آنها می شود ؛ بنابراین ملایم تر و مطیع تر رفتار می کنند.

ادامه دارد...

در قسمت بعد به مقایسه زن و مرد در زمینه ی هنری می پردازیم.

مقدمه ای بر روان شناسی ازدواج - تألیف : زهره رئیسی

تهیه و تنظیم: زهره پری نوش




نوشته شده در 1388/4/15ساعت توسط مريم | نظر دهيد


زن و مرد دارای دو روحیه ی پنهان هستند. در وجود زن ها ، هم روحیه ی زنانه وجود دارد و هم روحیه ی مردانه و در مردان نیز هم روحیه ی مردانه وجود دارد و هم زنانه . عمل و عكس العمل هر زن و مردی به چگونگی رشد و تحول این روحیات بستگی دارد. به طور طبیعی روحیه ی مردانه در مردها حالت غالب دارد و در زن ها روحیه ی زنانه ، كه این موجب می شود آنها در یك حالت تعادل و طبیعی باشند، اما بعضی مواقع به دلایل گوناگون این حالت تعادل دچار اشكال می شود و نقش احساسات وعواطف در آنها برعكس می شود. این حالت عدم تعادل با علائم مختلفی بروز می كند.

مردان :

گاهی در زندگی مشترك پیش می آید كه مرد احساس می كند از او قدردانی نمی شود و كسی حتی نزدیك ترین فرد نسبت به او توجه ندارد و كارهایش را تصدیق نمی كند. با بروز این احساس اواز حالت تعادل خارج می شود و به جنبه ی دیگر خود یعنی روحیه ی زنانه گرایش پیدا می كند . چنین عدم تعادلی با علایمی همچون موارد زیر بروز می كند.

1-

نیاز به استراحت بیش از حد و انزواطلبیمردی كه رضایت همسرش را نمی تواند جلب كند و یا كسل و ناراحت از سر كار باز می آید، انزواطلبی پیشه می كند ؛ زیرا می خواهد با پناه بردن به استراحت ، استرس ها و فشارهای روزانه را به دست فراموشی بسپارد و از فشارهای عصبی وارد شده بر خود بكاهد. اگر این استراحت و انزواطلبی از حد خود خارج شود نشانگر عدم تعادل مرد است. زیرا مرد همواره احساس می كند كه در كارش پیشرفتی نداشته و نمی تواند خواسته ها و نیازهای همسرش را فراهم كند. با به وجود آمدن این گونه احساس مرد مدام سعی دارد در انزوا قرار گرفته و با خواب و استراحت بیش از حد ، از شرایط فرار كند.

2-

توسل به كار بیش از حدگاهی واكنش مرد در مقابل حمایت نشدن ، در قالب كار مفرط و اضافه كاریهای بیش از حد و بی مورد نمود پیدا می كند ، واكنش غریزی مرد درمقابل نارضایتی همسرش بیشتر پول در آوردن است كه لازمه اش كارمفرط و بیش از حد است. مرد می خواهد و در واقع فكر می كند كه با این كار می تواند رضایت همسرش را به دست آورد. برای او اصلاً اهمیت ندارد كه تا چه حد دركارش موفق است . در واقع او تشنه ی كسب موفقیت بیشتر است. مرد مدام خود را سرزنش می كند كه چرا بیشتر پیشرفت نمی كند و مرتكب اشتباه می شود، دوست دارد وسایل رضایت هرچه بیشتر همسرش را فراهم سازد. او با روی آوردن افراطی به كار موقتاً می تواند نیاز مورد قدردانی و ستایش قرار گرفتن را از یاد ببرد.

3-

درد دل كردن با دیگران و بروز رفتارهای زنانهزمانی كه روحیه ی مردانه مرد ی تشویق و حمایت نشود، او در لاك دفاعی فرو می رود و روحیه ی زنانه اش بروز می كند. چنین مردی می خواهد بیشتر صحبت كند تا با همسرش ارتباط برقرار سازد. او می خواهد به احساسات و واكنش های همسرش پی ببرد در حالی كه وقتی با او صحبت می كند، همواره با او مشاجره و دعوا می كند و می خواهد حرف او بی چون و چرا مورد قبول قرار گیرد و به گفته هایش توجه شود. او چون یك مرد است این تمایلات خود را با حالت تهاجمی و پرخاشگری بروز می دهد و می خواهد ثابت كند كه حق با اوست. این سومین واكنش عدم تعادل یعنی بروز روحیه ی زنانه درمرد است.

مبارزه با این عوارض

این واكنش ها و عدم تعادل مردها به علت ارائه نشدن قدردانی و قدرشناسی از سوی همسرشان می باشد. اگر این نیاز برآورده نشود، نیازهای وارونه جانشین آن می شود. زن ها باید روحیات مردانه ی همسرشان را تقویت كنند تا مردها احساس رضایت لازم را به دست آورند و با به كارگیری این انرژی به راحتی بر مشكلات روزمره غلبه كنند. زنانی كه همسر خود را خوب درك نمی كنند با عكس العمل های نابجا ، غیراصولی و شكایت كردن ، وضعیت را بدتر می كنند. یك زن می تواند با بیان كلمات محبت آمیز و صادقانه ، قدرشناسی خود را نشان دهد. زیرا با این كار شوهرش را وا می دارد كه با تعادل خود ، در اختیار همسرش باشد. قدرشناسی زن ها می تواند حتی كارهای جزیی روزانه را نیز در بر گیرد. زن ها با این كار در واقع به خود كمك می كنند زیرا مردان با بیرون آمدن از انزوا ، بیشتر به زن توجه می كنند و كم كم این حس را پیدا می كنند كه همسر آنها از قابلیت و لیاقت های آنان با خبر بوده و به آنها ارج می نهند.




برچسب ها : مرد , زندگي , خانواده

نوشته شده در 1388/4/15ساعت توسط مريم | نظر دهيد


ر مقاله ی پیش با نام شوهر داری به روش کاملا اصولی نکاتی را به خانم ها برای زندگی بهتر متذکر شدیم و قول دادیم مقاله ای را هم برای آقایان تنظیم کنیم تا متهم نباشیم مدام به خانم ها توصیه می کنیم!!!!

چنانكه شوهردارى بزرگترین وظیفه ی یك بانو بوده و درشریعت اسلام در ردیف جهاد قرار گرفته است همچنین زن‏دارى نیز بزرگترین ‏و ارزنده‏ترین عمل یك مرد است و راز سعادتمندى خانواده می باشد.

اما زن‏دارى كار آسانى نیست ، بلكه رموزى دارد كه هر كس كاملا بدان آشنا باشد ، می تواند همسرش را مطابق دلخواه و به صورت یك بانوى ایده‏آل ، ‏بلكه یك فرشته ی رحمت درآورد.

مردی كه بخواهد واقعا زن‏دارى كند باید اخلاق و روحیات همسرش‏را كاملا به دست آورد ،از خواسته‏هاى درونى و تمایلات نفسانى او آگاه شود و بر طبق آنها برنامه ی زندگى را مرتب سازد. به وسیله ی اخلاق و رفتار خویش ، ‏چنان در او نفوذ كند و دلش را به دست آورد كه به خانه و زندگى دلگرم شده‏ و از روى عشق و علاقه خانه‏دارى كند.

مهرورزى كن !

زن كانون محبت و یك موجود صد درصد عاطفى است.ازوجودش مهر و محبت می بارد.

حیات و زندگى او به عشق و علاقه بستگى دارد.دلش میخواهدمحبوب دیگران باشد.هر چه محبوب تر باشد ، شاداب‏تر خواهد بود.براى‏به دست آوردن محبوبیت تا سر حد فداكارى كوشش می كند.اگر بداندمحبوب كسى واقع نشده خودش را شكست‏خورده و بى‏اثر پنداشته و دائما پژمرده و افسرده خواهد بود. بدین جهت میتوان به طور قطع مدعى شد كه ‏بزرگترین رمز زن‏دارى اظهار محبت و علاقه است.

بزرگترین رمز زن‏دارى و بهترین كلید حل مشكلات زناشویى‏اظهار عشق و علاقه است.

آقاى محترم!

همسر شما قبلا از محبت هاى بى‏شائبه پدر و مادر كاملابرخوردار بود.اما از هنگامی كه پیمان زناشویى را امضاء نمود از دیگران‏دور شد و با تو پیوند دوستى بست.بدان امید به خانه‏ات قدم نهاد كه تو تنها به‏اندازه همه آنان بلكه بیشتر او را دوست‏بدارى.انتظار دارد عشق و محبت‏تو از پدر و مادرش عمیق‏تر و پایدارتر باشد.چون به عشق و محبت تواعتماد داشته تمام هستى و موجودیت‏خویش را در اختیارت نهاده است.

بزرگترین رمز زن‏دارى و بهترین كلید حل مشكلات زناشویى‏اظهار عشق و علاقه است.اگر می خواهى دل همسرت را به طورى‏مسخر گردانى كه مطیع تو باشد،اگر میخواهى پیوند زناشویى را استوارسازى،اگر میخواهى او را به خانه و زندگى دلگرم نمایى،اگر میخواهى او را نسبت‏به خودت علاقه‏مند سازى،اگر میخواهى تا آخر عمر نسبت‏به تووفادار باشد و اگر و اگر، بهترین راهش این است كه تا میتوانى نسبت‏به‏همسرت اظهار عشق و علاقه كنی.

خانه شما كه از عشق و محبت‏خالى گشت‏به صورت جهنم سوزانى‏تبدیل می گردد. اگر چه اسباب و وسائلش مرتب باشد اما چون بوى عشق ومحبت نمی دهد صفا و رونق نخواهد داشت.

همسر شما ممكن است‏براى جبران كسرى محبوبیت‏خویش در صدد برآید دردل دیگران نفوذ كند.

ممكن است‏به قدرى از شوهر و خانه بیزار گردد كه جدایى را بر آن‏زندگى سرد و بى‏رونق ترجیح داده و تقاضاى طلاق كند.

مسؤولیت همه این حوادث بر عهده مرد است كه نتوانسته به خوبى‏زن‏دارى كند.باور كنید بخش مهمى از طلاق ها در اثر همین بى‏مهری ها به وجود می آید.

مهر و محبت‏خانوادگى از همه چیز ارزش‏دارتر است‏ بدین جهت‏خداوند بزرگ در قرآن مجید آن را یكى از آثار قدرت و نعمت هاى بزرگ‏شمرده بر بندگان منت نهاده می فرماید:

« یكى از آیات خدا این است كه همسرانى برایتان آفرید تا با آنان انس‏بگیرید.و در میانتان محبت و مهربانى افكند.و در این موضوع براى اهل‏تفكر آیاتى هست (1) ».

حضرت صادق علیه السلام فرمود:هر كس از دوستان ما باشد به‏ همسرش بیشتر اظهار محبت می كند (2) .

رسول خدا (ص) فرمود:هر چه ایمان انسان كامل تر باشد به‏ همسرش بیشتر اظهار محبت مینماید (3)

امام صادق (ع) فرمود: یكى از اخلاق پیمبران اینست كه نسبت ‏به ‏همسرانشان محبت دارند (4) .

پیغمبر فرمود: این سخن مرد كه به همسرش می گوید: واقعا ترادوست دارم،هرگز از قلبش خارج نخواهد شد (5) .

گر چه محبت‏باید از صمیم قلب باشد تا در دل طرف اثر بگذارد، زیرا دلها با هم راه دارند ، لیكن به محبت قلبى تنها هم نباید اكتفا كرد ،بلكه‏لازم است صریحا آنرا اظهار نمود.در صورتى می توان انتظار نتیجه داشت‏كه آثار محبت در زبان و افعال و رفتار شخص نمایان باشد.

آقای محترم !

صریحا و بدون احتیاط به همسرت اظهار عشق و علاقه كن:درحضور و غیاب از وى تعریف كن،اگر به سفر رفتى برایش نامه بنویس واز درد فراق بنال.گاهى برایش هدیه ای خریده و تقدیمش كن.

به همسرت احترام بگذار !

زن نیز مانند مرد خودش را دوست دارد و به حفظ شخصیت‏خویش علاقه‏مند است.

دوست دارد محترم و گرامى باشد.از تحقیر و توهین رنجیده خاطرمیگردد.اگر مورد احترام قرار بگیرد احساس شخصیت نموده و به كار وزندگى دلگرم می شود.از احترام و احترام كننده خوشش می آید، از توهین وتوهین كننده متنفر میباشد.

آقاى محترم!

همسرت حتما از شما انتظار دارد كه بیش از دیگران‏به وى احترام بگذارى. البته حق دارد چنین انتظارى را داشته باشد.زیرا تو را شریك زندگى و بهترین یار واقعى خویش می داند.

شبانه‏روز براى آسایش تو و فرزندانت زحمت میكشد.آیا حق ندارد انتظار داشته باشد كه وجودش را،غنیمت‏شمرده به وى احترام‏بگذارى؟

بزرگداشت همسر ترا كوچك نمی كند بلكه حق شناسى و صفا و مودت‏ تو را به اثبات میرساند.

به همان اندازه بلكه بیشتر از آن مقدار كه به دیگران‏احترام میگذارى به همسرت احترام بگذار.در موقع صحبت كردن ادب راكاملا رعایت كن.

با كلمه ‏« تو » او را مخاطب نساز بلكه همیشه از كلمه‏«شما»كه‏علامت احترام است استفاده كن. هیچگاه كلامش را قطع نكن.بر سرش‏داد نزن.با احترام و نام خوب او را صدا بزن.در موقع نشستن به او احترام‏بگذار.وقتى وارد منزل میشوى اگر از سلام كردن غفلت نمود به او سلام‏كن.

وقتى از خانه بیرون میروى خداحافظی كن.در شب تولدش ‏به عنوان‏احترام دسته گل تقدیمش كن،در مجالس و در حضوردیگران به وى احترام بگذار.از توهین و تحقیر جدا بپرهیز.از دشنام وناسزا گفتن اجتناب كن.از مسخره كردن و دست انداختن او و لو به طورشوخى جدا خوددارى كن.خیال نكن چون صمیمی هستید بدش نمی آید بلكه چنین انتظاری را هرگز از تو نداشته كاملا رنجیده خواهد شد گر چه به‏زبان نیاورد.

حضرت صادق (ع) از پدرش نقل كرده كه فرمود:هر كس زن‏گرفت‏باید او را گرامى و محترم بشمارد (6) .

رسول خدا (ص) فرمود:هر كس به خانواده‏اش توهین كند خوشى‏زندگى را از دست‏خواهد داد (7) .

خوش اخلاق باش !

آقای محترم !

ممكن است از وجود ناملایمات چنان خشمگین و ناراحت‏شوید كه مانند بمب آتش زا هر لحظه در معرض انفجار باشید.به چرخ گردون ومردم متجاوز كه زورتان نمى‏رسد ،اما وقتى به خانه وارد می شوید می خواهید قدرت نمایى كنید و انتقام چرخ و فلك و مردم كج رفتار را از زن و فرزند بیگناهتان گرفته بدین وسیله دق دلى خالى كنید:

گویا فرشته ی عذاب وارد خانه شده است. بچه‏ها فرار می كنند ،خدا نكند كوچكترین بهانه‏اى به دستش بیفتند ، محیط با صفاى خانه راكه به منظور استراحت‏بدان جا پناه آورده بود به صورت جهنم سوزانى تبدیل خواهد ساخت.در آن دوزخ خود ساخته ،هم خودش خواهد سوخت‏هم زن و فرزند بیگناهش.اگر بچه‏ها بتوانند از آن محیط رعب و وحشت‏فرار نموده در كوچه و خیابان سرگردان میشوند.و الا خدا خدا میكنند كه‏مالك دوزخ زودتر از منزل خارج گردد تا خلاص شوند.

كودكان این خانواده ها معمولا افرادى تندخو ،عصبانى مزاج ،بد بین ، كینه‏توز ،متعدى و پژمرده تربیت‏خواهند شد.چون به محیط خانه و زندگى دلخوشى ندارند به ولگردى پناه‏میبرند.د ر نتیجه،ممكن است در دام هاى گوناگون فساد كه براى منحرف كردن اینگونه افراد نهاده شده گرفتار شوند و براى‏همیشه بدبخت گردند.حتى امكان دارد براى حل عقده‏هاى درونى خویش ،دست‏به كارهاى بسیار خطرناكى از قبیل قتل و جنایت و دزدى وخودكشى بزنند.

براى تایید مطلب می توانید به پرونده‏هاى افراد تبه‏كار مخصوصااطفال مراجعه نمایید. آمار و نقل حوادثى كه از اینگونه اطفال،هر روز در صفحات‏روزنامه‏ها و مجلات منعكس می شود بهترین گواه مطلب است.مسؤولیت‏همه این بدبختی ها بر گردن سرپرست‏خانواده است كه اعصاب خویش راكنترل نكرده و در منزل بد اخلاق بوده است.در این دنیا آسایش و خوشى‏ندارد و در سراى دیگر نیز بى‏كیفر نخواهد بود.

آقاى عزیز!

آیا بهتر نیست كه همیشه خوش و خندان باشى و اگر مشكلى برایت‏اتفاق افتاد بدون عصبانیت و جزع و فزع ،با عقل و تدبیر در صدد چاره‏برآیى؟

آیا بهتر نیست وقتى می خواهى براى استراحت و تجدید نیرو به‏آسایشگاه خانه قدم بگذارى پیش خودت بیندیشى كه تندخویى و بداخلاقى‏مشكل مرا حل نمی كند ، بلكه اعصابم را خسته‏تر خواهد نمود و چه بسا مشكلات تازه‏اى به وجود خواهد آورد.فعلا باید استراحت و تجدید نیرو كنم‏تا بتوانم با اعصاب راحت و فكر آزاد در صدد چاره بر آیم.آنگاه حوادث وگرفتاری هاى زندگى را موقتا به دست فراموشى بسپارى و با چهره باز و لب‏خندان وارد منزل شوى.با سخنان گرم و محبتهاى بى‏شائبه دل اهل خانه راشادمان گردانى.بگویید و بخندید و تفریح و استراحت كنید.با خوشى ولذت غذا بخورید.و با اعصاب آسوده استراحت كنید. بدین‏وسیله هم زن و فرزندت به خانه و زندگى دلگرم شده براى كار و كوشش‏آماده می گردند هم خودت میتوانى با اعصاب سالم به كسب و كار ادامه دهى‏و بر مشكلات زندگى پیروز گردى.

رسول خدا (ص) فرمود:كامل ترین مردم از جهت ایمان،خوش اخلاق‏ترین آنها می باشد. بهترین شما كسى است كه نسبت‏به‏خانواده‏اش احسان كند. (8)

لقمان حكیم فرمود:مرد خردمند باید در بین خانواده‏اش مانندكودك باشد و رفتار مردانه را براى خارج منزل بگذارد. (9)

پی نوشت ها :

1- سوره روم آیه 31

2- بحار جلد 103 ص 223

3- بحار جلد 103 ص 228

4- بحار جلد 103 ص 236

5- شافى جلد 2 ص 138

6- بحار جلد 103 ص 224

7- مواعظ العددیه ص 151

8- بحار ج 103 ص 226

9- محجة البیضاء ج 2 ص 54

منبع : برگرفته از كتاب "همسرداری" – نویسنده : ابراهیم امینی

با تغییر و تلخیص




نوشته شده در 1388/4/15ساعت توسط مريم | نظر دهيد


خانم های عزیز : برای اینکه خانه تان مملو از شواهد عشق و محبت شود ، شما به وظایف خود به خوب عمل کنید ، مطمئن باشید ، حتی اگر تا به امروز رابطه ی صمیمی نداشتید ، با تغییری که در رفتارتان می دهید ، رفتار همسرتان و در نتیجه گرمی زندگی تان تغییر می کند. و به همسرتان سفارش کنید تا مقاله ی بعدي را بخواند ( زن داري به روش كاملا اصولي) ، و هر دو برای زندگی صمیمی تر گام بردارید.

1- گاهی برایش مادرى كن

انسان در مواقع گرفتارى و بیمارى احتیاج به پرستار و غمخواردارد ،دلش میخواهد كسى با وى همدردى كند و به وسیله دلداری ها و تقویت هاى روحى ، اعصابش‏را آرامش بخشد. مردها همان كودكان سابق هستند كه بزرگ شده‏اند ،هنوزهم احتیاج به نوازش ها و محبت هاى مادر دارند ،مرد وقتى با زنى پیمان‏زناشویى بست انتظار دارد كه در مواقع گرفتارى و بیمارى درست مانندیك مادر مهربان از وى پرستارى و دلجویى كند.

در هنگام ناخوشی و بیماری همسرت ، نوازش ها و دلسوزی هاى تو دردهایش را تسكین می دهد و در بهبودیش كمك می كند ، در نتیجه ، به زندگى دلگرم می شود ، نسبت‏به تو علاقه ی بیشترى پیدامی كند ، اگر مریض شدى همین عمل را نسبت‏به تو انجام می دهد.

خانم محترم!

اگر شوهرت مریض شد بیش از سابق مهربانى كن و اظهار همدردى و تاسف كن .چنان وانمود كن كه از بیمارى او شدیدا ناراحت هستى، دلداریش بده ، اسباب استراحت را برایش فراهم ساز، بچه‏ها را ساكت كن تا اعصابش آرام گردد ،اگر احتیاج به دكتر و دارو دارد وسیله‏اش را فراهم ساز،هر غذایى را كه میل دارد و برایش خوبست فوراتهیه كن،دم به دم از او احوالپرسى و دلجویى كن ،اگر شب را به بی خوابى گذرانده بامداداظهار ناراحتى كن،در روز اتاق را خلوت كن شاید خوابش ببرد ،نوازش هاو دلسوزی هاى تو دردهایش را تسكین می دهد و در بهبودیش كمك می كند ، در نتیجه ، به زندگى دلگرم می شود ، نسبت‏به تو علاقه ی بیشترى پیدامی كند ، اگر مریض شدى همین عمل را نسبت‏به تو انجام می دهد.

2- راز نگهدار باش

معمولا خانم ها میل دارند از اسرار و رموز شوهرشان با اطلاع‏شوند ،می خواهند از وضع كسب، مقدار درآمد ،موجودى،اسرار كسبى ،تصمیمات آینده‏اش با خبر شوند.و به طور خلاصه از شوهرشان انتظار دارند كه تمام اسرارش را در اختیار آنها بگذارد و چیزى را پنهان نكند ، بر عكس‏اكثر مردها هم حاضر نیستند تمام اسرارشان را در اختیار همسرشان قراردهند ،و همین موضوع گاهى سبب دلخورى و حتى بدبینى می شود.

خانم شكایت می كند كه شوهرم به من اعتماد ندارد ،اسرارش را ازمن مخفى می كند ، با من یك رنگ و صریح نیست،گویا سر و سرى دارد.

البته مردها هم بى‏میل نیستند كه اسرار و رموز زندگى‏شان را در اختیار همسرشان قرار دهند.لیكن عذرشان اینست كه‏زن ها راز نگهدار نیستند. اگر زن میل داشته باشد كه شوهرش كاملا یك رنگ بوده‏ وچیزى را از او مخفى نكند ، باید به قدرى راز نگهدار و با احتیاط باشد كه‏بدون اجازه شوهرش براى هیچكس و در هیچ حال چیزى را نقل نكند ،حتى براى خویشان و دوستان صمیمى خودش اسرار شوهرش را فاش‏نكند ،در راز نگهدارى این مقدار كافى نیست كه اسرارش را به دیگرى‏بگوید و سفارش كند به كسى نگو ،زیرا او هم به طور حتم دوستانى دارد ،ممكن است اسرار شما را در اختیار آنها قرار دهد و سفارش كند به كسى نگویید ، یك وقت انسان متوجه می شود كه اسرارش فاش شده است.

بنابراین شخص عاقل اسرارش را به احدى نمیگوید.

حضرت على علیه السلام فرمود:«سینه عاقل صندوق اسرارش‏میباشد» (1)

اگر زن میل داشته باشد كه شوهرش كاملا یك رنگ بوده‏ و چیزى را از او مخفى نكند ، باید به قدرى راز نگهدار باشد كه ‏بدون اجازه شوهرش براى هیچكس و در هیچ حال چیزى را نقل نكند ،حتى براى خویشان و دوستان صمیمى اش.

3- مدیریت او را بپذیر

هر مؤسسه یا اداره یا كارخانه یا كارگاه و بالاخره هر تشكیلات‏اجتماعى احتیاج به یك مدیر مسئول دارد.گر چه باید بین افراد آن مؤسسه ‏تعاون و همكارى وجود داشته باشد ، لیكن به هر حال بدون مدیر به خوبى‏اداره نخواهد شد.اداره یك منزل یقینا از اداره هر مؤسسه‏اى دشوارتر وبا ارزش‏تر است و احتیاج بیشترى به مدیر دارد.

در این جهت تردید نیست كه باید در بین اعضاى یك خانواده‏ تفاهم كامل و تعاون و همكارى وجود داشته باشد لیكن وجود یك‏سرپرست عاقل و با تدبیر هم برایشان ضرورت دارد ،هر خانه‏اى كه یك‏مدیر با تدبیر نداشته باشد به طور حتم اوضاع منظم و رضایت بخشى نخواهد داشت، سرپرستى خانه یا باید به عهده مرد باشد و زن‏از او اطاعت كند ، یا به عهده زن باشد و مرد فرمانبردارى كند ، كه بنا بر دلایل بسیار خداوند حكیم این مسؤولیت‏بزرگ را بر دوش‏ مرد نهاده . در قرآن شریف میفرماید:

«مردان سرپرست زنانند» (2)

بنابراین صلاح خانواده در اینست كه مرد را به عنوان بزرگ وسرپرست‏خانواده بشناسند و با نظر و صلاح دید او كار كنند ،این موضوع‏بدان معنا نیست كه مقام زن كوچك شده باشد بلكه حفظ نظم و انضباط منزل چنین اقتضائى را دارد ،اگر خانم ها احساسات خام و تعصب هاى بی جارا كنار بگذارند ، وجدان خودشان نیز بدین موضوع قضاوت می كند.

البته این مطلب هست كه گرفتاری هاى زندگى و مشاغل روزانه ی مردغالبا اجازه نمی دهد كه در تمام امور خانواده دخالت كند و در واقع مى‏توان‏گفت كه قسمت عمده ی كارها عملا در اختیار كدبانوى خانه است و اكثریت‏قریب به اتفاق كارها بر طبق میل و اراده ی او انجام می گیرد لیكن به هر حال‏حق حاكمیت و سرپرستى مرد باید محترم شمرده شود.اگر در جایى اظهارعقیده و دخالت كرد و لو در امور جزئى خانه‏دارى باشد ، نباید در مقابل‏پیشنهادش استقامت‏به خرج داد و بدین وسیله حق حاكمیت او را مورد انكارقرار داد،و الا به شخصیتش لطمه وارد شده ، اززندگى دلسرد و به همسرش كم علاقه می شود.چون شخصیتش جریحه‏دارشده ، ممكن است در صدد تلافى و انتقام بر آید و حتى در مقابل خواسته‏هاى‏بجا و معقول همسرش سر سختى نشان دهد.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:«زن خوب به حرف شوهرش‏گوش می دهد و مطابق دستوراتش عمل می كند». (3)

زنى از رسول خدا پرسید:« زن نسبت‏به شوهرش چه وظیفه‏اى‏دارد؟فرمود:باید از وى اطاعت كند و از فرمانش تخلف ننماید (4) ».

پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمود:«بدترین زنها زن لجباز ویك دنده است» (5)

خانم گرامى!

شوهرت را به عنوان بزرگ و سرپرست‏خانواده‏بپذیر ، با نظر و مشورت وى كارها را انجام بده ،از دستوراتش تخلف‏نكن،اگر در كارى دخالت كرد در مقابلش سرسختى نشان نده ،و لو اینكه‏از امور خانه‏دارى باشد كه تو بهتر از آن اطلاع دارى،شوهرت را عملایك فرد مسلوب الاختیار قرار نده ، بگذار گاهی در كارها دخالت كند ،موضوع ریاست او را عملا به‏فرزندانت نشان بده ،به آنها تذكر بده در كارها از پدرشان اجازه بگیرند واز فرمانش تخلف ننمایند.از كودكى آنها را بدین رفتار عادت بده تا حرف‏شنو و فرمانبردار و با ادب بار آیند ، تا احترام تو و شوهرت محفوظ بماند.

4- در سختی ها سازگار باش !

چرخ روزگار همیشه بر طبق‏دلخواه نمى‏چرخد ،زندگى هزاران نشیب و فراز دارد ،ممكن است انسان‏به بیمارى سختى مبتلا شود ،ممكن است ‏بیكار و خانه‏نشین گردد ،ممكن‏است مال و ثروتش را از دست داده و تهیدست‏شود،و صدها از این قبیل‏حوادث كه براى همه كس امكان وقوع دارد.

زن و شوهرى كه دست‏بیعت را به هم داده پیمان زناشویى را امضامی كنند بدان منظور است كه در همه حال یار و غمخوار همدیگرباشند ،باید در خوشى و ناخوشى با هم باشند ،در بیمارى و سلامتى،در حال وسعت وتنگدستى .

خانم محترم!

اگر روزگار با شوهرت نساخت و تهیدست‏شد مباداغمى بر غمهایش بیفزایى و بناى ایراد و ناسازگارى را بگذارى.اگر به‏بیمارى سختى مبتلا شد و مدتى در خانه یا بیمارستان بسترى گشت رسم‏وفادارى و انسانیت چنان است كه مانند سابق بلكه بیشتر اظهار محبت‏نموده با كمال صفا از وى پرستارى كنى.

پی نوشت ها :

1- بحار ج 75 ص 71

2- سوره نساء آیه 34 الرجال قوامون على النساء بما فضل الله بعضهم على بعض‏و بما انفقوا من اموالهم فالصالحات قانتات .

3- بحار ج 103 ص 235

4- بحار ج 103 ص 248

5- مستدرك ج 2 ص 532.

منبع : برگرفته از كتاب "همسرداری" – نویسنده : ابراهیم امینی

با تغییر و تلخیص

تنظیم برای تبیان:داوودی




نوشته شده در 1388/4/14ساعت توسط مريم | نظر دهيد


قلب

بسياري از زوج هاي جوان پس از گذشت مدت زماني نه چندان طولاني، احساس مي کنند شريک زندگي شان ديگر مثل روزهاي اول زندگي آنها را دوست ندارند و نسبت به او بي اعتنا است ، اما زوج هايي هم پيدا مي شوند که همواره از در کنار هم بودن احساس لذت مي کنند. اين مقاله7 راز براي ادامه عشق بادوام را براي شما مي گشايد.

تفاوت ها را بفهميم

مهم ترين جنبه ي جذابيت اين است که ما با هم تفاوت داريم. درست همانطور که قطب منفي و مثبت يک آهن ربا يکديگر را جذب مي کنند ، مرد با ويژگي هاي مردانه و زن با ويژگي هاي زنانه يکديگر را جذب مي کنند. تشابه و همساني زن و مرد از لحاظ رفتار، افکار و کردار چيزي به جز کسالت آور شدن زندگي و بي علاقگي به ادامه آن را در پي نخواهد داشت.

اگر خويشتن واقعي خود را منکر نشويم و تفاوت هاي موجود در يکديگر را درک کرده و خود را با آنها تطبيق دهيم به عشق پردوام تري دست خواهيم يافت.

جامه عمل پوشاندن به خواسته هاي متفاوت و مختص مرد در راستاي عقايد او از طرف زن از يک سو و متقابل اين اصل از طرف مرد براي زن و خواست هاي او از سويي ديگر، هدفمندي زندگي و به دنبال آن برآورده شدن خواسته هاي دو طرف را در برخواهد داشت که نتيجه اي به جز تداوم عشق و گرمي زندگي را پي نخواهد داشت. هيچ يک از زوجين هرگز نبايد در راستاي تغيير ديگري بر مبناي خواست ها و عقايد خود گام بردارد چرا که در غير اين صورت همچون قطب هاي متجانس آهن ربا يکديگر را دفع خواهند کرد و نيرو جاذبه بين آنها تبديل به دافعه خواهد شد. طلاق عاطفي نتيجه اي از اين نيروي دافعه خواهد بود.

زن وشوهر بايد يکديگر را همان طور که هستند و با همان ويژگي هاي مختص و متفاوت پذيرفته و براي برآورده کردن خواست هاي يکديگر گام بردارند.

تغيير و رشد

از جمله تفاوت هاي اشرف مخلوقات با ساير آفريده هاي خدا، صاحب اختيار بودن و قدرت تفکر اوست و همين دو خصيصه براي تغيير و رشد او چه از لحاظ فيزيکي و چه از لحاظ روحي و رواني کافي است و اين تغيير در هر برهه زماني از زندگي امکان پذير است، چرا که اختيار داشتن و قدرت تفکر، اراده و پشتکار را به همراه مي آورد، اگر مدبرانه رفتار نکنيد و در زندگي خود تغييرات لازم را اعمال نکنيد ، زندگي زناشويي شما احتمالاً خسته کننده مي شود. وقتي روابط زناشويي امکان رشد را فراهم نسازد ، آن پيمان کم رنگ خواهد شد. اگر ازدواج به گونه اي باشد که با خود صادق باشيم، تغيير خود به خود ايجاد مي شود.

احساسات، نيازها و آسيب پذيري ها

براي اين که عشق را دريابيم، به احساس نياز داريم. نارضايتي زوجين از يکديگر سبب سرکوب شدن احساسات و عواطف محبت آميز آنها نسبت به يکديگر مي شود و به مرور، وقتي زن و شوهر احساسات خود را همچنان سرکوب مي کنند، ديواري به دور قلب خود مي کشند و اين نتيجه اي جز بي اعتنايي و عدم حمايت شوهر از زن و زن از شوهر نخواهد داشت و بتدريج که ديوار دور قلب بلندتر مي شود و راه قلب به طور کامل مسدود مي شود ، طلاق عاطفي رخ خواهد داد و ميان مال و احساسات محبت آميز فاصله اي عميق خواهد افتاد.

به کمک برقراري ارتباط صحيح و با قدراني از کارهاي يکديگر مي توانيم ديوار دور قلبمان را خراب کرده و مهر و عشق از دست رفته را باز يابيم.

مسووليت شخصي و التيام نفس

وقتي نيازهاي احساسي ما در ازدواج برآورده نمي شوند ، اختلافات حل و فصل نشده مربوط به گذشته ها خودنمايي مي کنند ، لحظه اي احساس مهر و عشق مي کنيم و لحظه اي بعد به طلاق مي انديشيم. هرگاه احساس مي کنيد حال خوبي نداريد و يا اين که از يک عمل يا حرف همسرتان برآشفته شده ايد، بدانيد که در اعماق وجود شما چيزي هست که نياز به التيام دارد. در اين شرايط لازم است که بخشاينده تر و پرمهرتر ظاهر شويم.

در اين مواقع بايد از خود مراقبت و يا حتي در صورت لزوم به روان درمانگر مراجعه کنيم . در اين هنگام، با بخشش و چشم پوشي کردن از بي مهري هاي گذشته هم خويشتن خويش را التيام بخشيده ايم و هم همسرمان را از آماج سرزنش هاي خود و مشاجره هاي مجدد دور مي کنيم.

احترام متقابل به يکديگر

بايد توجه داشت که هر مشاجره اي در هر زمينه اي نبايد منجر به ريختن حرمت و احترام بين طرفين شود. به عبارتي حتي براي مشاجره و بگومگوهاي زوجين هم بايد يک حد و مرز مشخصي در نظر گرفته شود و هيچ يک از زوجين نبايد پا را فراتر از آن بگذارند .


عشق و مهر و محبت

زن ها بيشتر زماني احساس محبت مي کنند که از ناحيه شوهرشان حمايت عاطفي شوند. زن وقتي عشق را احساس مي کند که دريابد عشق و محبت شوهرش ادامه دار است. ممکن است مسائلي مانند سالگرد ازدواج ، تاريخ تولد و يا حتي وقايع مهم زندگي براي مرد اهميتي نداشته باشد و حتي به دست فراموشي سپرده شود ، اما براي اغلب زنان اين مساله در درجه بالايي از اهميت قرار دارد چرا که استمرار عشق و محبت شوهر را برايشان به اثبات مي رساند. اغلب زنان احساسات شنيداري و کلامي را بهتر درک مي کنند. جملاتي مانند «من به توعلاقه دارم»، «احساست را درک مي کنم»، «مي دانم از چه خوشت مي آيد» و «هميشه در کنارت خواهم بود» اگرچه جملات ساده اي هستند ، اما اگر از جانب مرد به زن اعلام شوند در جلب مهر و محبت و عشق زن بسيار موثر خواهد بود. اما دريافت عشق و محبت از جانب مرد متفاوت است. او در صورتي احساس مهر و عشق مي کند که زنش پيوسته از کارهايي که او انجام مي دهد قدرداني و تعريف و تمجيد نمايد. مرد زماني شاد مي شود که همسرش راضي باشد.

در حالي که زن از گرفتن حتي يک شاخه گل سرخ به عنوان هديه احساس مهر و عشق مي کند، مرد از مورد قدرداني واقع شدن به اين احساس مي رسد.

وقتي مرد براي همسرش کارهاي کوچک مي کند و زنش از او تشکر مي نمايد ، مرد احساس محبت مي کند. اگر مرد فراموش کرد ، زن مدبر کسي است که به لحن غيرمتوقعانه موضوع را به او يادآور شود. و مرد متعهد نيز مردي است که به محض يادآوري همسرش را مورد دلجويي و محبت قرار داده و سهل انگاري خود را از دلش درآورد. در غير اين صورت اين بي مهري ها به مرور زمان انباشته شده و به جايي مي رسد که حتي حمايت و دلجويي و تدبير نيز کاري از پيش نبرده، طلاق عاطفي زوجين را سبب خواهد شد.

دوستي ، استقلال و تفريح

سرکوب احساسات به روحيه دوستانه زن و شوهر آسيب مي رساند. اگر زن يا شوهر، هر کدام به تنهايي در زندگي زناشويي خود از خودگذشتگي نشان دهند ازدواجشان پابرجا باقي مي ماند اما مهر و عشق آنها را تنها مي گذارد.

بدون داشتن مهارت هاي جديد ارتباطي با آن که ممکن است ازدواج پابرجا باقي بماند، مهر و عشق صحنه را خالي مي کند و زندگي زناشويي فقط جنبه فيزيکي به خود گرفته وهمان طلاق عاطفي را منجر خواهد شد.

وقتي زني به همسرش علاقه دارد اما به او براي حمايت از خود کمک نمي کند، در واقع به روابط زناشويي خود آسيب مي رساند. مرد تنها زماني در روابط زناشويي خود موفق ظاهر مي شود که بتواند خواسته ها و نيازهاي همسرش را برآورده سازد.

براي ايجاد دوستي در روابط زناشويي بايد تعادلي ميان استقلال و وابستگي ايجاد شود.

همان طور که نياز به همسرمان مبناي شوق و عشق و تداوم زندگي است، اما اگر به اندازه کافي استقلال و خود مختاري نداشته باشيم، در مواقعي که همسرمان چيزي ندارد که به ما بدهد و يا در مواقعي که بنابر دلايلي (که منطق خودش حکم مي کند) نخواهد کاري را براي ما انجام دهد، احساس مي کنيم در گرفتن آنچه به آن نياز داريم، ناتوان هستيم. با قبول مسووليت در قبال خود و با التيابم بخشيدن به خوشيتن، مي توانيم در مواقعي که همسرمان نمي تواند کاري براي ما انجام دهد اقدامي براي خود صورت دهيم. از جمله اين موارد مي توان از وابستگي هاي افراطي مرد در تمامي زمينه ها نام برد. احساسات بيش از حد و زياده روي، توقعات را بالا خواهد برد و اين نيز پيش زمينه اي براي مشاجرات خانوادگي است.

منبع : چهار ديواري- با تغيير




برچسب ها : عشق , همسرداري

نوشته شده در 1388/4/14ساعت توسط مريم | نظر دهيد


1- احساسات ، راه ایجاد محبت است ، استفاده كنید .

سخن زیبا و شیرین ، احترام و تعارف ، زیبائى و تمیزى در بدن و لباس و زندگى و مسائلى از این قبیل ، مى تواند ، نشاط آفرین و جذاب باشند. نگوئید محبت باید در دل باشد؟ آرى محبت در دل است ، اما ایجاد آن بستگى به كارهائى دارد كه شما انجام مى دهید، و تظاهر به دوستى ، نشان دادن و برخورد زیبا و خلاصه آنچه دیگرى از آن لذت مى برد ، یك راه ایجاد محبت و تداوم آن است .

2- احساس همدردى و غمخوارگى.

زن شوهرى كه به حقیقت ازدواج و برنامه سعادت و موفقیت آن آگاهى دارند و مى دانند كه باید این بنا را با محبت استوار گردانند توجه دارند كه یكى از عوامل محبت كه موجب گرمى و صفاى زندگى است احساس ‍ همدردى و غمخوارگى با یكدیگر است .

در خوشی ها و تلخی هاى زندگى ، یكدیگر را سهیم بدانید ، آن وقت احساس ‍ مى كنید كه چه زندگى شیرین و هماهنگى خواهید داشت ، اینكه شوهر هر غذائى دوست داشت بخورد و هر وقت كه خواست مسافرت كند و هر شرائطى كه خود مى خواهد تحمیل كند بدون در نظر گرفتن خواسته همسر خود ، كارى عاقلانه نیست .

اینكه بعضى از زنها در برخورد با مسائل زندگى مى گویند وظیفه شوهر است كه فلان چیز را بخرد ، باید فلان چیز را تهیه كند، یا باید چنین و چنان كند، و یا شوهر بگوید وظیفه زن است كه بشوید، بروبد و پخت و پز كند و اینگونه مسائل ، جز ایجاد سردى چیز دیگرى نیست .

3- هرگز ناامید نباشید ، عاقل باشید.

انسان موجودى است ، انعطاف پذیر، كه مى تواند در اثر تكرار و عادت ، روحیات و عواطف خود را تغییر دهد، و به همین جهت است كه انقلابهاى درونى و یا جهشهاى روحى را در برخى مشاهده مى كنیم ، توضیح كامل این حالت محتاج به بحث بسیار است توجه شما را به یك مثال جلب مى كنم .

آیا مصیبت زده اى را دیده اید كه عزیزى را از دست داده است ؟ حالات او را در سه روز بعد در نظر بگیرید، آیا اضطراب و هیجان او همان اندازه است ؟ حالا یكماه بعد او را در نظر بگیرید، و بالاخره یك سال بعد را، مى بینید كه او بعد از مدتى ، هرگز آن نگرانى و تشویش اولیه را ندارد چرا؟ آیا مصیبت بر طرف شده یا كم شده است ؟ خیر، مصیبت همچنان پابرخاست ، آنچه تغییر كرده مصیبت زده است نه مصیبت ، او در اثر مرور زمان به آن عادت كرده است ، در حقیقت تنهاخود مصیبت سنگین نبود ، بلكه چون تازه بود سنگین بود و چون از تازگى افتاد. دیگر سنگین نیست ، به همین جهت است كه گفته اند، هنگام مصیبت شخص دانا كارى مى كند كه جاهل چند روز بعد خواهد كرد ، البته نویسنده خود معترف است كه استقامت در مقابل مصیبت مثل نوشتن آن ساده نیست ! ولى نتیجه درخشانى در پى دارد. برای مقابله یا سختی ها بهتر است دنیا را آنطور كه هست بپذیرید .

كسى كه در این جهان زندگى مى كند ، اگر توقع مشكلات و حوادث را نداشته باشد ، خود را فریب داده است ، آن دنیائى كه مشكلات و سختى درآن نباشد ، بهشت است نه جهان ما.

این حقیقت را در زندگى درك كنید و بپذیرید تا نه تنها از بروز حوادث غافلگیر نشوید، بلكه كم و بیش منتظر آن هم بوده و خود را هنگام حادثه نبازید ، حادثه در دنیاى ما مساله عادى و رایج است .پس سعی کنید همیشه روحیه ی خود را حفظ کنید

صبر و استقامت در قرآن و حدیث

صبر و استقامت یكى از ابزار مهم موفقیت در زندگى هر فردى است ، مخصوصا براى افراد مؤ من و پایبند به اصول اخلاقى و دین .

ارزش صبر در راه سعادت انسان آنقدر زیاد است كه خداوند متعال در قرآن مجید ده ها بار از آن سخن گفته است ، به این آیه مباركه توجه فرمائید:

ما قطعا شماها را به امورى مانند ترس و گرسنگى و كمبود و خسارت در اموال و جان ها و میوه ها، امتحان مى كنیم ، و مژده باد استقامت كننده ها را، آنها كه وقتى مصیبتى به آنان وارد مى شود مى گویند ، ما از خدائیم و به سوى او باز میگردیم ، بر اینان باد درود و رحمت پروردگارشان ، و ایشانند هدایت شد گان (1)

گاهى مى فرماید: خداوند با صبر كنندگان است (2)

و مى فرماید: همدیگر را به صبر توصیه كنید،(3)

و مى فرماید: با سختى آسانى است.(4)

اینها همه نشانده این حقیقت هستند كه صبر و استقامت در سعادت انسان چقدر حساس و مهم است .

امام صادق علیه السلام فرمود: نقش صبر در ایمان ، همانند سر به بدن است ، همچنانكه بدون سر، بدن نمى ماند ، بدون صبر هم ایمان نمى ماند.(5)

و در حدیث دیگر حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: انسان آزاده ، در همه حال آزاده است اگر سختى ببیند ، استقامت مى كند ، مصیبت هر چه بر او زیاد شود او را نمى شكند ، گرچه اسیر و مقهور شود، و از گشایش به سختى بیفتد، همچنانكه یوسف صدیق امین ، وقتى برده شد و مغلوب و اسیر گردید به آزاده گى او لطمه نخورد، تاریكى و وحشت چاه و آنچه كشید به او صدمه نزد تا اینكه خداوند بر او منت نهاد و همان ستمگر متجاوز به او را، عبد او قرار داد و او را پیامبر مرسل نمود و امتى را به وسیله او مورد رحمت قرار داد.آرى چنین است نتیجه صبر كه نیكى به دنبال دارد، پس صبر كنید و صبر را به خود تلقین كنید تا پاداش ببرید.(6)

و در روایت دیگرى حضرت صادق علیه السلام فرمود: هر مؤ منى كه به بلائى مبتلا شود و صبر كند، همانند پاداش هزار شهید براى او خواهد بود.(7)



4- سعادت دنیا و آخرت در گرو خوش اخلاقى است .

(( احسن الناس ایمانا احسنهم خلقا و الطفهم باهله انا اطفكم باهلى .))

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: بهترین ایمان را كسى دارد كه بهترین اخلاق را دارد و نسبت به خانواده اش مهربانتر است و من از همه ی شما به خانواده ام مهربانترم .

امام باقر علیه السلام فرمود: هر مؤمنى كه اخلاق بهترى دارد ، ایمانش از همه كامل تر است .(8)

و پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: در كفه هیچكس در روز قیامت چیزى بهتر از اخلاق خوب قرار داده نمى شود.(9)

و فرمود: آنكه اخلاق خوب دارد همانند پاداش روزه دار در حال عبادت اجر مى برد.(10)

و فرمود: بیشترین چیزى كه امت مرا بهشتى مى كند ، تقواى الهى و اخلاق خوب است .(11)

اینها نمونه اى از دهها روایت است كه در اهمیت و فضیلت خوش اخلاقى آورده شده است و هر كس كه به سعادت دنیوى و اخروى خود علاقه مند باشد ، باید بر اعصاب خویش مسلط باشد، و خوش اخلاق باشد، مشكلات و سختی ها براى هر كس كم و بیش رخ مى دهد، اما با برخوردى زیبا و اخلاق خوب ، مى توان از آنها به خوبى عبور كرد.

شما با بداخلاقى ، فقط به سعادت خود لطمه مى زنید، زندگى خود و دیگران را خراب مى كنید ، اگر سلامتى مى خواهید ، اگر شادى مى خواهید خوش اخلاق باشید ، كه بداخلاق نه دین دارد و نه دنیا.

(( لا عیش اهنا من حسن الخلق . ))

امام صادق علیه السلام در ضمن سفارش و نصیحت هاى خویش به یكى از اصحاب خود فرمود: هیچ زندگى گواراتر از خوش اخلاقى نیست .(12)

پی نوشت ها :

1- -سوره بقره ، آیه 155.

2- -سوره انفال ، آیه 46.

3-سوره والعصر.

4-سوره الم نشرح .

5-اصول كافى ، ج 4، ص 140، 142.

6-اصول كافى ، ج 4، ص 140، 142.

7-اصول كافى ج 4 ص 146.

8-بحار ج 68.

9-بحار ج 68.

10-بحار ج 68.

11-بحار، ج 68.

12-بحار، ج 66، ص 400.

منبع : برگرفته از كتاب" اخلاق در خانواده و تربیت فرزند - نویسنده : سید محمد نجفى یزدى "

با تغییر و تلخیص




نوشته شده در 1388/4/14ساعت توسط مريم | نظر دهيد


ما انسان‏ها چنين مى‏پنداريم كه مجبوريم هميشه به اختلافات و ناسازگارى‏ها به صورت ظهور دو قطب متضاد نگاه كنيم؛ در حالى كه عملاً ، خطر در عدم تشخيص نياز به وجود اختلاف و تدارك شكل‏هاى مناسب، براى روبه‏رو شدن با آن است. آن‏چه ترسناك است، سعى در احتراز و سركوب نمودن اختلافات است.

مقصود از « ناسازگارى» يا «اختلاف‏نظر» چيست؟ در فرهنگ‏هاى لغت، به مترادف‏هايى مثل « مخالفت »، « رودررو شدن »، « نفاق »، « اختلاف »، « سوءتفاهم» ، « ناجورى » و غيره اشاره شده است. براى بسيارى از ما، معنى ناسازگارى، «خشم»، « تهاجم» و «خصومت» است. اختلاف، هيچ بُعد مثبتى ندارد اما در عين حال، اختلاف و ناسازگارى، يكى از بخش‏هاى گريزناپذير و لازم تجربه بشرى است. چه به صورت ناسازگارى‏هايى كه در درون خود ما، درباره نيازهاى شخصى وجود دارد و چه اختلافاتى كه در ارتباط با ديگران بروز مى‏كند. در اين مقاله ، ما در مورد بخش دوم حرف مى‏زنيم.

در هر رابطه‏اى، اختلافات زيادى وجود دارد كه ما آنها را به دو بخش تقسيم مى‏كنيم؛ اختلافاتى كه در نتيجه وجود مانعى در راه رسيدن ما به نيازهايمان بروز مى‏كنند - كه ما آنها را اختلاف نياز مى‏ناميم - و آنهايى كه در نتيجه تضاد ارزش‏ها، بين مردم بروز مى‏كنند كه ما آنها را برخورد ارزش‏ها مى‏ناميم.

در هر «اختلاف نياز»، هر يك از دو طرف، مى‏تواند به روشنى بفهمد و قبول كند كه طرف ديگر، نيازهايى دارد كه برآورده نشده‏اند و اين نيازها، مهم و معتبر هستند. واضح است كه هر چه نيازها ملموس‏تر باشند، ديگرى به احتمال بيشترى، اعتبار آنها را مى‏پذيرد.

چرا سعى مى‏كنيم از اختلاف بپرهيزيم؟

چرا مردم اين همه از اختلافات هراس دارند؟ دقيق‏تر بگويم وضعيت‏هايى كه در زندگى‏مان دربردارنده اختلاف با ديگران هستند ، بيش از هر چيز ديگر ، سبب ترس و فشار عصبى مى‏شوند. ما نتيجه را نمى‏دانيم و نمى‏خواهيم ببازيم؛ مى‏ترسيم نتوانيم خودمان را كنترل كنيم و مى‏ترسيم رابطه‏مان آسيب ببيند.

بروز اختلاف، به ويژه براى زنان، بسيار حساس است. ما بيشتر آموخته‏ايم كه از اختلاف، مانند خشم و اضطراب، پرهيز كنيم؛ به روى خود نياوريم و آن را بيان نكنيم. همه ما شنيده‏ايم كه مردم مى‏گويند: «من براى نگه‏داشتن آرامش خانواده، هر كارى مى‏كنم.» يا «در تمام سال‏هاى ازدواجمان، هرگز عدم توافق جدى نداشته‏ايم».

در حقيقت، اين آدم‏ها مى‏گويند كه اختلافاتشان را هيچ وقت ظاهر نكرده‏اند. آنها خودشان خواسته‏اند كه يا اصلاً نفهمند كه اختلافى با هم دارند و يا از راه‏هاى غيرمستقيم، روى آن عمل كرده‏اند. در حقيقت، بيشتر خشم و اضطرابى كه در روابط هست، در نتيجه شكست در برخورد مستقيم و روشن با اختلافات است. بنابراين، آنها هميشه يا حل نشده باقى مى‏مانند و يا به طريقى نامطلوب، حل مى‏شوند.

دليل اصلى اين‏كه مردم، مخصوصاً زنان، سعى مى‏كنند در مناقشات حضورى درگير نشوند اين است كه در بيشتر موارد، اختلافات قبلى‏شان از راه‏هاى غيرمنصفانه حل شده‏اند و به جاى اين‏كه با اين‏گونه اختلافات، به صورت علامت برآورده شدن نيازى برخورد شود ، مبدل به جدال قدرت گشته‏اند و در نتيجه، هميشه برنده يا بازنده‏اى هست و از آن‏جا كه بيشتر ما طبيعتاً مى‏خواهيم كه در رابطه‏هايمان احساس عدالت و دو جانبه بودن داشته باشيم، جدال قدرت، مى‏تواند به صورت راهى جهت برگرداندن تعادل در رابطه فهميده شود. در عين حال، جدال قدرت، بدون هيچ شكى، در هر دو طرف، احساس بازنده بودن به وجود مى‏آورد چون آنها به ارضاى نيازشان نمى‏رسند.


كاربرد قدرت در حل مناقشات‏

ما در اين‏جا كلمه «قدرت» را به صورت تمام منابعى كه كنترل آن در دست شخصى است كه ديگرى به آن محتاج است، نام مى‏بريم. شخص قدرتمند، مى‏تواند بنا به خواسته خود ، از آن قدرت (يا تهديد قدرت)، در راه مجبور ساختن شخص ديگر به انجام كار يا كارهايى كه خود آن شخص تمايلى به انجام آن ندارد ، استفاده كند.

قدرت اجبار را مى‏توان به صورت مستقيم يا غيرمستقيم به كار برد. با وجود اين‏كه ما معمولاً به قدرت، از طريق شكل‏هاى واضح و بيرونى آن نگاه مى‏كنيم، اما راه‏هاى اعمال فشار غيرمحسوس و غيرمستقيمى هم وجود دارند كه اغلب به صورت دفاع در مقابل اعمال قدرت مستقيم ديگرى به كار مى‏روند. آدم‏هاى كم‏قدرت كه دسترسى زيادى به منابع قدرت ندارند ، آدم‏هايى كه آموخته‏اند از اختلاف بپرهيزند و يا آدم‏هايى كه از برخورد رو در رو مى‏ترسند ، بيشتر مايلند كه از قدرت‏هاى مرموز يا غيرمستقيم استفاده كنند.

بسيارى از زن‏ها فكر مى‏كنند كه در رابطه‏هايشان، از قدرت استفاده نمى‏كنند؛ در حالى كه در حقيقت، آنها آن را مستقيماً يا در ظاهر به كار نمى‏برند. مثلا زنى كه وقتى شوهرش مى‏خواهد حرف بزند ، شروع به گريه كردن مى‏كند.

خواه قدرت به صورت مستقيم به كار رود يا غيرمستقيم، در هر صورت، افراد مى‏توانند از قدرتشان، عليه يكديگر استفاده كنند. همچنين ما در موضعى هستيم كه مى‏توانيم از قدرتمان در مقابل ديگران استفاده كنيم.

در بيشتر روابط، تفاوت قدرت، به نسبت‏هاى مختلف، بين مردم وجود دارد؛ يعنى يك نفر قدرت آن را دارد كه به قيمت محروم ساختن ديگران، نياز خود را برآورده سازد. اگر اين شخص، از قدرت خود در يك جدال قدرت استفاده كند ، معمولاً او برنده شده، ديگرى مى‏بازد و آن وقت، بازنده سعى مى‏كند تا بار ديگر، به قيمت باخت او برنده شود. به اين ترتيب، يك دايره معيوب به وجود مى‏آيد و در نتيجه، رابطه به تدريج، از حالت تعادل خارج مى‏شود.

لازمه ي روشي که در آن برنده و بازنده وجود نداشته باشد ، تعهد دوجانبه، مبنى بر عدم استفاده از قدرت، براى رسيدن به نياز خود ، به حساب شخص ديگر است.

بعضي از روش‏هاى حل مناقشات - كه لازمه‏اش برنده شدن يكى به قيمت باخت ديگرى است - روش‏هاى 1 و 2 ناميده مى‏شوند. اساس اين دو روش، تحميل قدرت است و هر دو ، حالت برنده - بازنده دارند. هميشه يك نفر مى‏برد و يك نفر مى‏بازد. در هيچ يك از اين دو روش، اختلافات پنهان، به صورتى مثبت و سازنده به سطح نمى‏آيند اما به هر حال، افراد معمولاً نسبت به يكى از اين دو روش، تمايل بيشترى نشان مى‏دهند و به هر حال، از هر دو روش استفاده مى‏كنند.

لازمه ي روشي که در آن برنده و بازنده وجود نداشته باشد ، تعهد دوجانبه، مبنى بر عدم استفاده از قدرت، براى رسيدن به نياز خود ، به حساب شخص ديگر است. چون بيشتر ما آموخته‏ايم كه مشكلاتمان را از راه‏هاى برد - باخت حل كنيم و انجام چنين تطابقى برايمان آسان نيست. اين روش، به ويژه براى آنهايى كه در بيشتر روابطشان تا حد زيادى قدرتمند هستند ، بسيار سخت است.

وقتى جرأت كنيم چنين تعهدى را نسبت به همسرمان بر عهده بگيريم ، نتيجه ، بسيار رضايت‏بخش خواهد بود. بعضى از منافع كاربرد روش بدون باخت، عبارتند از:

1. باعث مى‏شود كه اختلافات به سطح بيايند، بيان شوند و به صورتى سازنده و منصفانه، حل شوند.

2. همسران ياد مى‏گيرند كه نتيجه اختلافات، مى‏تواند تغييرات جالب و هيجان‏انگيزى باشد. آنها شروع مى‏كنند به نگاه كردن به آن از طريق مثبت و از آن پس، ديگر از آن احتراز نمى‏كنند.

3. هر شخصى، خودش مسئوليت رسيدن به خواسته‏هاى خود را بر عهده مى‏گيرد اما نه به حساب ديگرى.

4. طرفين، بيشتر با اختلافات اساسى و واقعى سر و كار پيدا مى‏كنند و نه با اختلافات سطحى.

5. وقتى مسئله‏اى به صورت منصفانه حل شود ، ديگر تكرار نمى‏شود.

6. وقتى هر دو طرف، در تصميم‏گيرى براى حل مشكلى شركت داشته باشند ، بيشتر به انجام آن متعهد مى‏شوند تا اين‏كه آن تصميم به آنها تحميل شده باشد.

7. زوجين، با يكديگر، احساس نزديكى و عشق بيشترى مى‏كنند و رنجش و دشمنى، ناپديد مى‏شود.

8. ديگران نيز در روابط خود ، از اين روش، به عنوان الگوى حل اختلافات استفاده مى‏كنند.

اگر ما به جاى نگاه كردن به اختلافات، به صورت تلاش براى دست بالا را گرفتن، به صورت دليلى بر وجود نيازهاى برآورده نشده نگاه كنيم، مى‏توانيم آن را به صورتى كاملاً جديد ببينيم.

اختلافات، ممكن است سالم باشند و مى‏توانند به صورت نيرويى مثبت، در زندگى‏مان وجود داشته باشند. همچنين مى‏توانند به صورت دعوت به ايجاد ارتباطى منطقى، به وجود آورنده موقعيتى براى شركت در يك رويارويى آشكارا و صادقانه باشند و نيز مى‏توانند با حل سوء تفاهمات، جو ارتباط را پاك كرده، آدم‏ها را به هم نزديك‏تر سازند.

زن و شوهر، از طريق و پذيرش سهم خود در اختلاف، توسعه يافته، پيش مى‏روند. در حقيقت، عدم توافق در ارتباطات، بسيار مفيدتر از توافق است؛ چون به وجود آورنده تغييرات و رشد سالم در انسان‏هاست. بدون مناقشه، تغيير و پيشرفتى در رابطه به وجود نمى‏آيد و زندگى، يكنواخت، خسته كننده و آمارى مى‏شود.

همان‏گونه كه مى‏توان خشم و هيجان را به صورتى معتبر قبول كرد، به مناقشات هم مى‏توان از طريق بسيار مثبت‏تر نگريست. همان‏گونه كه فرد مى‏تواند با غلبه مؤثر بر هيجاناتش، رشد كند، رابطه‏ها هم مى‏توانند از طريق حل مؤثر مناقشات، به رشد برسند. بنابراين، آموزش راه‏هاى مؤثر حل اختلافات و مناقشات در روابط انسانى، بسيار اهميت دارد.

منبع:

پرسمان ، کتاب : فرهنگ تفاهم در ازدواج




برچسب ها : خانواده , اختلافات

نوشته شده در 1388/4/14ساعت توسط مريم | نظر دهيد




زندگی زناشویی رابطه ای در نوع خود منحصر به فرد است که در عین روزمرگی دارای غلق ها و تسهیل کننده هایی خاص است و برای موفقیت و استحکام آن نیاز است تا این تسهیل گر ها را بشناسیم و به کار ببریم. که در زیر هفت نکته از این نکات را یادآور می شویم.

۱- اساس یک ارتباط سالم و با نشاط «مثبت فکر کردن» است. در زندگى شخصى، خانوادگى و زناشویى همواره سعى کنید به مثبت ها، موهبت ها و نعمت هایى که در اختیار دارید بیندیشید. نه به آن امورى که در اختیار ندارید.

۲- گذشت و عفو عنصر اصلى استمرار و استحکام پیوند زناشویى از سوى هر یک از زوج هاست. لذا از خطاهاى یکدیگر بگذرید و خطاهاى همدیگر را تحمل کنید.

۳- تشویق و ابراز تشکر از رفتارهاى مطلوب همسر، تأثیر به سزایى در تکرار و استمرار آن رفتارها دارد و انگیزه تکرار آن رفتارهاى مطلوب را بیشتر مى کند.

۴- سعى کنید مورد یا موارد سوء تفاهم یا مسائل مورد اختلاف را هرچه زودتر و هرچه صریح تر مطرح کنید و به حل و فصل آنها بپردازید. از پیش داورى، تعمیم هاى نادرست و غیر منطقى و شکل گیرى افکار منفى پرهیز کنید.

۵- زن و شوهر باید هرچه بیشتر با یکدیگر ارتباط کلامى و عاطفى برقرار کنند و سوء تفاهمات و سوء ارتباطات را هرچه زودتر شناسایى، رفع و اصلاح کنند.

گذشت و عفو عنصر اصلى استمرار و استحکام پیوند زناشویى از سوى هر یک از زوج هاست. لذا از خطاهاى یکدیگر بگذرید و خطاهاى همدیگر را تحمل کنید.

۶- لازمه ایجاد و حفظ روابط زناشویى سالم، این است که طرفین براى خصوصیات، علاقمندى ها و نیازهاى یکدیگر ارزش قائل شوند. از این رو سعى کنید به نیازها و خواست هاى همسرتان توجه کنید و حساسیت نشان دهید و بى تفاوت نباشید.

۷- وقتى در زندگى زناشویى، اختلاف نظر یا سوء تفاهمى بروز مى کند، به جاى سرزنش کردن یکدیگر و تفسیر نادرست، به شناسایى مسأله و علت یابى و سرانجام راه یابى آن بپردازید.

دکتر احمد به پژوه

برگرفته از کتاب: «عشق، زندگى»




برچسب ها : عشق , زندگي

نوشته شده در 1388/4/12ساعت توسط مريم | نظر دهيد



تا به حال فکر کردید چرا برخی زوجین نمی‌توانند بر سر مسائل مختلف و اختلافات خود به نتیجه برسند یا سازگار شوند؟ گاه شدت رودررویی به حدی است که به نظر می‌رسد رسیدن به هر گونه مصالحه‌ برای آنها دشوار باشد.

پا بر زمین می‌کوبند و در دفاع از نقطه نظراتشون سماجت می‌کنند. هر کدام نظر خود را صحیح می‌دانند و توجهیات طرف مقابل را غیر منطقی و بی اساس می دانند و متوجه نیستند که ممکن است خواسته‌های طرف مقابل به جا و بر حق باشد.

اغلب اوقات زوج‌ها اگر بتوانند با چشم‌انداز همسرشان نگاه کنند و به دلیل منطقی همسرشان توجه کنند به این نتیجه می‌رسند که حق با اوست.

در هنگام اختلافات بهتر است از دلیل موضع‌گیری طرف مقابل مطلع شوید و راه حل‌های مفید پیدا کنید. هر حادثه را تعریف کنید نوع اختلاف را مشخص کنید در صدد یافتن راه حل برآیید و راه حل مناسب‌تر را انتخاب کنید.

اختلافاتی از قبیل اختلاف در خواسته‌ها، سلایق و یا وجود حساسیت‌ها در صورتی که تنش‌های پیشین وجود نداشته باشد می‌تواند به راحتی قابل حل باشد.

اغلب اوقات زوج‌ها اگر بتوانند با چشم‌انداز همسرشان نگاه کنند و به دلایل منطقی همسرشان توجه کنند به این نتیجه می‌رسند که حق با اوست



گاهی از اوقات در نحوه سوال کردن خود تجدید نظر کنید: فرض کنید اوقات فراغتی دارید و شما مایلید این زمان را به منزل یکی از اقوام بروید. بهتر است ابتدا چگونگی گذران این وقت را از او سوال کنید و در صورت تمایل او به بیرون رفتن، موضوع مورد نظر را با طرح سوال پیشنهاد دهید. با دادن حق انتخاب، گفتگو را با تدبیری بیشتر طرح ریزی کرده‌اید.

انعطاف‌پذیر باشید: خیلی اوقات ما با ایجاد بایدهایی در نحوه زندگی باعث ایجاد اختلافات و رنجیده خاطر شدن خود و همسرمان می‌شویم . لازمه ایجاد تغییرات و انعطاف در مسائل، توافق و سازگاری کافی میان زن و مرد است. فراموش نکنید که جملاتی مثل "همیشه من باید تسلیم شوم. تسلیم شدن به مفهوم فدا کردن ارزش‌هاست و ..." ممکن است ضربه‌ای در جهت منعطف بودن شما به حساب آید. باید هراز گاهی این عبارت را که «ممکن است من هم اشتباه کنم» در ذهن مرور کنید.

تفاوت‌ها را بپذیرید و اشکالات جزیی را نادیده بگیرید: باید این نکته را مد نظر داشته باشید که قرار نیست زن و شوهر در کوچک ترین مسائل مثل هم فکر و رفتار کنند. تفاوتها با ایجاد چالش فکری به رشد ما کمک می کنند.

سعی کنید دریچه نگاه‌تان را به قضایا تغییر دهید: شرایط لذت بخش‌تر می‌شود. شاید اگر ما شیوه فکر کردن خود را تغیی دهیم خیلی از مسائل راحت تر حل شود و یا به مانع تبدیل نشود.

باید این نکته را مد نظر داشته باشید که قرار نیست زن و شوهر در کوچک ترین مسائل مثل هم فکر و رفتار کنند. تفاوتها با ایجاد چالش فکری به رشد ما کمک می کنند.

علاقمندی های او را در نظر داشته باشید: در روابط زناشویی موفق‌ زن و شوهر مشارکت در فعالیت‌های مورد علاقه یکدیگر را یاد می‌گیرند و خصوصیات شریک زندگی را می‌پذیرند و در صورت ادامه روابط به رفتارهای مشابه می‌رسند.

تبیان- کهتری




برچسب ها : تفسير عشق

نوشته شده در 1388/4/12ساعت توسط مريم | نظر دهيد



عشق ورزیدن را از نگاه امامان که بهترین راهنمای ما هستند ، بررسی کنیم:

1 – ایمان ، محور محبت.

(( من احب لله و ابغض لله و اعطى لله فهو ممن كمل ایمانه .))

امام صادق علیه السلام فرمود:

هركس به خاطر خدا دوست بدارد و به خاطر خدا دشمن بدارد و به خاطر خدا عطا كند، از كسانى است كه ایمانش كامل شده است .(1)

امام باقر علیه السلام فرمود: اگر خواستى بدانى در تو خیرى هست ، به دلت نگاه كن ، اگر فرمانبرداران را دوست دارد و از اهل معصیت خدا بدش مى آید ، در تو خیرى هست و خداوند تو را دوست دارد.و اگر از اهل اطاعت بدش مى آید و از اهل معصیت خوشنود است ، در تو خیرى نیست ، و خداوند از تو ناخشنود است ، و (بدان ) كه هر كسى با دوست خود خواهد بود.(2) (یعنى در قیامت دوست با دوست است ).

و فرمود: هر كس كه معیار محبت و دشمنى او دین نباشد دین ندارد.(3)

اگر كسى شوهر و یا همسر مؤ من و با تقوائى دارد ، كه خداوند او را دوست مى دارد ، باید همسر خود را دوست بدارد ، زیرا ایمان براى مؤمن برترین فضیلت است ، و هرگز نمى تواند هیچ فضیلتى جانشین ایمان گردد.

2 - محبت ، محبت مى آورد.

(( بالتودد تتاكد المحبة ))

با دوستى ، محبت محكم مى شود ،(4) یعنى براى پیدا كردن دوست ، و دوست كردن همسر و دیگران از خودتان شروع كنید ، سعى كنید دوستى كنید تا او هم با شما دوست شود.

3 - احسان و نیكى محبت مى آورد.

(( بالاحسان تملك القلواب . ))

حضرت على علیه السلام فرمود: با احسان و خدمت ، دلها را مى شود مالك شد، و در حدیث دیگرى فرمود: با احسان و نیكى مى شود افراد را خرید و بنده كرد.(5) آرى فطرت و سرشت انسان به گونه اى است كه وقتى به او احسان شود، مجذوب مى شود و انس مى گیرد.

برای احسان و نیکی چه کسی بهتر از نزدیک ترین افراد در زندگی که همان خانواده و بخصوص همسر مان است.

4 - اظهار محبت ، محبت مى آورد.

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: مرد وقتى به زنش بگوید دوستت دارم ، این سخن هرگز از دل او بیرون نمى رود.(6)

مردى به امام باقر عرض كرد: من فلانى را دوست دارم ، حضرت فرمود: او را از این دوستى آگاه كن ، كه براى دوام مؤ ثرتر و در الفت بهتر است .(7)

صورت باز و گشاده آتش دشمنى را خاموش مى كند.

5 - صورت گشاده و خندان

(( حسن البشر اول العطاء و اسهل السخاء ))

حضرت على علیه السلام مى فرماید: رخسار نیكو اولین هدیه و راحت ترین بخشش است و فرمود:

صورت گشاده ی تو اول نیكى تو است ، و دلالت بر بزرگوارى تو مى كند(8) و فرمود: صورت باز آتش دشمنى را خاموش مى كند، و فرمود: صورت باز و گشاده ریسمان محبت است ، و فرمود: كار نیك و صورت باز، محبت مى آورد و انسان را به بهشت مى رساند.(9)

و فرمود: صورت گشاده ، روش هر آزاده است .(10)

6 - دست دادن ، محبت مى آورد .

(( تصافحوا فان المصافحة تزید فى المودة ))

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: به یكدیگر دست بدهید كه محبت را زیاد مى كند.(11)

حضرت صادق علیه السلام فرمود: به یكدیگر دست بدهید كه كینه را از بین مى برد.(12)

وقتی یکی از همسران وارد خانه می شود ،حداقل ارتباطی که می توان بر قرار کرد ،دست دادن با روی باز است .

تبيان




نوشته شده در 1388/4/12ساعت توسط مريم | نظر دهيد



اصولا چه زمانی به جلوی آینه می روید؟ وقتی از خانه خارج می شوید. وقتی میهمان مهمی به خانه تان می آید. وقتی قرار است به مهمانی بروید.

چه زمانی زیباترین حرف ها را می زنید؟ وقتی با افراد فامیل و کسانی که با آنها رو در بایستی دارید ،ملاقات می کنید. زمانی که تلفنی با فرد غریبه ای صحبت می کنید؟

اگر می خواهید عشق و جاذبه ی روز های نخست آشنایی به قصه ی یکی بود ، یکی نبود تبدیل نشود و همچنان همسرتان برای دیدن شما مشتاق باشد و اولین اولویت زندگی همسرتان باشید ، بهتر است رفتار خودتان را در روز های اول به یاد آورید.

امید وارم زیباترین حرف های زندگی تان را به نزدیک ترین فرد زندگی تان بگوئید و دلنشین ترین رفتار را برای کسی داشته باشید که موظفید بیشترین جاذبه را برایش داشته باشید.

اگر می خواهید عشق و جاذبه ی روز های نخست آشنایی به قصه ی یکی بود ، یکی نبود تبدیل نشود و همچنان همسرتان برای دیدن شما مشتاق باشد و اولین اولویت زندگی همسرتان باشید ، بهتر است رفتار خودتان را در روز های اول به یاد آورید.

امام صادق(ع) :

بر زن واجب است که خود را از بهترین عطر هایی که دارد برای شوهرش خوش بو کند، برای او بهترین لباس ها را بپوشد و به بهترین وجه آرایش کند.(1)

اینکه شما هر روز همدیگر را می بینید دلیل آن نمی شود که آن قدر برای هم تکراری شوید که دیگر هم دیگر را نبینید. پس مطمئن باشید هنوز هم اگر با ظاهری آراسته به استقبال همسرتان بروید و در گفتگو و نشست و بر خواست اصول جذابیت بیشتر را رعایت کنید ، همسرتان با تمام مشغله و مشکلات بیرون از خانه و با وجود داشتن فرزند ، رفتاری متفاوت از امروز که شما فراموشش کرده اید خواهد داشت .

به طور قطع آنچه باعث جذب شدن افراد به هم می شود ، حسن اخلاق و درک متقابل و گذشت و بسیاری از مولفه های دیگر است.و به قول حافظ هزار نکته در این کار و بار دلداریست!

واما کار زنان شاغل کمی سخت تر است زیرا آن ها هم ساعتی از وقت خود را در منزل نیستند و هم وظایف خانه داری و رسیدگی به کار بچه ها را دارند اما آن ها هم مطمئنا اگر بخواهند می توانند همیشه جایگاه همسری خود را به خوبی حفظ کنند.

البته به طور قطع آنچه باعث جذب شدن افراد به هم می شود ، حسن اخلاق و درک متقابل و گذشت و بسیاری از مولفه های دیگر است.و به قول حافظ هزار نکته در این کار و بار دلداریست!

اما بحث ما در این مقاله خوش پوشی،رعایت جذابیت ظاهر و خلاصه حفظ طراوت روز های اول است البته در کنار اخلاق خوش .

اگر دین اسلام به مردان تذکر حفظ حریم نگاه را می دهد و از زنان می خواهد تا زیبایی ها و زینت هایشان را از غیر محارم بپوشانند ، علت اصلی آن حفظ کانون خانواده است .پس خودتان با دست خودتان موجبات از بین رفتن این کانون مخصوصا در شرایط امروزی جامعه را فراهم نکنید.

جذاب ترین زن در خانه باشید تا معجزه اش را در رفتار همسرتان ببینید.

نویسنده : ندا داوودی




برچسب ها :

نوشته شده در 1388/4/12ساعت توسط مريم | نظر دهيد



وقتی صحبت از خوشبخت شدن می شود. بسیاری از مردم تصور می کنند که برای رسیدن به این هدف آنها فقط به

سطح زندگی بالا نیاز دارند. آنها سطح زندگی را با کیفیت زندگی اشتباه می کنند. واقعیت این است که سطح زندگی با

سطح خوشبختی رابطه اندکی دارد. تحقیقات بسیاری وجود دارد که نیاز به رابطه مهرآمیز میان همسران را ثابت کرده اند.

اثرات جدایی پیش هنگام در کودکانی که به عللی به مرکز نگهداری از کودکان سپرده شده اند یک مثال مشهور در

روانشناسی و حاکی از تأثیر شگفت آور یک رابطه مهرآمیز بین کودک و مربی یا مادر یا پرستار دائم اوست.

به شریک زندگی خود توجه کنید. نفس عمل توجه و مراقبت از یک موجود زنده است که به سلامتی شما کمک می کند. و نیازهای عاطفی شما را از جهت نیاز به مراقبت ارضاء می کند.

این فقدان احساس علاقه تنها برای کودکان زیان بخش نیست بلکه بزرگسالان را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. بنابراین لازم

است تا در رابطه همسران برخی فعالیت های توأم با علاقه را به عنوان بخشی از رفتارهای مراقبتی خود به حساب آورید.

دارا بودن رابطه ای همراه با علاقه و داشتن سوژه ای برای عشق ورزیدن به دارای اثرات مثبتی برای روان شخص خواهد

داشت. و آرامش را برای او می آفریند. یکی از عواقب مثبت داشتن چنین رابطه ای کاهش استرس است. دوست

داشتن شریک زندگی استرس را کاهش می دهد. به یاد داشته باشید که رابطه خود را بارور کنید. به شریک زندگی خود

توجه کنید. نفس عمل توجه و مراقبت از یک موجود زنده است که به سلامتی شما کمک می کند. و نیازهای عاطفی

شما را از جهت نیاز به مراقبت ارضاء می کند.

در عین دارا بودن رابطه ای گرم، مورد توجه و با عنایت او را در تصمیم گیری ها و انتخاب ها آزاد گذارده و قدرت ها و مهارت های شخصی را از او سلب نکنید.

مسلماً این مراقبت حسی گرم و مهربان را در طرف مقابل یعنی همسر شما به وجود می آورد که نسبت به لحظات شما

حساس بوده و خواستهای عاطفی و روانی شما را پاسخگو باشد. در زمینه ایجاد یک رابطه مهرآمیز همواره سعی کنید

اعتدال را رعایت کنید و آن را به رابطه مراقبت های مادرانه سوق ندهید. شما می توانید در عین دارا بودن رابطه ای گرم،

مورد توجه و با عنایت او را در تصمیم گیری ها و انتخاب ها آزاد گذارده و قدرت ها و مهارت های شخصی را از او سلب

نکنید. بلکه به استقلال او کمک کنید و آزادی رأی و نظر و سلیقه را در او تشویق نموده و مورد استقبال قرار دهید. به این

طریق گامی هم در جهت خودشکوفایی او برداشته اید که خود تأثیراتی عظیم را در روابط احساسی طرفین به وجود

خواهد آورد.

تبیان - کهتری




برچسب ها :

نوشته شده در 1388/4/12ساعت توسط مريم | نظر دهيد



چقدر به بهبود روابط خود با دیگران علاقمند و کوشا هستید؟ به چه میزان در صدد آن هستید که کوتاه ترین و خوشبخت ترین مسیر را با این هدف بپیمایید؟ گاه راهکارهایی بسیار ساده اما کاربردی می تواند افزاینده مهر و علاقه در میان افراد باشد که شاید خیلی گذرا و بی اعتنا از کنار آن بگذریم. به عنوان مثال نوشتن یک جمله کوتاه و عاشقانه و گذاردن آن در ظرف غذای همسرمان می تواند تاثیری شگرف را ایجاد کند.در این قسمت 31 جمله كوتاه، مفید و مختصر عاشقانه و سازنده را برای شما می‌آوریم باشد كه برای تقویت زندگی و روابط مناسب و عاشقانه‌مان خوب و مؤثر باشند. این 31 جمله مشت نمونه خروار است.

1 - یاد خدا باش – با خدا باش – شاد باش. 2 - سینه خود را پر از انرژی مثبت كنید.

3 - در پشت‌بام ذهن خود سبزه و گل بكارید. 4 - به تمام اعضای بدن خود بگو فریاد بزنند: الهی شكر.

5 - مسیر زندگی را از وجود تیغ‌ها و خارها پاك كنید. 6 - تانكر عشق و محبت را همیشه پر نگه دارید.

7 - دشمنی و كدورت را ذوب كنید و در چاه بریزید. 8 - هوای پاك تنفس كنید. فكر منفی سینه شما را مریض می‌كند.

همواره تصور كنید خوشبخت‌ترین آدم دنیا هستید.

9 - همیشه در كوچه زندگی، دنبال خانه مهربانی باشید. 10 - ورد زبانتان كلمه: دوستت دارم، عاشقتم، باشد.

11 - با چشم خود همسرتان را شیفته كنید. 12 - هر كسی پرسید: حالت چطوره؟ بگویید: خیلی خوبم.

13 - همواره تصور كنید خوشبخت‌ترین آدم دنیا هستید. 14 - خوب گوش كن: كسی در دوردست برایت دعای خیر می‌كند

كه سلامت و موفق باشی. جوابش را بده




15 - دلت می‌گه تا دوستی هست چرا دشمنی؟

16 -گاهی اوقات فكر ما نیاز به سمپاشی داره تا سالم و خوب باشیم.

17 - سعی كن برای همسرت، زیباترین باشی.

به تمام اعضای بدن خود بگو فریاد بزنند: الهی شكر.

18 - بگذار دیگران هر چه می‌خواهند بگویند مهم این است كه ما با هم هستیم.

19 - هرشب فكر می‌كنم كه آیا فردا زنده هستم كه باز هم تو را ببینم.

20 - اگر بگویی بمیر، نمی‌میرم. چون می‌خواهم تا انتها با تو باشم.

21 - تا وقتی خنده و شادی هست چرا گریه و غم. پاشو به دنیا بخند پاشو.

22 - چه بوی خوبی می‌دی، چه دست مهربون و گرمی داری.

23 - چقدر مزرعه دل شما سبز و خرم است. باغت آباد.

24 - می‌دونی چیه؟ تا حالا از گل نازك‌تر به من نگفتی. ممنون تو هستم.

25 - نمی‌دونم اگر تو نبودی چه كسی می‌توانست مرا خوشبخت كند.

هوای پاك تنفس كنید. فكر منفی سینه شما را مریض می‌كند.

26 - پدر و مادرم به خاطر زحمات و محبت‌های تو همیشه دعایت می‌كنند.

27 - راستی چرا آماده نمی‌شوی برویم پارك، قدری قدم بزنیم. به یاد گذشته‌ها.

28 - آدم وقتی وارد این خونه می‌شود. همه ناراحتی‌هاش برطرف می‌شه.

29 - خدایا! زندگی از این زیباتر و بهتر دیگه نمی‌شه. شكر شكر شكر...

30 - می‌دونی عزیزم، خیلی دوستت دارم، خیلی زیاد. ما بیشتر.

31 - بی‌خیال غم دنیا، بیا چند دقیقه با هم از ته دل بخندیم و برای زندگی بهتر برنامه ریزی كنیم




برچسب ها :

نوشته شده در 1388/4/12ساعت توسط مريم | نظر دهيد



بر خلاف آنچه در ابتداى بروز اختلاف و ناسازگارى به نظر مى رسد ، طلاق ، تنها راه حل نیست .

طلاق ، شاید آسانترین راه باشد ، ولى هرگز بهترین و عاقلانه ترین راه حل براى ناسازگاری ها نیست ، به خصوص اگر در شرایط عصبانیت و خشم به آن اقدام شود.

از این رو ، طلاق ، از منفورترین حلال هاى الهى به شمار آمده است .هر چند جایز است ، ولى بسیار ناپسند است.

امام صادق (علیه السلام ) فرمود: هیچ چیز ، از آنچه خداوند متعال آنها را حلال قرار داده است ، نزد او از طلاق ، منفورتر و ناپسندیده تر نیست:

ما من شى مما احله الله عزوجل ابغض الیه من الطلاق ...(1)

و در سخنى دیگر فرموده است : هیچ چیز نزد خداوند ، مبغوض تر و نكوهیده تر از خانه اى نیست كه در اسلام ، با جدایى (و طلاق ) خراب شود.(2)

طلاق ، از منفورترین حلال هاى الهى به شمار آمده است .هر چند جایز است ، ولى بسیار ناپسند است.

كودكانى كه بى سرپرست ، یا محروم از محبت پدرى یا مادرى مى مانند ، از نظر تربیتى مشكل پیدا مى كنند و از نظر عاطفى دچار كمبود مى شوند. اغلب نیز نامادرى یا ناپدری نمى تواند خلاء عاطفى فقدان مادر را در كودكان بى پناهى كه سایه شوم طلاق بر سرشان افتاده است ، پر كند.خود زن و شوهرى هم كه از هم جدا مى شوند ، اغلب گرفتار بحران ها و مشكلات عجیب و فراوانى مى شوند كه قبلا هرگز فكر آن را هم نمى كردند.

طلاق ، نوعى آوار است كه بر سر افراد خانواده فرو مى ریزد و بنیان خانواده را ویران مى سازد. خانه خرابى در سایه طلاق ، یعنى این !

طلاق به خاطر ناسازگارى اخلاقى و عدم تفاهم ، یك مساله است ، طلاق از سر هوس و تمایلات نفسانى و مساله اى دیگر كه زشت تر و ضد اخلاقى تر است .

رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) به مردى گذر كرد و از او پرسید: زنت را چه كردى ؟گفت : یا رسول الله ! طلاق دادم .فرمود: بى آنكه بدى و بد رفتارى داشته باشد؟گفت : آرى ، بدون بد رفتارى و بدى .سپس آن مرد ، زن دیگرى گرفت . پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله ) او را دید. پرسید:چه كردى ؟ گفت : ازدواج كردم .سپس ، بعد از مدتى او را دید و پرسید: با زنت چه كردى ؟ گفت : طلاقش دادم .حضرت پرسید: بى آنكه بدى و اشكالى داشته باشد؟گفت : آرى .

بار دیگر رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) او را دید و او از ازدواجى دیگر و طلاقى دیگر خبر داد. رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) فرمود:

خداوند ، دشمن مى دارد (یا لعنت مى كند) هر زن یا مردى را كه اینگونه باشند.

ان الله عزوجل یبغض (او یلعن ) كل ذواق من الرجال و كل ذواقة من النساء(3).


یعنى ازدواج نه بر اساس بنیان نهادن یك قانون مستحكم و بى خلل ، و طلاق نه از سر ناسازگارى و عدم امكان ادامه زندگى مشترك و به عنوان آخرین راه حل ، بلكه بر اساس هوسرانى و تجربه كردن زنهاى مختلف و شوهرهاى متعدد.این گونه نگاه به زندگى ، به بازیچه گرفتن زندگى است .

زندگی هاى تلخ ‌تر و شكننده تر پس از طلاق ، عبرت خوبى براى كسانى است كه با بروز كوچكترین ناهماهنگى در زندگى، پاى طلاق را به میان مى كشند.

باید - تا مى توان ، با حسن نیت و به كمك داور بى طرف و داوران خانوادگى - اختلافات را ریشه یابى و ریشه كن كرد ، چرا سخن از طلاق و جدایى ؟

ابتداى آتش فساد ، یا طلاق یك جرقه است.این جرقه ، رفته رفته شعله مى شود.

زین سبب ، باید از بروز این جرقه بیم داشت.

ورنه ، شعله ساقه هاى خشك رامى كشد به كام خویش

مى دهد به دست باد.

مى رود هر آنچه بوده ... هرگز این چنین مباد ،

هرگز این چنین مباد!

مى توان ، باز در كمین صبح روشنى نشست

مى توان ستاره وار

روشناى شب شد و رهى به خانه ها گشود

مى توان

ظلمت طلاق را از چهره حیات خویشتن زدود

مى توان ،

خوب بود و خوب بود.

خیمه عفافى كه به نام كانون خانواده ، که با هزار رنج و امید و آرزو بر پا مى شود را باید سر پا نگاه داشت و از وزیدن تند بادهایى كه این خیمه را بر هم مى زند جلوگیرى كرد و اگر هم طوفانى وزیدن آغاز كرد ، باید چنان با تدبیر و دور اندیشى و متانت عمل كرد كه این خیمه از هم نگسلد و این كانون از هم نپاشد.

پی نوشت ها :

1- فروغ كافى ، ج 6،ص 54.

2- وسائل الشیعه ، ج 15،ص 266.

3- میزان الحكمه ، ج 5، ص 547، (به نقل از فروع كافى ، ج 6، ص 54).

منبع : تلخیص شده از كتاب " الفباى زندگى (آشنایى با اصول و عوامل تحكیم خانواده ) "

نویسنده : جواد محدثى




برچسب ها :

نوشته شده در 1388/4/12ساعت توسط مريم | نظر دهيد



کاهش

استرس بین زوجین باعث دوام زندگی مشترک می شود .

   یکی از مشکلاتی که باعث از هم پاشیدگی خانواده ها می شود ، استرس در بین اعضای خانواده است.

مهرداد چگینی روان شناس بالینی و استاد دانشگاه در گفت و گو با خبرنگار اجتماعی برنا گفت: یکی از مشکلاتی که باعث از هم پاشیدگی خانواده ها می شود ، استرس در بین اعضای خانواده است.

وی با اشاره به این که استرس در بین زن و مرد باعث اختلاف در زندگی مشترک می شود ، اظهار داشت: استرس فراوان انسان را بیمار می کند و باعث می شود که فرد در خانه احساس آرامش و آسایش نکند.

این استاد دانشگاه معتقد است:

علاوه بر استرس، فشارهای غیر معمول هم باعث از بین رفتن عشق در زندگی مشترک می شود.

وی خاطر نشان کرد: وقتی که می شنویم رابطه زن ومرد از هم پاشیده است و از هم جدا شده اند اولین دلیلی که به ذهن می رسد این است که شاید آنها از نظر فرهنگی مناسب هم نبوده و یا مشکلات مادی و دیگر مشکلات باعث جدایی شده است ولی کمتر کسی به این موضوع توجه می کند که شاید استرس و فشار های اجتماعی و روزمره زندگی موجود ، باعث این جدایی شده باشد.

وی به تحقیقات به دست آمده در خصوص استرس در بین جوانان امروزی اشاره کرد و گفت: به دلیل تحولات شدید اجتماعی موجود و وارونه شدن گروه سنی جمعیتی امروزه عوامل بیشتری نسبت به گذشته وجود دارند که باعث استرس می شوند.

این روانشناس بالینی معتقد است: افراد وقت کمتری برای دوستان، برای تفریح های دیگر و یا برای مسافرت دارند. در نتیجه فشار روی شریک زندگی بیشتر می شود و در صورتی که روش برخورد با این مسئله منطقی نباشد و اینکه فشار ها طولانی مدت باشند دیگر وضعیت از کنترل خارج شده و نارضایتی از رابطه زناشویی را افزایش می دهد، در نتیجه خطر جدایی و طلاق افزایش می یابد.

پس بهتر است برای زندگی مان برنامه ی صحیحی داشته باشیم و سعی کنیم با مشکلات غیر قابل اجتناب ، منطقی بر خورد کنیم و در بین کار و تلاش برای ساختن فردا وقتی را هم برای تفریح و دور کردن فشار زندگی قرار دهیم تا به مرور زمان فشار ها جمع نشود و آسیب جدی به زندگی مان نزند.

منبع : www.BornaNews.ir




برچسب ها : عشق , كاهش استرس

نوشته شده در 1388/4/12ساعت توسط مريم | نظر دهيد



مطمئنا همه ما دوست داریم در زندگی مشترک خود لحظات شاد و مفرحی را هم برای خود و هم برای همسرمان ایجاد کنیم در این مقاله با اشاره به نکاتی قابل توجه سعی داریم تا آقایان را در جهت این امر یاری کنیم. و چند راه ساده را برای شاد کردن خانمها به آنها آموزش دهیم تا تعطیلات عید را شاداب تر و رضایتمندانه تر بگذرانیم.

۱) زن ها دوست ندارند میهمان نا خوانده داشته باشند, بنابراین به آنها وقت کافی بدهید تا آماده شوند. آمادگی آنها برای پذیرایی امری حیاتی است.

۲) با همسر خود در هر کاری موافقت کنید , خواهید دید که زندگی چقدر راحت تر می شود!

لبخند را فراموش نکنید

۳) هر روز از همسر خود سوال کنید که چه کاری می توانید برایش انجام دهید؟

۴) وقتی از شما خطایی سر می زند اظهار تاسف کنید.

۵) وقتی اوضاع قمر در عقرب است, لبخند را فراموش نکنید . اگر بخندید دنیا هم با شما می خندد و اگر گریه کنید یقین بدانید که دنیا شما را تنها خواهد گذاشت.

۶) از تلاشهای همسرتان نشکر کنید و ببینید این تشکر تا چه حد موثر واقع می شود.

۷) به این فکر کنید که همسر شما زن خیلی خوبی است. مادری بسیار خوب , عروسی بهتر از دیگر عروسها و اگر به این طرز فکر ادامه دهید , او همین طور خواهد شد.

چاره درد او قرص مسکن نیست

۸) خسیس نباشید و در ستایش همسر خود دست و دلبازی کنید . اما به یاد داشته باشید که در هیچ موردی مبالغه نکنید. باید همسرتان استحقاق تعریف و تمجید را داشته باشد و گرنه ممکن است نتیجه خوبی ندهد.

۹) همسر خود را تشویق کنید و کمک کنید تا استعدادهای پنهانی او شکوفا شود.

۱۰) به جای هدایای گران بها, وقت خود را در اختیار همسرتان قرار دهید . نشان دهید که به او توجه دارید, حتی پس از یک روز کار سخت! برای او هدیه ای ببرید حتی یک شاخه گل به این ترتیب او خوش اخلاق می ماند.

۱۱) بدانید زمانی که همسرتان از سردرد شکایت می کند, چاره درد او قرص مسکن نیست,بلکه یک لبخند است.

وقت خود را در اختیار همسرتان قرار دهید

۱۲) زیباترین واژه در دنیا شاید”متشکرم” باشد ولی با این حال همه شوهران دنیا می دانند که هرگز نباید از همسرشان انتظار تشکر داشته باشند! اگر به او گردن بند الماس بدهید, مطمئنا می گوید که زمرد را بیشتر دوست دارد!

۱۳) هرگز با همسرتان نجنگید, چون امکان ندارد در جنگ برنده شوید. در عوض از قلم برای نوشتن آن چه در ذهن دارید استفاده کنید. بعد آن را به همراه شاخه ای گل تحویل او بدهید.

خانواده سبز




برچسب ها :

نوشته شده در 1388/4/12ساعت توسط مريم | نظر دهيد



آيا پيش آمده است که از انجام کاري که مطمئن بوديد همسرتان را خوشحال مي کند نتيجه عکس گرفته باشيد؟ آيا هنگامي که او به هر گونه لطف شما به طرزي منفي پاسخ مي گويد ، يکه مي خوريد؟

بسياري از زنان در نحوه ارتباط خود با همسرانشان مرتکب اشتباهاتي مي شوند که رابطه آنان را دچار اختلال مي کند. يکي از اشتباهاتي که در اين مقاله به آن مي پر دازيم اين است که :خيلي از خانم ها در حق همسرشان مادري کرده و با آنان مانند بچه رفتار مي کنند.

به اين جملات توجه کنيد: «مواظب باش کيف پولت را فراموش نکني»، «قبض برق را پرداختي؟»، «مي داني ماشين بنزين ندارد؟»، «چند بار بايد گفت اين حوله هاي خيس را روي زمين نينداز» و «اگر با اين لباس نازک بيرون بروي حتما سرما مي خوري».

يکي از معمول ترين و مخرب ترين عادات ارتباطي زنان با مردان مادري کردن براي آنان است. ما به گونه اي با آنان رفتار مي کنيم که گويي کودکي بيش نيستند و اين طور فرض مي کنيم که ناتوانند و نمي توانند از خودشان مراقبت کنند و نياز دارند ما زندگي شان را بگردانيم.

البته اين پيش فرض هاي ما گاهي اوقات حقيقت دارند ، اما موضوعي که در اينجا اهميت دارد اين است: هنگامي که با يک مرد مانند پسربچه کوچکي رفتار مي کنيد او نيز شما را مايوس نکرده و مانند بچه اي کوچک رفتار خواهد کرد.

چگونه زن ها در حق مردها مادري مي کنند؟

1- در حق آنها زياد از حد مقيد شدن و انجام دادن کارهايي که بايد خودشان انجام دهند. به دنبال کليدش مي گرديم ، لباس هايش را پشت سرش جمع مي کنيم، لباس و موهايش را مرتب مي کنيم و مانند آن.

2- راه انداختن بازي هاي کلامي براي بيرون کشيدن اطلاعات از آنان. به او مي گوييم گرسنه اي؟ دوست داري کم آش برايت درست کنم؟ برايت ماهي درست کنم؟ دسر چطور؟

3- ما معمولاً فرض مي کنيم مردها کم حافظه و فراموشکارند و اطلاعاتي را که بايد به خاطر داشته باشند به آنها گوشزد مي کنيم: يادت باشد وقتي رسيدي زنگ بزني، يادت نره بچه را از مهد بياوري و وقت دکتر يادت نرود.

4- آنها را نکوهش مي کنيم، گويي بچه اند. چطور مي تواني با ژاکت بيرون بروي؟ نمي بيني هوا سرد است؟ چند بار بگويم قبل از اين که بخوابيم چراغ ها را خاموش کن.

5- به عهده گرفتن کارهايي که فکر مي کنيد نمي توانند به درستي انجام دهند: بار آخر که او را فرستادم براي بچه ها لباس بخرد فاجعه بود. بچه ها هرگز نتوانستند آن لباس ها را براي مدرسه بپوشند.

6- اصلاح اشتباهات و امر و نهي کردن به آنها: اين طور که اين کلمه را به کار بردي اشتباه بود ، يا فکر مي کنم اگر از اين خيابان برويم به ترافيک بر نمي خوريم، اگر به جاي تو بودم الان سمت چپ رانندگي مي کردم، چرا به مادرت زنگ نمي زني بگويي بچه ها مريضند و اين هفته نمي توانيم به آنها سر بزنيم.

ما به اين دليل در حق مردان زندگي مان مادري مي کنيم که آنها را به خود وابسته سازيم. وقتي تلاش مي کنيم کليه نيازهاي شوهر خود را برآورده سازيم او را شديدا به خود وابسته مي کنيم. مردان نيز عادت دارند که در حقشان مادري شود، مردها در کودکي همواره شاهد بوده اند که مادرشان از آنها مراقبت کرده است، بنابراين برايشان عادي است به همسر خود اجازه دهند اين نقش را ادامه دهد.

مادري کردن براي همسرتان در درازمدت اثرات مخربي بر روابط شما خواهد داشت:

1- همسرتان به مرور زمان خسته شده و اگر امر و نهي شما زياد شود ،ممکن است در نظر او يک زن غر غرو و پر توقع شناخته شويد.

2- با همسرتان طوري رفتار مي کنيد که گويي او بي لياقت است، و لذا او نيز احساس بي لياقتي کرده و در نتيجه اعتماد به نفس اش پايين خواهد آمد. وقتي يک مرد احساس خوبي نسبت به خودش ندارد شما را نيز کمتر دوست خواهد داشت.

چگونه از مادري کردن در حق مردان دست برداريم.

1- از انجام کارهايي که همسرتان مي تواند خودش انجام دهد پرهيز کنيد. وقتي مي پرسد کليدهايم کجاست به او بگوييد نمي دانم و اجازه دهيد خودش دنبال آنها بگردد. البته نه اين که بگوييد خودت پيدايش کن، من که مادر تو نيستم، حتي توصيه نمي کنم که در حق همسرتان مهربان و حمايت گر نباشيد، بلکه هدف اين است که کمتر مانند يک مادر با او رفتار کنيد.

2- با او مانند شخصي لايق، دانا و توانا رفتار کنيد. به جاي او فکر نکنيد و تقويمش نباشيد. براي مثال اگر همسرتان وقت دندانپزشکي دارد به او يادآوري نکنيد. به اين ترتيب همسرتان به طرزي طبيعي مي آموزد که چگونه برنامه هايش را به خاطر بسپارد.

3- مسووليت هايي را که دوست داريد به عهده بگيرد به او واگذار کنيد و چنانچه اشتباهاتي مرتکب مي شود مسووليت ها را از او سلب نکنيد به او اجازه دهيد اشتباه کند و عواقب آن را نيز بپذيرد، زيرا تنها از اين راه مي تواند بياموزد کارها را به درستي انجام دهد.

4- از رفتارهاي مادرانه خود ليستي تهيه کنيد، چند هفته مراقب اعمال و رفتارتان باشيد. اولين قدم در تغيير رفتارهاي خود آگاه شدن از آنها است.

منبع: چهار ديواري - با تلخيص




برچسب ها : مرد , زندگي مشترك

نوشته شده در 1388/4/12ساعت توسط مريم | نظر دهيد



براساس پژوهشهای سازمان ملی جوانان :

ازدواج چهارمین دغدغه جوانان است .

بر اساس نتیجه بررسی های معاونت مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان، موضوع ازدواج در رده چهارم مهمترین دغدغه ها و نگرانی های جوانان کشور قرار دارد.

موضوع ازدواج با 9 درصد اهمیت، در رده چهارم مهمترین نگرانی های جوانان ایرانی قرار دارد.

به گزارش سرویس اجتماعی برنا به نقل از روابط عمومی سازمان ملی جوانان، موضوع ازدواج با 9 درصد اهمیت، در رده چهارم مهمترین نگرانی های جوانان ایرانی قرار دارد.

بر اساس این گزارش، این در حالی است که اشتغال مناسب با 28، مسائل مالی و اقتصادی با 22 و مسائل تحصیلی و کنکور با 17 درصد اهمیت در صدر فهرست دغدغه مندی های جوانان جای دارند. ضمن اینکه تنها هفت درصد از جوانان ازدواج را به عنوان بزرگ ترین هدف خود برشمرده اند.

بر اساس نتایج بررسی های معاونت مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان، 54 درصد از جوانان کشور روابط خانوادگی موجود در فضای جامعه را مثبت می دانند و حدود 95 درصد داشتن همسر خوب را در حد مهم و خیلی مهم ارزیابی کرده اند.

این آمار و اطلاعات از پیمایش ملی ارزش ها و نگرش های جوانان در اسفند سال 86 بدست آمده است.




برچسب ها : ازدواج

نوشته شده در 1388/4/12ساعت توسط مريم | نظر دهيد



اعتدال در ابراز محبت به همسر :

به جای آن که در صدد تملک کامل قلب همسرتان باشید و هریک به دیگری شدیداً وابسته شوید ، به محبت سالم و عواطف صحیح اکتفا کنید ؛ زیرا عاطفه خیلی شدید سرخوردگی نیز به دنبال دارد.

کردار هماهنگ با عمل :

فقط به اظهار محبت نسبت به همسرتان اکتفا نکنید، بلکه کردار خود را نیز هماهنگ با گفتار خود، به گونه ای تنظیم و ارائه نمایید که مؤید اظهار مهر و عاطفه تان باشد.

در حضور بستگان ونزدیکان، از همسرتان و کارش حمایت و پشتیبانی کنید تا آنها نیز بدانند که شما با علاقه و اعتماد به او، بر مشکلات اجتماعی زندگی غلبه خواهید کرد و با همه وجود از زندگی مستقل خود وشوهر راضی وخشنود هستید.

حمایت و پشتیبانی از شوهر :

در حضور بستگان ونزدیکان، از همسرتان و کارش حمایت و پشتیبانی کنید تا آنها نیز بدانند که شما با علاقه و اعتماد به او، بر مشکلات اجتماعی زندگی غلبه خواهید کرد و با همه وجود از زندگی مستقل خود و شوهر راضی وخشنود هستید.

تعاون و همکاری :

برخی از مردها بر اساس یک باور غلط ، گمان می کنند که کارکردن در خانه ، آنها را سبک می کند. در حالی که این امر بر نفوذ و محبوبیت آنها در دل همسرشان می افزاید و رضای خداوند را در پی دارد. اگر به دلیل مشغله زیاد و مسؤولیت سنگین ، نمی توانید عملاً با همسرتان در کارهای منزل همیاری نمایید ، حداقل انگیزه و نیت خود را به اطلاع او برسانید تا از حمایت فکری شما احساس دلگرمی کند.

صدا زدن :

بسیار زیباست که هر یک از زن وشوهر ، همسر خود را با نامی صدا کند که او بیشتر دوست دارد ، چه اسم کوچک باشد و یا نام خانوادگی یا القاب مذهبی و عناوین اجتماعی. بهتراست پیش از آن که زن وشوهر در اجتماع لقب و عنوانی پیدا کنند یکدیگر را به اسم کوچک یا نام فامیل صدا بزنند و چاشنی محبتی هم بر آن بیفزایند .

پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) می فرمایند : بهترین نامی که دوست دارد ، او را صدا زن.

نقش لحن کلام در گفتار :

درگفتگو با همسرتان، لحن سخن را به جای تحکمی و آمرانه و با واژه های تند وخارج ازنزاکت به آهنگ ملایم و لحن پیشنهادی با واژها وجمله های لطیف و محترمانه تغییر دهید. زیرا سخن گفتن به صورت دستوری و آمرانه به غرور همسرتان لطمه وارد می کند واثرات منفی ویرانگری به بار می آورد.


انتقاد سازنده به جای انتقاد مخرب :

سعی کنید در زندگی مشترک نسبت به برخی از رفتارها و عیوب احتمالی همسرتان به جای انتقادهای مخرب، انتقادهای سازنده داشته باشید، زیرا همزمان با تکرار انتقاد مخرب در خانواده ، روابط محبت آمیز جای خود را به ستیزه جویی و تلخکامی داده و روابط سالم و دوستانه به خصومت و دشمنی تبدیل می شود. انتقاد اگر به جای خود و با روش صحیح و مناسب انجام گیرد، یک شیوه تربیتی کار آمد و مؤثر خواهد بود .

راز داری دربرابر افشاگری

یکی از مهمترین عواملی که به نگهداری چارچوب حریم خانوادگی لطمه می زند و تعادل آن را درهم می ریزد ، بازگو کردن اسرار و رازهای درون خانواده نزد دیگران است. ضروری است زن و شوهر در جهت حفظ حرمت ها و احترامات، اسرار یکدیگر را نزد دیگران فاش نکنند و آن را امانتی از جانب یکدیگر نزد خودشان تلقی نمایند.

ارزش کارها

هرگز تصور نکنید که کار بیرون از منزل با ارزش و کار درون منزل بی ارزش است. ارزش کار را محیط آن تعیین نمی کند ، بلکه انگیزه های انسانی و اخلاقی ، تلاش و مجاهدت ،عشق و ایثار و نتیجه عمل انسان است که بدان کار ارزش می دهد. بنابراین بهتر است به همسرتان بگویید که کار او در منزل برایتان فوق العاده با ارزش و مهم است. در این صورت خانه شما تبدیل به یک گلستان مملو از گلهای صمیمیت ، شادی ، نشاط ، عشق ، امید . پویایی ، سازندگی ، خوشبختی و سعادت خواهد شد.

اگر در گذشته زندگی مطابق دلخواه تان نبوده و یا احتمالاً با شکست مواجه بوده اید، آینده را فدای گذشته نکنید.

پرهیز از خودکم بینی :

از احساس یاس، افسردگی و بی اعتمادی نسبت به خودتان فاصله بگیرید. می توان با بهتر زندگی کردن و برخورد مثبت و عقلانی ،از رنجهای زیاد و استرس های روانی کاست. مطمئن باشید اگر بخواهید می توانید و هیچ یک از خواسته های منطقی و آرمانهای خوب و مثبت، دور از دسترس نخواهد بود.

بدرقه و استقبال از همسر :

زن و شوهر به خوبی می دانند که شریک زندگی شان همیشه به محبت صادقانه نیاز دارد و خریدار نگاه های پر از عشق و امید است . از این رو همواره خصوصاً هنگام خروج ازمنزل ، با چشمان پرمهر و نگاههای پر جاذبه ، امواجی از محبت و دوستی را به دل و جان همسر خود روانه می کنند، چه زیباست هنگام بیرون رفتن شوهر از خانه، زن چند قدمی پشت سر وی حرکت نماید و او را تا در منزل بدرقه کند.

مناجات




برچسب ها : عشق , همسر

نوشته شده در 1388/4/12ساعت توسط مريم | نظر دهيد



1.در زندگي مشترک، کارها و تصميمات مشترک است.

زندگي بين دو نفر مشترک است، يعني دو نفر با هم سکان زندگي را عهده دار هستند. هيچ گاه شانه از زير بار مسئوليت خالي نکنيد و نگوييد اين کار به من ربطي ندارد! طنز معروفي ست که مي گويد: «خانه ي ملا نصرالدين آتش گرفت. به او گفتند: خانه ات آتش گرفته، گفت: کارها را تقسيم کرده ايم و کار خانه مربوط به زنم مي باشد! آري! زندگي، مشترک است و هر آنچه را مي خواهيد انجام دهيد، حتماً از نظر و ايده ي همديگر استفاده کنيد!

با هم مشورت داشته باشيد، چرا که پيامبر صلي الله عليه واله و سلم مي فرمايد: «هيچ کاري از مشورت بهتر نيست.» در اين ميان، نه تنها مشورت باعث بهتر شدن تصميم شما مي شود ، بلکه هر دو مسئول ايجاد آن هستيد و به آن علاقه داريد و فرزند شما نيز متوجه مي شود که پدر و مادرش همديگر را درک مي کنند و با هم صميمي هستند. از همه مهم تر اينکه، کسي در اين ميان ناراحت نيست. ولي اگر شما بدون مشورت بهترين چيزها را انتخاب کنيد و بخريد، شايد براي همسرتان خوشايند نباشد و با بي تفاوتي به شما بگويد که از اين کارتان راضي نيست.

زندگي مشترک بين دو نفر مشترک است و کارها و تصميمات هم بايد توسط دو نفر ايجاد گردد.

2. اصل «تقويت مثبت» را همواره رعايت کنيد.

به هر طريقي که مي توانيد ، از صفات خوب همسرتان تمجيد و تعريف کنيد! شايد عبارت «تقويت مثبت» را در روان شناسي شنيده باشيد. به اين معنا که اگر کار خوبي را تقويت کنيد ، تکرار مي گردد و اگر تقويت نکنيد ، فراموش مي شود. اگر به عنوان يک مرد وارد خانه مي شويد ، در حالي که همسر شما از صبح تا ظهر غذا درست کرده، لباس شسته و تمام کارهاي منزل را انجام داده، ولي برحسب اتفاق پاک کردن تلويزيون را فراموش کرده است؛ وقتي مي خواهيد اخبار گوش کنيد و انگشت خود را بر صفحه ي تلويزيون مي کشيد که پر از گرد و خاک است، چند رفتار مي توانيد از خود بروز دهيد:

1. بي تفاوت باشيد.

2. هشدار دهيد.

3. آن را پاک کنيد.

4. اعتراض نکنيد که اين چه وضعي ست.

در حالت اول، خود همسرتان متوجه مي شود و مشکلي هم پيش نمي آيد. در حالت سوم کمک او کرده ايد. ولي اگر اعتراض کنيد ، در ذهن او اين تصور پيش مي آيد که چرا شوهر من کارهاي خوب مرا نمي بيند و واقعاً ناراحت مي شود. لطف کنيد اگر از زحمات او تشکر نمي کنيد، لااقل نقطه ضعف هم نگيريد؛ به قول معروف: «اگر مرهم نمي گذاري، نمک هم مپاش!»

خانم ها هم همينطور .اگر همسرتان از صبح براي آسايش شما تلاش کرده است و شب که به خانه مي آيد مثلا خريد چيزي را فراموش مي کند ، بسيار ناسپاسي است اگر بخاطر فراموش کردن با او با ناراحتي صحبت کرده و تلاش هايش را نديده بگيريد.

3. به جيب خودتان نگاه کنيد ، نه جيب ديگران!

خداوند مي فرمايد: «اگر انساني را خيلي دوست داشته باشم، نعمت قناعت را به او مي دهم.» آيا مي دانيد چند درصد از خانواده هاي ما، خود را اسير تجملات کرده اند و به دنبال آن مي دوند؟ امسال يک وسيله مي خرند و سال ديگر از مُد مي افتد، دوباره سال ديگر... و هر سال همين طور، چه بسا خانواده يي با زجر و بدبختي و با حقوق ماهيانه ي اندک، خودش را ملزم مي کند که فلان چيز را بخرد ، چون خواهرش خريده است! مگر مجبور هستيد که همسرتان را آن قدر زجر دهيد که ديگران بگويند: «فلاني مبل هايش جديد است!» حالا اگر همه تعريف کردند و بي خود شما را بالا بالا بردند ، چه تأثيري برايتان دارد؟ مگر آنکه واقعاً کمبود داشته باشيد و بخواهيد با مبل، ماشين و غيره، آن کمبودهاي خود را برطرف نماييد و گرنه متناسب با درآمد خود خرج کنيد. البته اگر درآمد بالاست، اشکال ندارد. ولي منظور اين است که برخي خانواده ها با قسط و قرض و وام، مي خواهند خود نمايي کنند. مثل دامادي که عروسي مجلل راه انداخته و تا پنج سال بدهي آن را پس مي دهد! مطمئن باشيد هرکاري بکنيد، مردم برايتان حرف دارند! پس به دهان مردم نگاه نکنيد، ببينيد جيب شوهرتان چه مي گويد و بعد تصميم بگيريد.


4. هديه دادن در مناسبت هاي خاص را فراموش نکنيد.

در زندگي، موقعيت هايي وجود دارد که بهترين بهانه براي ابراز دو




نوشته شده در 1387/1/1ساعت توسط مريم | نظر دهيد




گرچه ممكن است مصاديق فطرت و درون خواهي آدمي فراوان باشد، اما در مجموع، از چهار محور اساسي مي توان نام برد: خداخواهي، آگاهي طلبي، ميل به نيكيها، ميل به زيباييها.

بنابراين، ميل به زيباييها از محورهاي اساسي نهاد فطرت آدمي است كه از رهگذر آن، دهها مصداق را مي توان بیان نمود. از طرفي همان گونه كه در بيان عناصر هنر گفته شد زيبايي، يكي از عناصر جداناپذير آن مي باشد، به اين معنا كه هر اثري که زيبايي ندارد، هيچ گاه اثر هنري تلقي نمي گردد و چون ميل به زيبايي، فطري است، ميل به هنر و آثار هنري نيز، براي آدمي خواهد بود؛ زيرا اثر هنري از عصر زيبايي جدا ناپذير است.

پذيرش فطري بودن هنر ما را به يك اصل مسلم رهنمون مي گردد كه هرگز نمي توان مدعي شد اديان آسماني و پيام آوران آن با هنر مخالفت كرده اند، چه اساساً دعوت پيامبران در راستاي قانون فطرت بوده است.




همان گونه كه حضرت امير (علیه السلام) در بیان مقاصد پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرموده است: «لیستأدوهم ميثاق فطرته .... ويثيروا لهم دفائن العقول »؛ تا پيمان فطرت خداوند را بازپردازي كنند و دفينه هاي خرد را براي آنان (مردم) برافشانند. (نهج البلاغه، تحقيق صبحي صالح، خطبه اول).

بنابراين، براي باز يافتن ديدگاه اسلام به عنوان «جامع و مكمل اديان آسماني» در مورد هنر، نمي توان به پيشينه مردود بودن آن باور داشت.

افلاطون در جايي مي گويد: «روح انسان در عالم مجردات قبل از ورود به دنياي حقيقت زيبايي و حسن مطلق، خير و نيكي را بدون پرده حجاب ديده است. پس در اين دنيا چون حسن ظاهري و نسبي و مجازي را ببيند از آن زيبايي مطلق كه سابقا درك نموده ياد مي كند، غم هجران به او دست مي دهد و هواي عشق او را بر مي دارد».

وي در اين بيان، به فطرت نظر دارد.

و به گفته سعدي:

پيش از آب و گل در دل من مهر تو بود *** با خود آوردم از آن جانه به خود بربستماثرات زیبایی و هنر را این گونه می توان بیان نمود:

رسايي هنر در بیان مقاصد:

هنر با بهره گيري از ذوق و خلاقيت آدمي از چنان لطافت و نرمي اي برخوردار است كه با استفاده از آن به راحتي تمام مي توان عاليترين مقاصد را بیان نمود، كاري كه اگر هنر به مدد آدمي نيايد، براستي در پاره اي از مواقع سخت و دشوار مي نمايد. شعر و هنر، زيباترين قالب براي همه پيامها نوين و مايه گسترش و نفوذ اين پيامها تا هر سوي خطه دلها و جانهاي انساني است.

شاهد قرآني:

قرآن براي آن كه حقيقت شرك و فرايند آن را در سقوط آدمي در سخت ترين جايگاه ممكن نشان دهد. چنين آورده است: «و من يشرك بالله فكانما خرّ من السماء فتخطفه الطيّر او تهوي به الريح في مكان سحيق» (حج/31)؛ هر كس به خداوند شرك ورزد، گويي از آسمان افتاده و پرنده اي او را در ربوده، يا تندباد او را به جايي دوردست در انداخته است.

شاهد شعري:

سعدي حكيم سخنور پارسي با استفاده از شعر و رسايي آن و با بهره گيري از صنعت تشبيه و تمثيل، پيام بلندي را در دو بيت زير آورده است:

بني آدم اعضاي يكديگرند *** چو در آفرينش زيك گوهرند

چو عضوي به درد آورد روزگار *** دگر عضوها را نماند قرار

(اين شعر سعدي برگرفته از روايت نبوي (صلی الله علیه و اله) است. رسول الله (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «مثل المومن في توادهم و تراحمهم كمثل الجسد اذا اشتكي بعضه تداعي سائره بالحرو الحمي»؛ داستان انسان های باایمان در مهربانی و مهرورزی به یکدیگر همانند پیکر انسان است که در بیماری و ناراحتی یک عضو سایر اعضاء با شب بیداری و تب با او همدردی می کنند. (بحارالانوار، ج 61، ص 150). در رسايي آن همين بس كه زينت بخش سر در سازمان ملل متحد شده است.

نكته اساسي ديگري كه در رسا بودن اثر هنري نقش دارد، عدم رهيافت استدلال و برهان و پيچيدگيهاي عقلاني ويژه آثار علمي در آن مي باشد. به این خاطر گفته اند كه زبان علم و فلسفه، زبان ويژه برخي از مردم است، در حالي كه در اثر هنري، فهم آن براي همگان ميسر مي باشد.

پذيرشمندي بيشتر هنر:

در بين روشهاي پذيرفته شده براي رساندن پيام، آن كه بيشتر از همه مورد توجه است، استفاده از روش غيرمستقيم است.

در متون ديني هم بسيار به اين روش توجه شده است؛ آن جا كه امام حسن و امام حسين (علیهم السلام) براي بیان خطاي پيرمرد، وضو مي سازند و او را به قضاوت مي خوانند پيداست كه اگر روش غير مستقيم با بهره گيري از اثر هنري همراه باشد، تأثير آن دو چندان خواهد بود. امام صادق (ع) می فرماید: «كونوا دعاه الناس باعمالكم و لاتكونوا دعاه الناس بالسنتكم (بحارالانوار، ج 5، ص 198)؛ با رفتارتان مردم را (به دین) دعوت کنید نه با زبانهایتان.

قرآن در بیان مقاصد خود، به يادكرد قصص تفكر آميز و عبرت آموز پرداخته است و مي فرمايد: «فاقصص القصص لعلهم يتفكرون» (اعراف/176)؛ پس داستانها را حكايت كن! شايد كه (در آنها) بينديشند. «لقد كان في قصصهم عبره لاولي الالباب» (يوسف/111)؛ به حقيقت كه در داستانهاي آنها براي خردمندان، درس عبرتی است.

بديهي است كه گزينش قرآن به عنوان معجزه پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوي خداوند به منظور پذيرش پيام الهي از طريق هنر قرآن بوده است.

چنان كه تاريخي بخوبي گواهي داده است كه بخش عظيمي از سهم پذيرش اسلام توسط مشركان - خصوصا در اوائل بعثت - بر عهده هنر گفتاري قرآن بوده است.

هم اكنون نيز، تهاجم فرهنگي كه خطر آن كشورهاي اسلامي و غيراسلامي را مورد تهديد جدي قرار داده عمدتا در مايه هاي هنري - فيلم، سينما و ويدئو و غيره - انجام مي گيرد. تكيه بر پديده هاي هنر در شبيخون فرهنگي بيشتر به این خاطر است كه پذيرش پيام، هر چند كه ضداخلاق باشد، از راه هنر آسانتر انجام مي پذيرد؛ زيرا تأثير آن؛ غيرمستقيم است



هنر ، زبان جهاني:

از جمله موانع اساسي بر سر راه انتقال فرهنگها تفاوتهاي زباني است كه ارتباط با ديگران، بجز از راه فراگيري زبان ممكن نمي باشد. از اين رو، مقوله هاي هنري بياني نيز، كه بر گفتار تكيه دارند، از چنين محدوديتي برخور دارند؛ اما برخي از هنرها چنين نيستند و براحتي قابل انتشار مي باشند. هنرهايي كه با كِلك توانا و انگشتان جادونماي آدمي به ظهور مي رسند - نظير نقاشي، مجسمه سازي، كاشيكاري، گرافيك، عكاسي و نيز برخي هنرهاي نمايشي همانند سينما تئاتر و هنرهاي آميخته با صنعت - بدون كوچكترين محدوديتي قابل انتشار در ميان تمام فرهنگها و ملتها مي باشند. مسابقات جهاني، جوايز بين الملي، وجود سازمانهاي تشويق كننده نسبت به آثار هنري، حكايت از بين الملي بودن زبان هنر دارند. به همين خاطر اگوست كنت با اعتقاد به اين كه هنر، زبان بين الملي است، اصرار دارد كه تمام كودكان بايد نقاشي و موسيقي را فرا گيرند.

ماندگاري هنر:

همه آنچه از آنها سخن گفته شد، از جمله عواملي هستند كه هنر را ماندگار مي سازند. بسياري از صاحبان انديشه، افكار بلند خود را به این منظور در قالب يكي از مقوله هاي هنر ارائه كرده اند.

يكي از دلايلي كه پيامبر اسلام (صلي الله عليه و اله) و نيز اهل بيت (علیهم السلام) به شعر و شاعران درست انديش، توجه تام داشته، در حوادث مهم از ايشان كمك مي خواستند توجه به ويژگي ماندگاري شعر بوده است.

در جريان حادثه غدير، پيامبر (صلی الله علیه و اله) از حسان بن ثابت خواست تا درباره آن، شعر بسرايد كه شعر وي امروز يكي از دلايل تاريخي غدير خم در ولايت حضرت علي (علیه السلام) است.

ترنم سيدالشهداء (علیه السلام) به اشعار مختلف در حادثه كربلا نيز، در همين راستا ارزيابي مي شود كه از جمله، اشعار زير است كه در روز عاشورا به هنگامه نبرد، زمزمه مي داشتند:

القتل اولي من ركوب العار *** والعار خير من دخول النار

ان كان دين محمد لم يستقم *** الا بقتلي فيا سيوف خذيني

انا الحسين بن علي ... *** امضي علي دين النبی

ترجمه: کشته شدن از ننگ پذیری بهتر است. و ننگ و ذلت از ورود به دوزخ بهتر است.

اگر دین حضرت محمد (ص) جز با کشته شدن من برپا نمی گردد، پس ای شمشیرها مرا دربرگیرید.

من حسین پسر علی هستم که بر اساس دین پیامبر حرکت می کنم.

در اين شعرها بخوبي بیان شده است كه نهضت آن حضرت براي حفظ و بقاي دين پيامبر (صلی الله علیه و اله) بوده است، نه براي اهداف دنيوي و .... نكته ديگر اين است كه شايد ترس حكمرانان ستمگر از شاعران، همواره باعث مي شده است كه شعر آنان را پاس داشته، مال فراوان بر ايشان بذل نمايند. به عنوان مثال بهترين شاهدي كه خسيس بودن سلطان محمود غزنوي را به تصوير كشيده، اشعاري است كه در مذمت او سروده شده است:

نبودش ز فضل سخاوت شرف *** نگه داشتي در به سان صدف

خزاين بسي داشت پر از گهر *** ولي زان نشد مفلسي بهره ور

سرعت انتقال پيام به وسيله هنر:

آثار هنري معمولا بسيار سريعتر از هر اثر ديگري در ميان مردم جاي خود را باز مي كنند. البته ميزان سرعت و دامنه گسترش ان به ميزان برتر آن اثر، بستگي تام دارد.

فيلمي كه يك فيلمساز غير مشهور در منطقه گمنام و با امكاناتي اندك ساخته باشد. در صورتي كه از ويژگيهاي يك اثر برتر هنري برخوردار باشد. به سرعت مرزهاي شهر و استان و حتي كشور را در نورديده، در محافل جهاني سينمايي به نمايش در مي آيد.

براستي كدام اثر علمي، فلسفي به اين سرعت مورد توجه جهانيان قرار مي گيرد؟ بي ترديد، برگزيدن سلمان رشدي براي نگاشتن كتابي بر ضد اسلام از آن رو، بوده كه طراحان صهيونيست بين المللي، قدرت وي را خلق يك اثر هنري ممتاز در قالب رمان دريافته بودند. حمايتهاي مالي كلان انجام يافته پس از نگارش نيز، با باورداشت سرعت اثر رمان در ميان ملل دنيا انجام گرفته است.


گروه حوزه علمیه تبیان:امید واضحی آشتیانی


منابع

ناصر مكارم شيرازي، (و ديگران)، پيام قرآن، ج 3، ص 169-107 و ص 122

محمدتقي جعفري، زيبايي و هنر از ديدگاه اسلام، ص 17

هنر از ديدگاه مقام معظم رهبري




برچسب ها : هنر , از ديدگاه دين

نوشته شده در 1388/4/12ساعت توسط مريم | نظر دهيد


همه ما بارها و بارها مطالبی را خوانده ایم که محبت متقابل را رمز استحکام و بهبود روابط زناشویی می داند. اما چگونگی ابراز محبت نیز از اهمیت ویژه ای برخورداراست. لذا سعی داریم در سطور زیر به چهار مرحله لازم جهت اظهار محبت اشاره کنیم.

1 ) اظهار محبت زبانی : از نظر اسلام منتهاى اهانت و تحقیر براى یك زن اینست كه مرد بگوید من ترا دوست ندارم , از تو تنفر دارم , و آنگاه قانون بخواهد بزور و اجبار آن زن را در خانه آن مرد نگهدارد . قانون می تواند زن را در خانه مرد نگهدارد , ولى قادر نیست زن را در مقام طبیعى خود در محیط زناشوئى , یعنى مقام محبوبیت و مركزیت نگهدارى كند . قانون قادر است مرد را مجبور به نگهدارى از زن و پرداخت نفقه و غیره بكند , اما قادر نیست مرد را در مقام و مرتبه یك فداكار و بصورت یك نقطه گردان در گرد یك نقطه مركزى نگهدارد . از این رو هر زمان كه شعله محبت و علاقه طرفین خاموش شود ازدواج از نظر طبیعى مرده است. پروفسور ریك , روانشناس امریكائى می گوید :« بهترین جمله اى كه یكمرد میتواند بزنى بگوید , اصطلاح ( عزیزم , تو را دوست دارم ) است. » هم او میگوید : « خوشبختى براى یك زن یعنى بدست آوردن قلب یكمرد و نگهدارى او براى تمام عمر .»

رسول اكرم , آن روانشناس خدائى , مى فرماید: « سخن مرد به زن ( تو را دوست دارم) , هرگز از دل زن بیرون نمى رود »

مردان شكارچى نیز از این احساس زن همواره استفاده میكنند . دام [( عزیزم , از عشق تو میمیرم )] براى شكار دخترانى كه درباره مردان تجربه اى ندارند بهترین دامها است .

2 ) محبت به این صورت که : درمقابل خشمش به اندازه ای سکوت کند كه او را خشمگین تر نكند و به اندازه ای حرف بزند كه او را خشمگین تر نکند.

3 )محبت به صورت انجام وظیفه در مقابل همسر

وظیفه مردها در مقابل زن ها: اول ،هنگام ورود به خانه پاسخگوی خوبی به سئوالاتش باشید. دوم ، وقتی که زن برای مرد چیزی راتعریف می کند از مرد درد دل می خواهد نه راه حل، لذا مرد باید با او هم دردی کند.

سوم، زن دوست دارد با مرد خودش صحبت کند، مرد باید به این خواسته زن توجه نماید.

اما سه وقت است که خانمها باید مراقب باشند :

اول، 15 دقیقه اولی که مرد وارد خانه میشود . دوم، وقتی که مرد در مورد مسائل فرزندان صحبت می کند .

سوم، هنگامی که حرف مرد به عنوان قانون ، فرمان ، دستوری صادر می شود برای شکسته نشدن ابهت مرد گوش دادنش لازم است



امام باقر ( ع ) میفرماید :

« زن باید چند وظیفه را نسبت به شوهرش اعمال بکند : نخست: در مقابل شوهرش شیک ترین لباس را بپوشد . دوم: از اسرار زندگی تا لحظه آرامش برای مرد چیزی نقل نکند مثل مشکلات زندگی . سوم: نسبت به آنچه که شوهرش به آن می پردازد وحالت تهاجمی دارد احساس صبوری از خود نشان دهد.

وظایف مرد نسبت به زن : یك، نسبت به آنچه که زن از احساساتش بروز می دهد و خطاست چشم پوشی کند. دوم، مرد نسبت به زن باید مدیریت فکری داشته باشد . » زیرا خانمها از نظر عاطفی در صورتی که در شرایط جدید قرار بگیرند بازگشت به حالت گذشته برایشان سخت است .

4 ) محبت به صورت الفت اخلاقی داشتن که در چهار چیز است :

اول: نشستن زن و مرد در کنار هم و گرفتن دست یکدیگر تا علا قه شان به یکدیگر منتقل شود .

پیامبر اکرم ( ص ) می فرماید:« نشستن زن ومرد درکنار هم و در کنار فرزندشان که بتوانند محبت کنند در پیشگاه خداوند ثوابش بیشتر از اعتکاف در خانه من است. »

دوم: به همدیگر بگویند که یکدیگر را دوست دارند و دلیلشان را هم بگویند امام صادق (ع) می فرماید:« هر کس ما را بیشتر دوست دارد به همسرش بیشتر دوستی می کند.»

سوم: در کنار هم غذا خوردن

چهارم: رفتارهای مثبت همدیگر را تایید و مورد توجه قرار دهند.

پنجم: در قضاوت عجله نکردن نسبت به کارهای یکدیگر، داشتن صداقت ( صراحت وصمیمیت ) و ابهام زدایی کردن

همدردی




برچسب ها : عشق

نوشته شده در 1388/4/12ساعت توسط مريم | نظر دهيد


برچسب ها، باور آفرين و شخصيت سازند. ما در مسير کمال ، از اين تکنيک براي تهذيب نفس و ساختن هويت و شخصيت جديد و باورهاي عالي، استفاده مي کنيم. در اين مقاله راجع به دو ويژگي تفکر و توکل صحبت مي کنيم که اگر با تمرين و مراقبت در خود ايجاد کنيد ، زندگي تان رنگ و بويي ديگر مي گيرد.

انسان متفکر

از آنجا که فکر ، نردبان معراج انسان است و زندگي در مسير کمال در لحظه هاي انديشه انسان صورت مي گيرد ، لذا يک انسان عارف در واقع يک انسان متفکر است. تفکر به معناي انديشه هاي ناب، زيبا، مثبت و تحول آفرين که در ذهن يک انسان سالک مسير کمال شکل مي گيرد و بازتاب آن لحظه هاي زندگي او را مي سازد. در اين صورت، کيفيت زندگي يک انسان عارف به کيفيت انديشه هاي او بستگي دارد.

انديشه هاي منفي ومأيوسانه، يک زندگي رو به شکست را شکل مي دهد.

هنگامي که ما برچسب انسان متفکر را بر پيشاني ذهن و دلمان نصب مي کنيم، در واقع به ضمير ناخودآگاه خود اين پيام را مي دهيم که ما مرتبا اطلاعات زيبايي را به عنوان انديشه هاي ناب برايت مي فرستيم و تو موظفي تا با دريافت چنين انديشه هايي باورهاي زيبا و روحيه عالي در ما توليد کني. ضمير ناخودآگاه نيز با هدايت انديشه هاي زيبا عالي ترين شخصيت و احساس را در ما خلق مي کند و بستر کمال را براي زندگي ما فراهم مي آورد.



شما به عنوان يک انسان رهرو مسير کمال مرتبا با ذکر اين جمله تاکيدي مثبت که من انسان متفکري هستم در خود، شرايط و بستر کمال را فراهم کنيد. در اين راستا مرتباً بينديشيد که شما کيستيد، در زندگي چه مي کنيد و در نهايت به کجا مي رويد. اين نحوه تفکر، انسان را در شرايط ارزيابي و تصحيح قرار مي دهد و باعث مي شود که شما خود موجودتان را با خود مطلوب، مقايسه کنيد و از رهگذر تصميم هاي درست در زندگي، به اصلاح مسير بپردازيد و به سوي کمال حرکت کنيد.

انسان متوکل

به خاطر داشته باشيم که برچسب ها باور آفرين و روحيه سازند و در نهايت شکل دهنده هويت ما هستند. هنگامي که خود را يک انسان متوکل مي ناميم، در واقع اين باور را در خود مي سازيم که ما به عنوان سالکان مسير کمال، در همه امور زندگي خود ، به خداي رحمان توکل مي کنيم و عاقبت امور را به اراده قدرتمند او مي سپريم و يقين داريم که خداوند از انسان هاي مؤمن مراقبت و دفاع مي کند بدين سان از دغدغه ها رها مي شويم و در آغوش امن خدا احساس امنيت و آرامش مي کنيم.

آري، انسان متوکل کسي است که تنها تکيه گاهش، ذات مقدس خداي يکتاست که بر سرير کاينات تکيه زده و عالم خلقت، با سرانگشت اعجازش در حرکت و تکاپوست. دست نياز انسان متوکل همواره به سوي اوست و خوب مي داند که با دعا و نيايش است که به حريم ملکوت راه مي يابد و خدا به سرزمين قلبش، پا مي گذارد. او سکان کشتي زندگي اش را به دست خدا سپرده است و چون تو را نوح است کشتي بان، ز توفان غم مخور.

انسان متوکل، خود و زندگي اش را به خدا سپرده و هر آنچه هست و نيست را به وي واگذاشته و از اين رهگذر به دنيايي از آرامش رسيده است .

خدا مدافع اوست و در سخت ترين لحظات زندگي، حضورش را بر وي عيان مي سازد. کسي که به خدا توکل مي کند و او را وکيل خود قرار داده است، از هر محکمه اي سرافراز پاي بيرون مي گذارد و اين چنين است که انسان هاي بزرگ؛ انسان هايي که خون تحول و شکوفايي در رگ هاي بشريت تزريق مي کنند ، هيچ گاه نياز به توجيه و دفاع از خويش ندارند ، زيرا خدا که ناجي و بهترين وکيل و مدافع کل کاينات است، خود به نجات آنها مي آيد.



توکل، ريسماني است آويخته از عرش الهي و تنها بيداران و هشيارانند که به اين ريسمان محکم، چنگ زده و رستگار مي شوند. توکل به اين معنا نيست که جريان امور را به خدا بسپاري و خود در کنج عافيت بنشيني و به خويش مشغول شوي؛ زيرا آنکه توکل مي کند، همه راه ها را رفته، همه درها را کوفته، هر پيامي را شنيده، هر ندايي را دريافته، و خود را به آب و آتش زده است و مي زند. او از پاي نمي نشيند و در عين حال نتيجه کار را به خداي رحمان مي سپارد. به تعبير ديگر توکل يعني کار را به اميد خدا انجام دادن، تلاش کردن و حاصل را از خدا خواستن! بيماري که به خدا توکل مي کند ، بهترين نسخه را از متخصص ترين طبيب مي گريد زيرا نيروي توکل و تلقين، آن چنان روحيه اي به وي داده و آن چنان باوري در وي پديد مي آورد که کارخانه داروسازي درونش را به کار مي اندازد و بهترين داروها و مفيدترين آنزيم ها و هورمون ها را براي اين سيستم پيچيده مي سازد و بر بيماري فائق مي شود.

يا من اسمه دواء و ذکره شفاء، اي آنکه نامت، داروي وجود است و ذکرت شفاي جسم روان، به تو توکل مي کنم و خود را به تو مي سپارم. من با توام و تو با مني.

خدايا! بر تو توکل مي کنم که مرکز پرگار آفرينشي و از تو مدد مي جويم که يکتا مددکار عالمي. به درگاه تو پناه مي برم که آفتاب سلطنت در قلمروي امپراتوري هستي، هرگز غروب نمي کند. تو با مني و روح بهاران با من است و بدين سان است که :

اگر غم لشکر انگيزد که خون عاشقان ريزد

من و ساقي، به هم سازيم و بنيادش براندازيم

اي رهرو مسير کمال! همواره با خود بگو و تکرار کن که من انسان متوکلي هستم و اين جمله تاکيدي، اين باور را در تو مي سازد که خدا، يار و ياور توست . در همه امور از تو مراقبت مي کند. اين معني تو را به دنيايي از آرامش و سکون مي برد و هويت بسيار زيبايي در تو مي سازد.

برگرفته از مجله موفقيت




نوشته شده در 1388/4/11ساعت توسط مريم | نظر دهيد

توسل ، ویژگی دیگر توست. و تو انسان متوسلی هستی. دعا و نیایش، اجازه ورود به بارگاه ملکوتی خدای رحمان است و توسل، طلب مرشد و راهنمایی است که تو را در این وادی به دیدار معشوق دلالت و راهنمایی کند.

انسان از ابتدای آفرینش، یا چشم در چشم خورشید و ماه و ستارگان داشته یا نگاهش را به شعله‏های فروزان آتش و چشم‏های سنگی بت‏های بزرگ دوخته، در جست‏وجوی آن راز یعنی عشق به پرستیدن و ستایش که در اعماق وجودش می‏جوشیده سراسر هستی را در نوردیده است.

خدایا! تویی مقصد رهروان و پناه پناه‏جویان. جهان آفرینش به تو اقتدا می‏کند و عاشقان به اولیا تو توسل می‏جویند. دعا و توسل ، نوری است که از شعله‏های فروزان دل‏های سوخته می‏تابد. آهی است که از نهاد عاشقی بی‏تاب وصل و بی‏قرار اصل، برمی‏آید.

آری، آن‏گاه که تو دست به دعا بر می‏آری زیباترین، عمیق‏ترین، متعالی‏ترین، و مثبت‏ترین جملات تاکیدی بر زبان تو جاری می‏شود ، آن‏چنان شور و تحولی در وجودت می‏آفریند که محراب قلبت از ایمان، سرشار و جام وجودت از می ناب توکل، لبریز می‏شود و اینچنین است که به مدد این نیروی نامریی، ناگاه همه چیز تغییر می‏کند .

وقتی دعا می کنی ، راه‏های جدیدی فرآروی تو گشوده می‏شود ، بهترین راه ها‏ به ذهنت می‏رسد.

توسل، یعنی برای سفر بهترین راهنما را برگزیدن و به بهترین برگزیدگان ، اقتدا کردن. برای رسیدن به آن غایت کمال و آن نهایت جمال، به التماس و زاری چاره جستن و راه پرسیدن، با تمام توان و آرزو ، درها را کوفتن و از مقربان و شایستگان، وساطت خواستن.

آری ای انسان برتر، ای انسان زیبای دیگر، ای پدیده متحول شده و خود شکوفا که قدم به راه عرفان و مسیری الهی گذاشته‏ای تا به اوج قله‏های بلند انسانیت صعود کنی و هویّت، شخصیت، باورها و استعدادهایت، زندگی و آرمان‏هایت را در مسیری پیش ببری که به فلسفه بودنت معنا و مفهوم می‏بخشد. پیش از این شنیده‏ای که:

طی این مرحله بی‏همرهی خضر مکن ظلمات است، بترس از خطر گمراهی

و خضر تو همان اولیا خدا و انسان‏های برگزیده‏اند که راهنمای کشتی توفان زده بشریت، در شب یلدای این دریای بی‏کرانند. اینان ستاره‏هایی هستند که در آسمان کمال می‏درخشند و به امیدی که تو در آن دریای بی‏کران، فانوس دریایی وجود آنان را ببینی و در آن راه تاریک و پرخطر به ستاره‏ قطبی اقتدا کنی.

انسان متوقع انسانی است که زیباترین و هدفمندترین انتظارات را از زندگی خود دارد و بهترین‏ها را می‏خواهد انسانی که توقع دارد زندگی‏اش هر روز عالی‏تر و بهتر از روز گذشته‏اش باشد.

انسان متوقع

یکی از زیباترین برچسب‏هایی که در انسان باور زیبا و در نهایت هویتی مستحکم و عالی ایجاد می‏کند ، برچسب «متوقع» است. انسان متوقع انسانی است که زیباترین و هدفمندترین انتظارات را از زندگی خود دارد و بهترین‏ها را می‏خواهد انسانی که توقع دارد زندگی‏اش هر روز عالی‏تر و بهتر از روز گذشته‏اش باشد. انسانی که قصد دارد هر روز قدم زیبایی بردارد، مهری بورزد ، ارتباط دوستانه ای برقرار کند ، به علم و دانشش بیفزاید، در مسیر معنویت و تقوی گامی بردارد ، به ثروت حلال برسد و در یک کلام قدمی در مسیر کمال بردارد. چنین انسان‏هایی همواره متوقع و منتظر رویداد زیبایی در زندگی خود هستند.

از آنجایی که طبق اصل انتظار «به آدمی آن می‏رسد که منتظر یا متوقع آن است»، لذا چنین انسان‏هایی که ما آنها را «انسان متوقع» می‏نامیم، همواره در مسیر کمال گام بر می‏دارند ، زیرا زندگی آنان، با خلق زیباترین دستاوردها، هر روزشان بهتر از روز گذشته است. پس چه زیباست که ما همواره خود را انسان متوقع بنامیم و با این برچسب، احساس کنیم که به بهترین وجه ممکن، مصداق اصل انتظار هستیم. لذا همواره با خود بگویید: من یک انسان متوقع هستم و بدان که به تو همان می‏رسد که منتظرش هستی، همان را می‏یابی که مشتاقانه به جست‏وجویش برخاسته‏ای، همان دری به رویت باز می‏شود که بی‏وقفه کوبیده‏ای و به تو، همان را خواهند داد که خود خواسته‏ای. لذا همواره در معاشقه و مناجات خود با حضرت دوست این گونه بگویید:

خدایا! تو بهترینی و بهترین‏ها را آفریده‏ای، چگونه من از تو ، بهترین‏ها را نخواهم؟ تو، به من کرامت دادی و فضیلت‏ عطا نمودی. باور کرده‏ام، نه...، ایمان آورده‏ام که در کل کاینات تو، چه مقام والایی دارم و بر چه تختی تکیه زده‏ام. این کرامت و فضیلت را با خواست‏های حقیر و کوچک، کمرنگ نمی‏کنم.

آری، این است توقعات انسانی متحول شده و خودشکوفا که خود را شناخته و به جایگاه رفیع خود در عالم خلقت پی برده است. انسان چه به دنبال موفقیت و معنویت باشد و چه به وضع موجود بسنده کرده و به دنبال سکون و رکود در هر صورت، زندگی طی می‏شود؛ اما انسان متحول شده، که قدم به راه کمال می‏گذارد و از قدرت لایزال الهی مدد می‏گیرد، آرمان‏هایی بس بزرگ و ایده‏هایی بس شگفت در سر می‏پرورد.

با این دیدگاه او دیگر کسی نیست که به هر شرطی تن بدهد و هر شرایطی را بپذیرد؛ در هر جایی زندگی کند و باهر کسی به سر ببرد. انسانی که تحولی الهی ارکان وجودش را دگرگون ساخته است، بارقه نور الهی در دلش گرم و فروزان است. او انسانی است که اراده کرده است تا اسیر روزمرگی نشود. او وجب به وجب سرزمین وجودش را می‏شناسد و چون خود را متعالی‏ترین، بی‏نظیرترین، و برگزیده برگزیده‏ها می‏بیند، نمی‏تواند به کمتر از حد خود اکتفا کند.

همواره با خود زمزمه کنید که: من انسان متوقع هستم. ضمیر ناخودآگاه شما با دریافت چنین برچسبی، روز به روز هویت زیباتری در شما می‏سازد.

نوسنده : دکتر علیرضا آزمندیان - مجله موفقیت




نوشته شده در 1388/4/11ساعت توسط مريم | نظر دهيد


در این مقاله به برسی وظیفه ی دختران در ارتباط با جنس مخالف می پردازیم .البته این رهنمودها کلی بوده و پسرها هم می توانند از آن استفاده کنند. اما روی صحبت ما بیشتر با دخترانی است که در آینده باید مادرانی موفق و پاکدامن باشند تا فرزندانی پاک و سالم تربیت کنند :

اگر صمیمیت، رفاقت، محبت و مهرورزى... بنیاد ارتباط با جنس مخالف باشد ، این رابطه آسیب‏پذیر و چراگاه شیطان است. پس دختر در ارتباط با جنس مخالف باید متکبرانه برخورد کند تا از آفت‏هاى ارتباط که هر لحظه ممکن است خرمن عفت و پاکى‏اش را به خطر اندازد ، مصون بماند. ضمن تأکید مجدد بر حفظ حرمت انسانى، شما دختران عزیز را به رعایت مقررات دینى و اخلاقى در ارتباط ها، به ویژه رابطه با جنس مخالف، توصیه مى‏کنیم. مبادا با نگاهى آلوده و کلامى خلاف موازین شرعى، سرمایه انسانى و عفاف و حیا و کرامت انسانى خود را به خطر اندازید.

اصل رابطه دختر و پسر ممنوع نشده است بلکه اسلام آن را روش مند و نظام مند کرده است زیرا اگر این نیاز نیز مانند سایر نیازهای جسمی و روانی ، بخواهد به طور کامل ارضا شود و انسان را دچار مشکلی نکند باید تحت ضابطه، نظم و شرایط خاص خود باشد.

منکر این نیستیم که یکی از نیازهای طبیعی انسان وقتی که به سن نوجوانی و بلوغ می رسد ، رابطه با جنس مخالف است. اصل وجود این نیاز و احساس طبیعی ، در همه انسان ها نهاده شده تا پسر و دختر انگیزه ی لازم را برای تشکیل زندگی مشترک داشته باشند . شدت این انگیزه به حدی است که آنها را از خانواده خود جدا می کند و آماده می کند تا با وجود همه مشکلات و سختی ها، در کنار هم باشند و سبب آرامش روح و روان یکدیگر گردند.

بنابر این اصل رابطه دختر و پسر ممنوع نشده است بلکه اسلام آن را روش مند و نظام مند کرده است زیرا اگر این نیاز نیز مانند سایر نیازهای جسمی و روانی ، بخواهد به طور کامل ارضا شود و انسان را دچار مشکلی نکند باید تحت ضابطه، نظم و شرایط خاص خود باشد. افراط و تفریط و پیروی نکردن از توصیه های عقل و شرع، نه تنها در مسیر ارضای این نیاز ، مانع ایجاد می کند ، بلکه تأثیرات مخربی در دیگر زمینه های زندگی انسان ایجاد می کند.

اگر می پرسید چرا در وجود ما غریزه و نیازی قرار داده شده است که آنقدر باید مهار شود؟ و در صورت عدم مهار دردسر ساز است؟در جوابتان باید بگوئیم :

- خیلی چیزها در ما گذاشته شده است ولی ما باید به کمک عقل استفاده صحیح و معتدل از آن را یاد بگیریم مثلا در ما قوه خشم و غضب هم گذاشته شده است آیا باید با همه با عصبانیت و خشم رفتار کنیم یا باید عصبانیت و خشم رادر جای خود استفاده کنیم. یا ما قدرت بر دیدن وشنیدن داریم آیا مجازیم هر چه را هر چند به ضرر ما باشد ببینیم و بشنویم؟ قطعا پاسخ شما منفی خواهد بود.

در مورد ارتباط دختر و پسر نیز این احساس در ما وجود دارد و غیر قابل انکار است ولی باید با این احساس عا قلانه برخورد کرد و از افراط و تفریط اجتناب کرد.



اسلام به طور کلی (خواه دختر و پسر یا زن و مرد نامحرم) به منظور حفظ عفت عمومی ،هر گونه ارتباط نامشروع با نامحرم اعم از سخن گفتن از روی هوس، نگاه ناپاک ، تماس بدنی و ... را ممنوع کرده و بر حیا و عفت و پاکدامنی تأکید نموده است.

پیامبر اکرم(ص) سخن گفتن زن با مرد نامحرم را نهی کردند و فرمودند: "هر مرد ی که با زن نامحرمی دست دهد ، دچار غضب الهی شود و هر کس با زن نامحرمی همراه شود و در جای خلوتی قرار گیرد ، در زنجیری از آتش قرار خواهد گرفت".(1)

اسلام می خواهد انواع لذت های جنسی در محیط و درون خانواده شکل گیرد واز این طریق آرامش روحی و روانی و پیوند های عاطفی نیز برقرار بماند و با طرح آن در محیط جامعه به پیوند خانواده و اجتماع نیز آسیب وارد نشود .

واقعیت آن است که غریزه جنسی از نیرومندترین غرایز در وجود انسان است که بسیاری از رفتارهای انسانی را شکل می دهد و به گونه های مختلف ظهور و بروز دارد. اسلام که یک مکتب جامع است و مى خواهد مردان و زنان مسلمان ازلحاظ روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاک داشته باشند تا بتوانند قله هاى رفیع انسانی و رستگارى را فتح نمایند و از طرف دیگر به نیازهای غریزی و فطری خود نیز دست یابند ، بنابراین با حساسیت ویژه اما واقع بینانه و لحاظ کردن طبیعت و امیال درونى و خواسته هاى نفسانى انسان ، قوانین و احکامى را جهت حفظ و نگهدارى فرد و جامعه در خط اعتدال و میانه روى وضع کرده است .

از جمله آن احکام ، چگونگی ارتباط با جنس مخالف است .این ها همه به سبب این است که اسلام از جانب کسى براى هدایت انسان ها فرستاده شده است که خالق فطرت وغریزه با تمامى استعدادهاى بهینه و ذخیره شده در انسان است . بنابراین هر عاملى که موجب تحریک انگیزه هاى شهوانى درانسان شود و موجب اختلال در نظم اجتماعی و بنیان خانواده شود و به آرامش روحى ، روانى و عفت عمومى ، صدمه وارد کند ، موردتأیید اسلام نیست . اسلام می خواهد انواع لذت های جنسی در محیط و درون خانواده شکل گیرد واز این طریق آرامش روحی و روانی و پیوند های عاطفی نیز برقرار بماند و با طرح آن در محیط جامعه به پیوند خانواده و اجتماع نیز آسیب وارد نشود .

در بحث ارتباط با جنس مخالف آسیب پذیری دختران و زنان بیشتر است .آنان حساس تر بوده و ممکن است تحت تاثیر احساسات خود قرار گیرند.به همین دلیل خانواده ها بخصوص در ایران بر روابط و رفت و آمدهای دختران خود حساس تر هستند. خود دختران نیز باید مراقبت بیشتری از گوهر وجودی خویش کرده و جسم وروح خود را سالم و پاکیزه نگاه دارند زیرا همانگونه که گفتیم آینده ی جامعه در گرو پاکدامنی مادران آن جامعه است.

پی نوشت:

1. بحارالانوار، ج 101، ص 32.

منابع : کانون گفتمان قرآن

کتاب تحلیلی تربیتی برروابط دخترو پسر درایران




نوشته شده در 1388/4/11ساعت توسط مريم | نظر دهيد

در تاریخ آورده‌اند كه: وقتی حاج میرزا آقاسی وزیر محمد شاه قاجار به حفر قناتی امر داده بود، روزی كه به بازدید چاه‌ها رفت، مقنی اظهار داشت كه كندن قنات در اینجا بی‌حاصل است، چه اینكه این زمین آب ندارد. حاج میرزا آقاسی در جوابش گفت:

«آب برای من ندارد، نان كه برای تو دارد!!»

***

قاضی از دزدی پرسید: اینهمه سرقتها را تنهایی می‌كردی یا شریك هم داشتی؟

گفت: تنها بودم. مگر در این زمانه، آدم درستكار هم پیدا می‌شود كه به شركت انتخاب كنم.

***

شخصی از دیگری پرسید: شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی در چه سالی وفات یافت؟

پاسخ داد: مرگ آن جناب در سالهای 690 تا 694 هجری قمری اتفاق افتاده است. گفت: پس معلوم می‌شود آن بیچاره چهار سال تمام جان می‌كنده است!

***

مؤذنی بانگ می‌گفت و می‌دوید، پرسیدند كه چرا می‌دوی، گفت: میگویند كه آواز تو از دور خوش است. می‌دوم تا آواز خود را از دور بشنوم.

***


امیری

اسبی لاغر و مردنی را به مردی بخشید. اسب به اندازه‌ای لاغر بود كه تا منزل رسید، مرد. آن مرد نامه‌ای به این شرح به امیر نوشته و فرستاد: «یا امیر اسبی كه به من اعطاء نمودی. سریعترین اسب جهان بود، چون فاصله دنیا و آخرت را در یك ساعت طی نمود.»

***

منصور خلیفه، عربی شامی را گفت چرا شكر حق سبحانه را بجای نمی‌آوری كه تا من بر شما حاكم شده‌ام طاعون از میان شما دفع شدست، عرب گفت: حق سبحانه از آن عادلتر است كه دو بلا بر ما گمارد.

***

جمعی عوام نزد حاكم شكایت فرماندار ولایت خود را كردند. حاكم گفت: هر عضو از اعضای او به عدالت و انصاف موصوف و گواه است، چطور از او شكایت دارید؟! ظریفی گفت: حال كه چنین است، پس هر یك از اعضای او را به ولایتی فرست تا عدالت او همه گیر شود!

***

شخصی دعوی پیغمبری كرد، از وی معجزه خواستند، گفت: به درخت می‌گویم، پیش می‌آید! او را نزد درختی آوردند، هر چه به درخت گفت: پیش بیا، سخن نشنید و پیش نیامد. گفت: الحال كه او پیش نمی‌آید، من به نزد او می‌روم زیرا كه پیغمبران را تكبری نیست.

***

روزی پنج تن نزد شاطر عباس صبوحی آمدند و گفتند: هر كدام از ما كلمه‌ای می‌گوید، با مجموع كلمات شما شعری بسرائید.



اولی گفت: ترنج. دومی: نردبان . سومی: چراغ. چهارمی: باد. پنجمی: غربال. شاطر عباس فی البدیهه این بیت را با كلمات مذكور ساخت:

ترنج وصل تو چیدن به نردبان خیال

چراغ بر لب باد است و آب در غربال

***

كودكی كنار آب نان می‌خورد، ناگاه تصویر خویش در آب دید نان بیانداخت و نزد پدر آمد و گفت: پدر جان نانم را كسی كنار آب ربود، پدر همراهش كنار آب آمد و در آب نگریست و گفت: شرم نمی‌كنی با این ریش سفید نان فرزندم را می‌ربائی




برچسب ها : لبخند

نوشته شده در 1388/4/11ساعت توسط مريم | نظر دهيد


خانم ها معمولا اظهار می دارند که رفتار آقایون آنها را تا حدی گیج می کند و به درستی نمی توانند تشخیص دهند که مردها از آنها چه انتظاراتی دارند. آنها از اینکه نمی توانند مردها را راضی نگه دارند اندکی ناراحت هستند.

اگر یک خانم این مقاله را بخواند شاید با خود بگوید که خوب این مشکل مردهاست و خودشان هم باید به فکر پیدا کردن راه حلی برای آن باشند. بله درست است اما نباید انتظار داشت که به یک باره معجزه روی دهد و همه چیز مطابق میل آنها شود.

تعهد مثل یک خیابان یکطرفه نیست و باید از جانب هر دو طرف رعایت شود. چنین نیازی برای همیشه در وجود تمام مردها باقی خواهد ماند.
تاریخ برای سالیان دراز جایگاه و عملکرد مردها را در جامعه معین کرده و شما به راحتی نمیتوانید در عرض چند سال آنرا تغییر دهید. آقایان کم کم متوجه می شوند که جایگاه آنها چنان که در گذشته بوده، نیست. دیگرآن ها تنها نان آور خانه نیستند و شاید چنین تغییر شگرفی مستلزم سپری شدن مدت زمان بسیار زیادی باشد . این روزها مردها می دانند که اگر بخواهند برای خود همسری پیدا کنند باید سخت تر از گذشته کار کنند و خانم ها سنگ های بیشتری در جلو پایشان می اندازند. (البته ما این موضوع را تائید نمی کنیم)

خوب، حالا مردها واقعا به دنبال چه چیز هستند؟

* اول از همه مردها به دنبال کسی هستند که تشنه عشق و محبت کردن باشد. شاید این حرف بسیاری از خانم ها را غافلگیر کند اما مردها دوست دارند مورد دوست داشتن قرار بگیرند و خودشان نیز کسی را دوست بدارند. مشکل اینجاست که خانم ها برخورد بی احساس و سردی با آنها دارند. پیدا کردن خانمی که قابل دوست داشتن باشد کمی مشکل است و مردها از اینکه بفهمند دختر رویاهایشان را پیدا کرده اند خوشحال می شوند.



* مردها به دنبال خانم هایی هستند که بتوانند به آنها اعتماد کنند. کسی که آنها را به خاطر خودشان بخواهد، کسی که بتوانند به او ایمان داشته باشند. شاید برایتان عجیب باشد اما برخی از خانم ها قابل اعتماد نبوده و بسیار بی وفا هستند. همین امر باعث می شود که مردها محتاط تر عمل کنند. آقایان به شدت از بی وفایی و بد قولی بیزار هستند و به دنبال کسی می گردند که بتوانند از صمیم قلب به او اعتماد کنند.

* مردها به دنبال خانم هایی با روحیه زنانه و مهربان می گردند زیرا چنین خصوصیاتی باعث می شود که یک زن بتواند مادر بهتری برای بچه هایش و همسر با محبت تری برای آنها باشد. و خود بتوانند اقتدار خود را بیشتر حفظ کنند. البته این امر بدان خاطر است که دوست دارند فرزندانشان در آغوش مادر مهربان و دلسوزی پرورش پیدا کنند.

* مردها به دنبال خانم های خوش مشرب هستند که بتوانند در کنار او به آرامشی که آرزوی آن را دارند دست پیدا کنند.

* مردها به دنبال زن هایی هستند که حس و ظرافت زنانه خود را حفظ کرده باشند. البته منظور ما آن دسته از خانم هایی نیست که دائما به دنبال مد می روند و .... بعضی از خانم ها هستند که در زمان عصبانیت هر چه که دلشان می خواهد بار طرف مقابل می کنند که این کار به هیچ وجه به مزاج آقایان سازگار نیست.

مردها خانم هایی را می پسندند که اهل بحث و گفتگو باشند و قادر باشند که مشکلاتشان را از راه های منطقی حل کنند.

* مردها کسی را می خواهند که حامی و پشتیبانشان باشد. خیلی از خانم ها منتظر هستند که اشتباه کوچکی از آقا سر بزند که آنها را به باد انتقاد بگیرند و در مسائل خصوصی و حتی شغلی شان دخالت کنند. آقایان به ارتباط خود به عنوان یک سیستم محافظ نگاه می کنند زمانیکه خانم نتواند یک چنین حسی را در آنها به وجود آورد و از این گذشته تا آنجا که می تواند از آنها انتقاد هم بکند، چیزی نمی گذرد که آقا از او جدا می شود.

* مردها به دنبال همسری می گردند که به آنها متعهد باشد. مردها همسری را دوست دارند که بتوانند به او اعتماد کنند و مشکلات و ناراحتی هایشان را با او در میان بگذارند. تعهد مثل یک خیابان یکطرفه نیست و باید از جانب هر دو طرف رعایت شود. چنین نیازی برای همیشه در وجود تمام مردها باقی خواهد ماند.

در حالیکه خانم ها در نقشهای اجتماعی خود بسیار موفق هستند خوب است که هیچ گاه از یاد نبریم که جایگاه اصلی آنها به خانه و خانواده شان تعلق دارد.

منبع : مجله خانواده




نوشته شده در 1388/4/11ساعت توسط مريم | نظر دهيد

تغذیه همان‌ طور که از نامش برمی ‌آید، قرار است به میلیاردها سلول بدن غذا برساند تا آن ها بتوانند فعالیت ‌هایی را که در برنامه تنظیم شده‌ شان دارند، انجام دهند.

اگر به هر دلیلی تغذیه مناسبی نداشته باشیم به این معنی است که غذای مورد نیاز سلول ‌های خود را درست انتخاب نکرده و آن ها را با مشکل مواجه کرده ‌ایم.

کمبودهای تغذیه ای

بسیاری از کمبود‌های غذایی به پوست لطمه می ‌زنند؛ مانند کمبود ویتامین‌ ها که ممکن است ضایعه پوستی به دنبال داشته باشد.

* از گروه ویتامین‌های محلول در چربی، ویتامین‌های A و E برای نرمی ‌و طراوت پوست لازم ‌اند. به همین دلیل، کسانی که رژیم ‌های غذایی فاقد چربی می ‌گیرند، بعد از مدتی به كمبود این ویتامین‌ها دچار می ‌شوند.

اگر به هر دلیلی تغذیه مناسبی نداشته باشیم به این معنی است که غذای مورد نیاز سلول ‌های خود را درست انتخاب نکرده و آن ها را با مشکل مواجه کرده ‌ایم.

* از سوی دیگر، ویتامین‌ هایی که در آب محلول ‌اند(مثل ویتامین ‌های گروه B و ویتامین C) به ‌طور مستقیم و غیرمستقیم در سلامت پوست، موثر هستند.

حتی در مناطقی که فقر غذایی وجود دارد و معمولا کودکان در محرومیت غذایی بیشتری قرار می ‌گیرند، قبل از انجام هر آزمایشی می ‌توان از کدر بودن مو و حالت خشک و شکننده آن و خشک و شفاف نبودن پوست به کمبود‌های غذایی این عزیزان پی برد.

عمولا موها حالت کرکی و کدر پیدا کرده و شکننده می ‌شوند و پوست یکنواختی و شفافیت خود را از دست داده و خشن و پوسته پوسته می‌ شود.

سبزیجات سبز به دلیل داشتن آب و املاح و آنتی اکسیدان ‌ها معمولا برای پوست طراوت و شادابی به ارمغان می ‌آورند؛ همان‌ طور که تمام میوه‌ها و صیفی ‌جات نارنجی به دلیل داشتن بتا کاروتن می ‌توانند در بدن به ویتامین A تبدیل شوند و نیاز سلول‌ های مختلف (از جمله سلول‌ های پوست) را تامین کنند.

*همواره باید به خاطر داشته باشید که برای داشتن پوست و مویی سالم مصرف متعادل سایر مواد غذایی مانند گوشت ‌ها، لبنیات، غلات و حبوبات نیز از اهمیت زیادی برخوردار است.

خطاهای تغذیه ای

در اینجا باید به یک نكته مهم نیز اشاره شود و آن، به هم خوردن تعادل بدن در اثر هر نوع بیماری است. به طور مثال مصرف

بیش از اندازه سس ‌های چرب، ادویه زیاد و غذاهای سرخ کردنی که ممکن است موجب ناراحتی ‌های گوارشی شوند، روی پوست اثر سوء داشته و از این رو، به منظور داشتن پوستی خوب باید به توصیه‌ های تغذیه‌ ای که به سلامت کلی بدن کمک می‌ کنند، توجه ویژه داشته باشید.

با تمام این واقعیت‌ های غیرقابل انکار، گاهی می ‌بینیم نقش تغذیه برای سلامت پوست و مو از حیطه سلامت و بهداشت به طرف خرافات و انتظارات غیرمنطقی می ‌رود و زیبایی، افراد را جذب وعده‌ های دلفریب و اغوا کننده کسانی می ‌کند که بازارگرمی‌‌ های غیرواقعی را به قیمت گران می ‌فروشند که البته بیشتر منافع سودجویان را تأمین می‌ کند.

دکتر ربابه شیخ‌الاسلام

متخصص بهداشت عمومی و اپیدمیولوژی تغذیه

و مدیر موسسه تغذیه، سلامت و توسع




نوشته شده در 1388/4/11ساعت توسط مريم | نظر دهيد

پشت سرگذاشتن دوران کودکی، تبدیل شدن به یک فرد بالغ و از دست دادن حمایت‌های بی‌قید و شرط والدین برای کسب احساس استقلال از یک طرف و لذت مورد حمایت و پشتیبانی آنها بودن و همان‌طور کودک ماندن و بدون هیچ زحمت و دردسری همیشه مورد محبت قرار گرفتن از طرف دیگر، در نوجوان کشمکش درونی ایجاد می‌کند و جنگ روانی عمیقی در ذهن نوجوان به وجود می‌آید.

2- برای کسب استقلال، نوجوان علیه همه ی مراجع قدرت من جمله والدین طغیان می‌کند و به خاطر این که به خود و دیگران ثابت کند که بزرگ شده و واقعا مستقل است، گاهی اوقات رفتارهایی علیه آنها از خود نشان می‌دهد، درگیری‌هایی ایجاد می‌نماید و دست به اعمالی می‌زند که روابط او را با آنها و سایر مراجع قدرت به شدت تیره می‌کند. مثلا بگو مگو کرده، بحث و مجادله طولانی با والدین انجام می‌دهد، برخلاف خواست والدین دیر به خانه می‌آید، از انجام تکالیف درسی خودداری می‌کند، سیگار می‌کشد و حتی ممکن است دست به اعمال بزهکارانه بزند.

3- عدم اطمینان نسبت به بزرگسالانی که تاکنون به عنوان الگوی همانند‌سازی بودند و از رفتار و کردارشان تقلید می‌شد، با شروع دوره ی نوجوانی در نوجوان ایجاد می‌گردد و در این مرحله نوجوان به گفته‌های بزرگسالان و به خصوص والدین اعتماد ندارد و این خود ممکن است موجب به وجود آمدن یک احساس «دوسوگرایی عاطفی» در وی گردد؛ چون هم باید آنها را دوست داشت، به آنها نزدیک شد، از آنها الگو برداری نمود و همانند آنها شد و هم باید از آنان به عنوان تصاویر قدرت (دشمن) دور شد و به آنها اعتماد ننمود.

4- یکی از مسائل مهمی که نوجوان با آن روبرو می‌شود مساله ی تشکیل هویت فردی اوست، و این بدان معنی است که سوال‌های متعددی درباره ی مفهوم زندگی و نقش او در این زندگی، مفهوم مرگ و زندگی پس از مرگ، و به طور کلی سوال‌های نظیر «من کیستم» و «به کجا می‌روم» ذهن او را به خود مشغول می‌نماید که باید به آنها پاسخ دهد.

جستجوی هویت شخصی متضمن این است که نوجوان تشخیص دهد ، برای او چه چیزهایی مهم و چه کارهایی ارزشمند است و نیز متضمن تنظیم معیارهایی است که وی براساس آنها بتواند رفتار خود و دیگران را هدایت و ارزیابی کند. در این مرحله افراد باید نقش جنسی خود را نیز تعیین نمایند؛ به خصوص دختران باید درباره ی چگونگی مفهومی که از «زن بودن» پیدا می‌کنند تصمیم بگیرند. ازدواج نمودن، مسوولیت‌های زندگی را پذیرفتن، بچه‌دار شدن، مادر شدن با همه آن مشقت‌ها و گرفتاری‌ها!!

لذا نوجوان همه ی خاطره‌هایی را که از کارهای مادر، مشکلات، رنج‌ها و شادی‌های او دارد به یاد می‌آورد که گاه سبب ناراحتی، اضطراب، پریشان خاطری و افسردگی و گاه باعث خوشحالی او می‌گردد.

احساس هویت شخصی در نوجوانان کم کم براساس همانندسازی‌های مختلف گذشته آنها تکوین می‌یابد. ارزش‌ها و معیارهای اخلاقی دوران کودکی تا حدود زیادی همانند والدین می‌باشد، با ورود به دوران نوجوانی، ارزش‌های گروه همسالان و همچنین ارزیابی‌های معلمان و سایر بزرگسالان نیز مطرح است که برای نوجوان اهمیت دارد. نوجوانان از راه جمع‌بندی این ارزش‌ها و ارزیابی‌ها سعی می‌کنند تصویر یک‌پارچه‌ای از خود به دست آورند. هر اندازه ارزش‌هایی که از طرف دوستان و همسالان ابراز می‌شود، با ارزش‌های والدین و معلمان همخوانی بیشتری داشته باشند، به همان نسبت کار هویت‌یابی نوجوان آسانتر پیش می‌رود.

هر گاه نظریه‌ها و ارزش‌های والدین به میزان قابل توجهی با عقاید و ارزش‌های دوستان، همسالان و سایر افراد مهم در زندگی نوجوان، متفاوت باشد و نوجوان هر از چند گاهی دیدگاه‌های دسته‌‌ای را بپذیرد و عمل نماید و خود نیز نداند که کدامیک از این دیدگاه‌ها با ارزش‌ها و معیارهای او تطبیق می‌کند، کار هویت‌یابی برایش دشوار و طولانی می‌گردد و چون نمی‌تواند هویتی واحد برای خود کسب نماید، احتمالا دچار بحران هویت می‌شود، و نقش‌های متفاوتی را در جامعه ایفا می‌کند که خود عامل تعارض، اضطراب و سردرگمی‌اش می‌گردد.

دختر دانشجویی اظهار می‌دارد:

«در خانواده‌ام رفتارهایم لوس و بچگانه است، بین اقوام و فامیل‌هایم بی‌بند و بارم، زیرا که بر اکثر افراد خانواده مادرم فرهنگ غربی حاکم است و آنها از من انتظار دارند که مثل آنها باشم، در دانشکده بسیار مقرراتی و درسخوان هستم و به عنوان یک دانشجوی خوب معروفم، بین دوستانم شدیدا مذهبی هستم و در فعالیت‌های مذهبی شرکت می‌کنم، به راستی من کیستم؟»

برخی از جوانان در تلاش برای کسب هویت شخصی پس از یک دوره آزمایش و کندوکاو درونی، متعهدانه به هدفی در زندگی دل می‌بندند و در راه نیل به آن گام برمی‌دارند و برخی دیگر در بحران هویت دست و پا زده و در نهایت هویتی انحرافی بر می‌گزینند، هویتی که مغایر با ارزش‌های جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کنند و این خود زمینه‌ساز بسیاری از مسائل و مشکلات آتی آنها خواهد شد.

5- رشد ونمو غدد داخلی و ترشحات هورمون‌های جنسی به نوجوان امکان برقراری روابط جنسی می‌دهد و انگیزه و کشش جنسی نسبت به غیر همجنس در او ایجاد می‌گردد و از طرفی نخستین برخورد نوجوان با جنس مخالف اغلب با ترس و پریشانی خاطر همراه است.

تمایل جنسی در دوره بلوغ با خصوصیات اساسی یک غریزه ظاهر می‌شود، به عبارت دیگر به صورت نیروی محرکی است که ناخودآگاه متوجه جهت معینی می‌باشد.

جوان تازه بالغ نیاز جدید و مبهم و تمایلات قوی و نامعلومی را احساس می‌کند که او را از جلدش خارج می‌سازد و به سوی جنس مخالف می‌کشاند. رفتار او کج و معوج می‌شود و موجب شگفتی اطرافیان و تعجب بیشتر خودش می‌گردد. جهش‌های شدید محبت، عقب‌نشینی‌های توضیح‌ناپذیر و حرکات بدون دلیلی که او را آشفته می‌سازد، از خصوصیات این سن هستند، پس کار غریزه ی جنسی کاملا زیرزمینی است و جهت‌یابی آن با کورمالی انجام می‌گیرد و در افراد محجوب و کمرو نوعی اضطراب و گیجی ایجاد می‌کند، چنانکه گویی نیرویی در آنها تاثیر می‌نماید و آنها را به سوی مقصدی که به زحمت می‌بینند سوق می‌‌دهد.

6- نقایص تربیتی و آموزشی در درون خانواده، درگیری‌ها و نزاع‌های پدر و مادر با یکدیگر و یا با فرزندان، محرومیت‌های شدید مالی، کنترل بیش از حد والدین و مراقبت‌های افراطی و یا برعکس آزاد گذاشتن بیش از حد و رها کردن نوجوان به حال خود نیز مسائل و مشکلاتی را برای وی ایجاد خواهد کرد.

7- اوضاع و احوال اقتصادی- اجتماعی و بی‌ثباتی جامعه، جنگ، بیکاری، کمبود امکانات تفریح و سرگرمی نیز از عوامل مشکل‌زا خواهند بود.

منبع : برگرفته از کتاب " مسائل نوجوانان و جوانان – نویسنده : دکتر محمد خدایاری فرد (عضو هیات علمی دانشگاه تهران ) – با تغییر و تلخیص




برچسب ها : نوجوان , طغيان

نوشته شده در 1388/4/10ساعت توسط مريم | نظر دهيد

بیشتر مردم در زندگیشان هیجانات شدید و غیر قابل کنترل را تجربه کرده‌اند و در چنین مواقعی ، شخص بسیار مایل است شدت خشم ، غم اضطراب و ناامیدی تحت کنترل او باشد. ممکن است شدت هیجانات بر رفتار و طرز برخورد فرد به گونه‌ای تاثیر بگذارد که موجب رنجش و ناراحتی خود و اطرافیانش شود. در چنین لحظاتی چگونه می‌توان این هیجانات را تحت کنترل در آورد؟ آن هم در سن نوجوانی که شخص بیشتر تحت تاثیر هیجانات خود قرار دارد.

برای دستیابی به چنین توانایی به نکات زیر باید توجه فرمائید:

- سعی کنید بر هیجانات خود مسلط باشید. هنگامی که با دیگران هستید زمان مناسبی برای ابراز هیجانات شدیدتان نیست. بنابراین از آنها پوزش بخواهید و برای مدتی از آنها دور شوید. به آنها بگوید که احتیاج به زمانی دارید تا بر اعصابتان مسلط شوید و چند لحظه دیگر برگردید.

- از چگونگی تنفس خویش آگاه باشید. تنفس آرام و عمیق داشته باشید. با این عمل ساده بطور طبیعی می‌توان ضربان قلب و فعالیت ذهن را آرام کرد. هر نوع انقباضی را در بدنتان بخصوص عضلات ، شانه‌ها ، گردن و فک را بررسی و تعدیل کند.

سعی کنید برای مدت کوتاهی به موضوعی که باعث آشفتگی شما شده است، فکر نکنید. چرا که در چنین شرایطی ذهن قدرت تصمیم گیری صحیح را ندارد و در زمانی مناسب که آرامش بیشتری دارید، بطور صحیح راه حلی برای مشکل و ناراحتی‌تان پیدا کنید.

- در زندگی تان مهارت انعطاف پذیر داشته باشید.یعنی خودتان را با شرایط مختلف وفق دهید تا اگر توان مقابله با فشار را نداشتید،در زندگی خود تغییر ایجاد کنید.

- حتما با افرادی دلسوز و مجرب ارتباط داشته باشید و مشکلات خود را با آنها در میان بگذارید. چنین ارتباطی به شما کمک خواهد کرد تا در حس و رفتارتان تعادلی برقرار کنید و احساس تنهایی و انزوا نکنید.

- روش دیگری در کنترل کردن هیجانات ، ثبت آنها در دفتر یادداشت روزانه است. از هیجانات خود آگاه باشید تا بتوانید آن ها را کنترل کنید.

با والدینتان ارتباط خوب و صمیمی بر قرار کنید زیرا آن ها در مواقعی که نیاز به حمایت کسی دارید ،بهترین انتخاب هستند.

- اگر موضوعی برای شما بسیار اهمیت دارد ، آنرا بی‌پرده با دیگران مطرح کنید ، اما قبلا درباره آن موضوع و موقیت خود خوب فکر کنید. به یاد داشته باشید که تغییر در ارتباطات به مرور زمان رخ می‌دهد و صحیح نیست که این تغییر بر اساس اصول غیر منطقی و یا هیجانات زودگذر باشد.

- با خودتان مهربان باشید. فرصتهای اضافی کوتاهی که دارید ، فعالیتهای مورد علاقه خود را انجام دهید. در این فاصله زمانی ، ذهن شما آرامش لازم را باز خواهد یافت.

- سعی کنید برای مدت کوتاهی به موضوعی که باعث آشفتگی شما شده است، فکر نکنید. چرا که در چنین شرایطی ذهن قدرت تصمیم گیری صحیح را ندارد و در زمانی مناسب که آرامش بیشتری دارید، بطور صحیح راه حلی برای مشکل و ناراحتی‌تان پیدا کنید. با انجام دادن فعالیتهای فیزیکی از قبیل ورزش کردن و کلاس رفتن و کار سخت انجام دادن خود را خسته نموده و توجه و تمرکز خود را به آنها معطوف سازید.

- کارهای همیشگی و امور روزمره خود را انجام دهید. بدین گونه زندگی شما تحت کنترل خواهد بود.

- چنانچه مکررا دچار احساسات و هیجانات شدید و ناراحت کننده می‌شوید، حتما با مشاوران مجرب مشورت کنید و یا کتابهای منتشر شده در این زمینه را بخوانید.

- با والدینتان ارتباط خوب و صمیمی بر قرار کنید زیرا آن ها در مواقعی که نیاز به حمایت کسی دارید ،بهترین انتخاب هستند.

منبع : سایت رشد - با تغییر




برچسب ها : هيجان

نوشته شده در 1388/4/10ساعت توسط مريم | نظر دهيد

 

همه ما با وسیله ها و هدف ها آشنا هستیم. وسیله ها، راه رسیدن به هدف ها هستند. حالا فکر می کنید اگر به جای چسبیدن به هدف ها، به وسیله ها بچسبیم، چه خواهد شد؟

 

وقتی به ما آدم ها می گویند: هدف هایتان را مشخص کنید ، به همه چیز اشاره می کنیم جز آن چه که باید اشاره بکنیم. کاغذهای زیادی را سیاه می کنیم و یک لیست بلندبالا تهیه می کنیم تا به دیگران ثابت کنیم که چه هدف های بالا و والایی داریم. بعد هم برای رسیدن به این هدف ها، شروع می کنیم به برنامه ریزی. حتی ممکن است برنامه هایمان، مو هم لای درزشان نرود و ما را به این هدف ها برساند. اما نکته جالب ماجرا، جایی است که به هدف ها می رسیم! ما که به همه هدف هایی که نوشته بودیم و برایشان برنامه ریخته بودیم، می رسیم، اما باز هم شاد و آرام و خوشبخت نیستیم. مگر قرار نیست که هر هدفی، به ما آرامش و شادی و خوشبختی بدهد؟ اگر قرار بر این ها نیست، پس چرا زحمت رسیدن به هدف را به خودمان می دهیم؟

چرا چنین است؟ چرا بسیاری از هدف هایی که انتخاب می کنیم ، ما را به آرامش و شادی نمی رسانند؟ چرا ماشین هایی که می خریم، آپارتمان هایی که می سازیم، ویلاهایی که قولنامه می کنیم، ترقی های شغلی ای که می کنیم و... ما را به آرامش نمی رسانند و شادترمان نمی کنند؟

 

هدف 

ما، تیراندازانی هستیم که در مسابقه زندگی، باید به سیبل بزنیم؛ اما سیبل اصلی را گم کرده ایم و داریم به در و دیوار و درخت و زمین و ... تیر می زنیم. بعد هم دلمان را خوش می کنیم که به به، به هدف زده ایم! مشکل، درست از جایی شروع می شود که سیبل اصلی را، با سیبل های فرعی اشتباه می گیریم و به در و دیوار می زنیم. سیبل اصلی چیست؟

 

 

 

همه ما با کلمه هدف آشنا هستیم. با کلمه وسیله هم، همچنین. وسیله ها، راه هایی ایجادی می کنند تا ما به هدف هایمان برسیم. وسیله، پژوی 206 است که با آن، می خواهیم به رامسر برویم، و هدف، رسیدن به رامسر. حتی خود رامسر هم هدف نیست، هدف، رسیدن به ویلایی است در رامسر. حتی خود ویلا هم هدف نیست، هدف، رسیدن به آرامش است، استراحت کردن است، کناره جویی از شلوغی های شهر و گرفتاری های محل کار است و... می بینید! حتی خود رامسر هم هدف نیست، در حالی که خیلی هامان ممکن است آنرا با هدف اشتباه بگیریم. حتی خود ویلا هم هدف نیست، اما خیلی هامان آن را با هدف اشتباه می گیریم.

 

پس هدف چیست؟ پس هدف کجا است؟ پس ما چه جوری بفهمیم که هدف کدام است و وسیله کدام است؟ خیلی ساده: شما با مساله ای روبه رو هستید؛ هر مساله ای که می خواهد ، باشد. برای رسیدن به عمق این مساله،  شروع می کنید به مطرح کردن چرای اول. بعد که به آن جواب دادید ، جلوی جواب یک چرا ی دیگر می گذارید و دوباره جواب می دهید. به جواب سوال اول و مساله اول، دوباره یک چرای دیگر هم اضافه می کنید. اینکار را تا شش چرا انجام می دهید. البته ممکن است که تا قبل از چرای ششم هم، به عمق مساله ای که با آن روبه رو هستید برسید.

جالب است، وقتی که از این فرمول استفاده می کنید ، تازه می فهمید که خیلی از چیزهای بی ارزشی بوده اند. و تازه، هدف های دیگر برای شما روشن می شود.

 

و نکته ای تکان دهنده تر این که: هدف، خود من هستم، خود تو هستی، خود ما هستیم، خود آنها هستند، خود انسان است! بله، هدف، انسان است. درک این نکته، همه باورها و هدف های پیشین مرا با مشکل روبه رو کرده و با زلزله ای چند ریشتری. این که سالیان سال، وقت و زندگی و جوانی ات را بگذاری تا به هدفی برسی، بعد تازه بفهمی که هدف، یک چیز دیگر بوده است. انگار که تیرانداز باشی و کلی تمرکز کنی و بعد، فکر کنی که تیرت را به هدف زده ای؛ آن هم در حالی که بعدها بفهمی که ....

بله، هدف، خود تو هستی؛ به همین راحتی، به همین روشنی. هدف، کار کردن نیست. کار کردن، وسیله ای است که قرار است به تو شخصیت بدهد، قرار است به تو پول بدهد تا کتاب بخری و مهمانی بروی و سفر بروی و خودت را بسازی.

باید اعتراف کنم که زندگی های امروز ما، خیلی مه آلود شده است. هدف ها و وسیله ها با هم تغییر جا و مکان داده اند و خیلی ها را به اشتباه انداخته اند. هدف، پول نیست. هدف، خود تویی. پول، یک وسیله است. چرا وقت یک به مشهد می روی، فقط روی ماشینت تمرکز نمی کنی؟ چرا همیشه توی ماشینت نمی مانی؟ چرا به ماشینت عشق نمی ورزی؟

جواب روشن است: ماشین، وسیله ای بیش نیست. و هیچ وسیله ای، ارزش دل بستن ندارد. هدف، زیارت کردن و آرام شدن است. پس دلیل ندارد که ساکن همیشگی ماشینت شوی.

 

خودت را تعریف کن ، اما بدون شغل، بدون پول، بدون خانه، بدون هیچ وسیله ای دیگر. خودت را دوست داشته باش، حتی اگر هیچ کدام اینها را نداشته باشی. به سوی هدف خودت حرکت کن. هدف، آرامش و حرکت کردن و زندگی کردن و شاد بودن و خوشبخت بودن خود توست.وسیله، تا جایی که به این هدف تو کمک کند، می تواند قابل قبول و خوب باشد؛ اما وقتی که یواش یواش آمد و جای این هدف را گرفت، هیچ ارزشی نخواهد داشت. آن وقت است که دیگر زندگی نخواهی کرد؛ مرده ای خواهی بود که ادای زندگان را در می آورد.

 

از این نترس که چندین و چند سال روی این کار  روی آن هنر و روی فلان رابطه و بهمان نظریه وقت و انرژی گذاشته  ای  حسابی دلبسته شان شده ای. از این بترس که در لحظه آخری که قصد رفتن داری، به عقب برگردی و ببینی که: جای زندگی و وسایلی که قرار بود برای این زندگی کردن خرج شوند ، عوض شده باشند!

 

 منبع :مجله موفقیت - با تغییر




برچسب ها :

نوشته شده در 1388/4/10ساعت توسط مريم | نظر دهيد

چگونه هیجان و بحران را در زندگی کاهش دهیم و در هنر "ساده دوست داشتن" استاد شویم؟

هفت قدمی که در زیر به طور خلاصه آمده است می تواند به شما کمک کند تا یاد بگیرید که چگونه هیجانات احساسی غیرضروری و مخرب را در روابط خود کاهش دهید. خوشبختانه همه ما چیزی را که لازم است تا روابط و به طور کلی زندگی احساسی مان را کمتر متشنج کرده و بیشتر آرام، امن، دوست داشتنی و رضایت بخش کنیم، داریم. اکثر همسران آنچه را که او از آن به عنوان "هوش احساسی" یاد می کند ، دارا هستند: به تعبیری دیگر آنها در زندگی روزانه خود به یک پویایی رسیده اند که مانع تفکرات و احساسات منفی نسبت به یکدیگر شده و همین طور مانع غلبه احساسات منفی بر احساسات مثبت می شود. "در اینجا هفت استراتژی قابل لمس و کاربردی برای بهبود کیفیت ارتباطات در روابط صمیمی آمده است:

 

1- با کاهش میزان منفی گرایی در دورنمای احساسی خود ، برای استاد شدن در هنر ساده دوست داشتن کوشش کنید:

برای رسیدن به این هدف ، توجه و انرژی خود را روی بهترین ویژگی های خود ، اطرافیان و افراد مورد علاقه تان متمرکز کنید. این کار اولین قدم برای دور کردن هیجان مضر است، زیرا اگر به جای توجه به نقاط قوت همسرتان زمان زیادی را صرف مبارزه با اشتباهات او کنید ، شاید دلیل عاشق شدن خود را فراموش کنید. زمانی که آگاهانه، برای گسترش ارتباطی صمیمی، قوی، عاشقانه و عمیق با همسرتان، یعنی ارتباطی که مملو از محبت، تمایل و اعتماد دو طرفه است، تلاش می کنید می توانید باعث تقویت باز خورد مثبت میان خود وهمسرتان شوید و رابطه شما را در کوتاه مدت و بلندمدت مفیدتر کند.

با دیگران همان طور رفتار کنید که دوست دارید دیگران با شما رفتار کنند و از این قانون طلایی جدا نشوید.

2- ذهنتان را آماده سازید تا بر اساس قانون طلایی زندگی کنید: با دیگران همان طور رفتار کنید که دوست دارید دیگران با شما رفتار کنند و از این قانون طلایی جدا نشوید. برای داشتن زندگی مثبت و سازنده، این عقیده ریسمانی کاملاً محکم است که در ارتباط شما با همسرتان و همچنین تمام افراد مورد علاقه تان مخصوصا زمانی که عصبانی هستید نقش دارد.  هر کسی گاه به گاه احساس آزردگی کرده و عصبانی می شود و در اوج عصبانیت ناراحت کننده ترین جملات را می گوید، بنابراین این زمان، دقیقا وقتی است که نیاز داریم تا مراقب رفتارمان باشیم،از انگیزه های ناگهانی مخرب جلوگیری کنیم و سعی کنیم اختلافاتمان را با کمترین حالت ناراحتی حل کنیم. البته این کار کمترین کاری است که در روابطمان انجام می دهیم ولی دارای اهمیت زیادی است.

 

3- هرگز نیاز نیست در روابط احساسی مان هیجان ایجاد کنیم: هیجان تولیدی یا خود ساخته شامل بازی های ذهنی، کج خلقی ها، جیغ زدن ها، خشم ها و سایر رفتارهای منفی است که در گستره وسیعی از روابط ناسالم با تکراری نگران کننده اتفاق می افتد. هر چه سن بالاتر می رود ، بیشتر متوجه می شویم که زندگی واقعی بیشتر از حد لازم برایمان هیجانات و بحران به وجود می آورد. هیجانات و بحران هایی به شکل بیماری، مرگ عزیزان، از دست دادن شغل، کشمکش های مالی و...که نمی توان از بروز آن جلو گیری کرد.

هیجان تولیدی یا خود ساخته شامل بازی های ذهنی، کج خلقی ها، جیغ زدن ها، خشم ها و سایر رفتارهای منفی است که در گستره وسیعی از روابط ناسالم با تکراری نگران کننده اتفاق می افتد.

4- طلبیدن هیجان ساخته شده می تواند نوعی اعتیاد احساسی باشد: افرادی که به دنبال کشمکش و بحث با همسر خود و دیگران هستند، شاید نیاز دارند نگاهی دقیق و طولانی به دلیل رفتارشان داشته باشند. آیا در تلاشند تا به نوعی از ملودرام احساسی برای پر کردن یک خلاء عاطفی استفاده کنند؟ بعضی از افراد که احساس خستگی و تنهایی می کنند و یا از نظر احساسی ناراضی هستند تمایل دارند برای فرار از پوچی با کسانی که دوستشان دارند مشاجره کنند. اما پر کردن خلاء عاطفی با این رفتارهای منفی، راه حل درستی نیست.

 

5- کسانی که به هیجان اعتیاد دارند  می توانند با فداکاری و تلاش، در غلبه بر این مشکل پیروز شوند: زمانی که افراد متوجه می شوند با خلق هیجانی بی مورد در روابط خود در واقع به نوعی دارای مشکل هستند ، تصمیم به تغییر خواهند گرفت. آنها نیازمندند تا مهارت های کنترل خود را بیاموزند. برای مثال زمانی که متوجه می شوند بحث و جدلی بی مورد با همسر یا بچه های شان در حال شکل گیری است بایستی تصمیم حساب شده ای برای جلوگیری از این رفتار مخرب و آسیب رسان بگیرند.

عشق6- همیشه تلاش کنید تا در روابط خود از ارتباطی سازنده، همراه با کلمات محبت آمیز استفاده کنید، حتی زمانیکه اذیت شده اید: مسلم است که مهربانی همیشه باعث صمیمیت و اعتماد بیشتر در رابطه ها می شود. از طرفی نیازی نیست که بحثی کوچک به نبردی بزرگ تبدیل شود. به علاوه، شاید هیچ چیز لذت بخش تر از این نباشد که کنترل کامل رفتار خود را به دست آوریم. نفس عمیق کشیدن می تواند تکنیک موثری برای کنترل خشم باشد.

 

7- هر چقدر که موجودات بشر پیچیده هستند ، راهی که ما یکدیگر را دوست داریم می تواند فوق العاده ساده باشد: به عبارت دیگر، نیاز نیست راه هایی که در آنها به دیگران محبت می کنیم و یا به ما محبت می شود، سخت و پیچیده باشد. در واقع، رفتاری که با همسر و اطرافیان خود داریم می تواند محبت آمیز، صادقانه و بدون هیچ تقلب و هیجان باشد. افراد اغلب فکر می کنند که "موفقیت در عشق و ازدواج، نیازمند کار بسیار سختی است." اما در حقیقت همه چیز بستگی به این دارد که چگونه عبارت "کار بسیار سخت" را تعبیر می کنید. اگر فکر می کنید که پیوسته محبت کردن به همسرتان و یا سایر افراد مورد علاقه تان، "کار سخت" است، خوب شاید "کار سخت" دقیقا همان چیزی است که لازم است. ولی اگر این رفتارهای حمایتگرایانه به طور طبیعی در شما وجود دارد و شما فرصت داشته اید که رفتارهای حمایتگرایانه خود را گسترش داده و اصلاح کنید ، دیگر حفظ کیفیت بالا در روابطتان اصلا "کارسخت " احساس نمی شود. خبر خوب اینکه حتی اگر در ابتدا، این رفتار "کار سخت" احساس شود. بعد از کسب مهارت برای دور کردن هیجان و بحران، تلاش کنید تا براساس قانون طلایی زندگی کنید.

 

منبع : موفقیت با تغییر




برچسب ها :

نوشته شده در 1388/4/10ساعت توسط مريم | نظر دهيد

آقایان محترم:

اگر به علت رفتار نامناسب شما ، همسرتان رنجیده یا خدایی نکرده قهر کرده است ،ما در این مقاله به شما کمک خواهیم کرد تا دوباره دل او را به دست آورید و زندگی تان به حالت عادی بر گردد .البته خانم هایی که این مقاله را می خوانند ،سوء استفاده نکرده و با کو چکترین مشکلی قهر نکنند . در مقاله ی بعد راجع به رفع کدورت از قلب آقایان هم صحبت می کنیم.

***

مرد ایده آل او باشید

شما می‌دانید که او از چه چیز شما خوشش می‌آید پس سعی کنید که آنها را افزایش دهید و در عوض کارهایی را که دوست ندارد متوقف کنید. مردی باشید که او در ابتدای کار عاشقش شده بود. به خاطر او جان فشانی و از خود گذشتگی کنید و برای بازگرداندنش تلاش کنید و زمان بگذارید تا او درک کند که تا چه حد برایش اهمیت قائل هستید.

مردی باشید که او در ابتدای کار عاشقش شده بوده و با او ازدواج کرده است .مردی باشید همانگونه که همیشه به شما افتخار می کرده است.

به او نشان دهید که تغییر کرده اید

گفتن " من عوض می‌شوم" دردی را دوا نمی کند. اعمال شما قدرت تاثیر گذاری بیشتری نسبت به گفته‌هایتان دارند و به عنوان اولین منبع تصمیم گیری او به شمار می‌روند. تشخیص دهید که او چه کارهایی را می‌پسندد و چه کارهایی را دوست ندارد سپس ذهن خود را بر روی انجام دادن و یا ندادن آنها متمرکز کنید.

برای مثال آیا او از شما گله دارد که هیچ وقت به حرف‌هایش گوش نمی دهید؟ پس کاری را انجام دهید که او می‌خواهد و از آن لذت می‌برد.

پشتکار داشته باشید

اگر می‌خواهید که او واقعا برگردد ، برای این کار حد و مرز تعیین نکنید. شما باید به خاطر جلب رضایت او تلاش کنید ، فقط باید در تمام مراحل خونسردی خود را حفظ کنید. از خود نا امید نشوید و نسبت به او بی توجهی نشان ندهید. زیرا این کار باعث می‌شود که شما در نظر او فرد بی احساسی جلوه کنید و او فکر می‌کند که دیگر برای شما اهمیت ندارد. به او نشان دهید که برایش ارزش قائل هستید اما به زانو نیفتید.

با او صحبت کنید

او احتمالا همیشه از این موضوع که شما همدم خوبی نیستید شکایت می‌کند. با صحبت کردن به او نشان دهید که در اشتباه است. علل ایجاد سوء تفاهم را ردیابی کنید و آنها را رفع کنید. او را با طرز تفکر خود آگاه سازید. بر روی مشکلات گذشته کار کنید و آنها را برطرف نمایید. از او بخواهید که در مورد سایر خواسته‌هایش نیز با شما صحبت کند و با توجه کامل به آنها گوش دهید. با این کار به او ثابت می‌کنید که به اندازه کافی بالغ هستید که از پس رفع نیازهای او برایید.

از او بخواهید که در مورد سایر خواسته‌هایش نیز با شما صحبت کند و با توجه کامل به آنها گوش دهید. با این کار به او ثابت می‌کنید که به اندازه کافی بالغ هستید که از پس رفع نیازهای او برایید.

به بگویید که هنوز دوستش دارید

خانم‌ها همیشه منتظر شنیدن یک چنین کلماتی هستند و اگر آنرا در موقعیت مناسب مطرح کنید معمولا با روی باز مورد پذیرش واقع می‌شوید. باید توجه داشته باشید که این گونه حرف‌ها را به صورت آنی و بدون مقدمه چینی بیان نکنید. صبر کنید تا با او تنها شوید و بعد آن احساس سحرآمیز را منتقل کنید .شما باید حرف‌هایتان را از صمیم قلب برای او بازگو کنید.

در این صورت اثر بیشتری خواهد داشت.

بی ریا و صمیمی باشید

سعی نکنید که با تزور و ریا به درون قلب او نفوذ کنبد زیرا خانم هادر تشخیص دروغگویی تخصص ویژه ای دارند. پس بهتر است که صادق باشید. دلیل اشتباهات گذشته خود را برای او شرح دهید و به او بگویید که از آنها درس گرفته اید. به او بگویید که زندگی بدون وجود او برای شما سخت است.

یک هدیه یا گل برایش بخرید

سعی کنید هدیه ای زیبا که برای تهیه ی آن وقت صرف کرده اید ،یا دسته گلی زیبا که برایش خاطره انگیز باشد را به او بدهید. لازم نیست پول زیادی خرج کنید اما باید سلیقه صرف کرده و بیاد آورید چه چیزی او را شاد می کند.

در کنار تمام این کارها وقتی کدورت از دل خانم شما خارج شد بهتر است ، منطقی باهم صحبت کرده و از دیدگاه های هم بیشتر با خبر شوید.تا دوباره چنین حالتی پیش نیاید.

منبع :کتاب زندگی شیرین می شود اگر..../سایت سیمرغ




برچسب ها :

نوشته شده در 1388/4/10ساعت توسط مريم | نظر دهيد

ازدواج اینترنتی

به دنبال چاپ گزارشی در هفته‌نامه سلامت با تیتر «9/98 درصد کاربران اینترنتی با جنس مخالف چت می‌کنند» خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا) در صدد برآمده است تا در همین راستا به واکاوی عواقب ازدواج‌های اینترنتی در گفتگو با صاحب‌نظران و کارشناسان حوزه خانواده بپردازد...

واقعیت این است که ورود اینترنت به جوامع در حال توسعه ای همچون ایران در کنار تمام محاسن و نوآوری‌هایی که به دنبال داشته است دارای جوانب منفی و آثار سویی نیز بر فرهنگ کشورمان بوده است. شاید بتوان تغییراتی در شیوه ازدواج جوانان را یکی از تبعات ورود این فناوری در ایران دانست که به «ازدواج‌های اینترنتی» مرسوم شده‌اند اما مساله مهم در این میان این است که آیا می‌توان اشتراک سلیقه افراد در «چت‌روم» را نخستین گام برای ازدواج دانست؟ هرچند ضرورت ازدواج به هنگام از جمله موضوعاتی است که تاکیدات قرآنی متعددی درباره آن وجود دارد. اما در کنار این موضوع، احکام اسلامی‌همواره بر این ضرورت تاکید دارند که تشکیل خانواده باید با درایت و آگاهی صورت گیرد چرا که بی‌توجهی به این امر از قوام این نهاد که اساس جامعه را تشکیل می‌دهد کاسته و زمینه‌ساز بروز مشکلات متعددی می‌شود.

بی‌اعتمادی در بین زوج‌ها، عمده‌ترین آسیب ازدواج اینترنتی

بابک سعیدی، روانشناس، از جمله منتقدان ازدواج‌های اینترنتی است که در این خصوص معقتد است بی‌اعتمادی یکی از عمده‌ترین آسیب‌هایی است که زندگی زوجینی را که به‌واسطه آشنایی در فضای مجازی با یکدیگر ازدواج می‌کنند، تهدید می‌کند چراکه همواره این دغدغه با آنهاست که «آیا همسرشان با افراد دیگری هم چت می‌کند.» وی می‌گوید: «آشنایی در فضای چت‌روم‌ها بعدها در روابط زوج‌ها تأثیرات عمیقی می‌گذارد چراکه آنها در مرحله نخست برای برقراری ارتباط با یکدیگر ناگزیرند در برخی از موارد خود را بسیار ایده‌آل معرفی کنند اما این مساله زمان زیادی طول نخواهد کشید

به باور این روانشناس این نوع ارتباط زمانی می‌تواند به یک آشنایی سالم تبدیل شود که با بلوغ هیجانی هر دو فرد، نظارت موسسات ذی‌صلاح در این امر و مشاوره متخصصان فضای مجازی همراه شود. وی حمایت خانواده‌ها از فرزندانشان را راهکار مناسبی برای کنترل آسیب‌های ناشی از همسریابی اینترنتی می‌داند و می‌گوید: «اگر والدین از دریچه منع به این وسیله ارتباطی نگاه کنند قطعا فرزندانشان به شکل دیگری آسیب خواهند دید چراکه اینترنت واقعیت روز جامعه ماست و نمی‌توانیم این واقعیت را انکار کنیم اما این سخن نیز به آن معنا نیست که فرزندمان را در برابر ابزارهای جدید تنها رها کنیم بنابراین والدین مسئول، کسانی هستند که علاوه بر دلسوزی با بصیرت به این فناوری و خدمات آن نگاه کنند

ازدواج اینترنتینگاه پسران به مقوله همسریابی اینترنتی صرفا نوعی سرگرمی‌است

روانشناسی دیگر که از جمله منتقدان ازدواج‌های اینترنتی است که معتقد است. بیشتر دختران از شیوه همسریابی اینترنتی برای انتخاب همسر مناسب استفاده می‌کنند و این در حالی‌است که پسران بیشتر با نگرش سرگرمی‌وارد «چت‌روم» می‌شوند. شاید بتوان ادعا کرد که آشنایی در چت‌روم‌ها بتواند به کاهش سن ازدواج کمک کند.  اما نمی‌توان توقع داشت این الگو در جامعه ما نیز جوابگو باشد زیرا بیشتر تعاملات جوانان در فضای مجازی انتزاعی و دور از واقعیت است و همین موضوع زمینه‌ای برای افزایش مشکلات و آسیب‌های همسریابی اینترنتی در جامعه ما است.»او تصریح می‌کند: «مشکل کنونی ما این است که پسران حاضر به قبول مسئولیت ازدواج نیستند و در نهایت این جامعه زنان هستند که از این شیوه ازدواج آسیب می‌بینند.» وی عنوان می کند بهترین راهکار برای رفع مشکلات ناشی از فضای مجازی فرهنگ‌سازی است به این معنی که مسئولان فرهنگی جامعه با ارایه مشاوره به والدین و همچنین تولید برنامه‌های مختلف به آموزش خانواده‌ها و جوانان نسبت به نقاط قوت و ضعف استفاده از اینترنت و خدمات آن بپردازند.

 ازدواج‌های موفق که ریشه در آشنایی اینترنتی دارد نیز توسط افرادی صورت گرفته است که از شخصیت‌های پخته‌ای برخوردار بوده‌اند به این معنی‌که به‌طور تصادفی با هم در اینترنت آشنا شده‌اند نه اینکه از این طریق با هم ازدواج کنند.

نسرین حاجی‌زاده، رییس مرکز مشاوره «مهرگان» با بیان این مطلب که نمی‌توان ادعا کرد همه ازدواج‌هایی که از طریق اینترنت صورت گرفته، محکوم به جدایی است، می‌گوید: «آشنایی قبل از ازدواج مهم‌ترین معیار تشکیل یک زندگی موفق است بنابراین صرف‌نظر از شیوه انتخاب همسر، جوانان باید مبنای خود برای آغاز زندگی مشترک را شناخت صحیح قرار دهند.» وی دختران را بیشترین متقاضیان این شیوه همسریابی می‌خواند و می‌گوید: «فارغ از جنس متقاضیان، بیشترین افرادی که از طریق همسریابی اینترنتی مبادرت به آغاز آشنایی می‌کنند شامل گروه‌هایی هستند که محدودیت‌هایی دارند؛ حالا این محدودیت‌ها ممکن است مربوط به مشکلات فردی، خانوادگی، ظاهری و فرهنگ حاکم بر محیط زندگی فرد باشد.» این کارشناس ارشد مشاوره با اشاره به نقاط ضعف این نوع از همسریابی می‌افزاید: «در فضای مجازی تضمینی وجود ندارد که اطلاعات ارایه ‌شده توسط کاربران تا چه حد صحت دارد زیرا در بسیاری از موارد افراد ایده‌آ‌ل‌های خود را به طرف مقابل منعکس می‌کنند

ازدواج اینترنتیحجت‌الاسلام سالاری‌فر، عضو هیات علمی ‌و گروه روان‌شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه نیز در این باره معتقد است آشنایی خانواده‌ها با همسریابی اینترنتی نیازمند گذر زمان به نسبت طولانی است البته درصورت فراگیری آن نیز فرهنگ حاکم بر جامعه ایران زمینه‌ای را فراهم می‌کند که خانواده‌ها از این شیوه استقبال نکنند و ترجیح دهند امر ازدواج را با شیوه سنتی آن پیگیری کنند. وی می‌افزاید: «فضای مجازی مجال خوبی برای افرادی است که به دلایلی منزوی شده‌اند و قادر به برقراری ارتباط اجتماعی صحیحی نیستند. بسیاری از افراد در ارتباط چهره به چهره قادر به ارایه پرسش‌های خود نیستند از همین‌رو فضای مجازی در این زمینه نیز راهگشاست. البته این نقاط مثبت به دلیل بی‌برنامگی و نبود مدیریت به نقطه ضعف تبدیل شده است

 

سالاری‌فر اظهار می‌کند: «از آنجا که شناخت افراد در فضای مجازی نسبت به یکدیگر چهره به چهره نیست، بسیاری از کاربران درصدد فریب همدیگر برآمده و به ارایه اطلاعات غیرواقعی می‌پردازند که این روند نه تنها به ازدواج منجر نشده بلکه تبدیل به موضوعی سرگرم‌کننده می‌شود که بی‌توجهی به آن آسیب‌های زیادی را به دنبال دارد

بیشترین افرادی که از طریق همسریابی اینترنتی مبادرت به آغاز آشنایی می‌کنند شامل گروه‌هایی هستند که محدودیت‌هایی دارند.

 این کارشناس دینی درباره ارایه راهکار درباره کاهش آسیب‌های همسریابی اینترنتی می‌گوید: «ایجاد محدودیت در برخی سایت‌ها یکی از این راهکارهاست به این معنی که گزینه همسریابی در همه پایگاه‌های اینترنتی موجود نباشد و تنها برخی از سایت‌های دینی و فرهنگی از این امکان برخوردار شوند همچنین پرهیز از ارتباط مجازی طولانی‌مدت را نیز باید دیگر راهکار دانست به طوری که پس از آنکه کاربران اطلاعات مقدماتی را از یکدیگر کسب کردند، شرایط آشنایی چهره به چهره آنها تحت نظر خانواده فراهم شود تا رابطه مجازی محدود به مدت کوتاهی شود».

 

تنظیم برای تبیان:کهتری




برچسب ها :

نوشته شده در 1388/4/9ساعت توسط مريم | نظر دهيد

 

دکتر بهرامی

امروز روز جهانی خانواده است . روز جهانی برای مفهوم زیبایی که با شنیدن آن احساسی از تعلق و دوست داشتن برایمان تداعی می شود . در طول هفته تمام تلاش خدمتگذاران شما در این بخش در این جهت است که در کنارتان باشد و کمکتان کند تا خانواده ای سالم و موفق داشته باشید که در این صورت هم خودتان از زندگی لذت می برید و هم موفقیت فرزندانتان را تضمین می کنید و هم کمک بزرگی به اجتماعمان کرده اید . این روز را به شما همراهان عزیز تبریک می گو ئیم و توجه شما را به مصاحبه ای که به همین مناسبت برایتان با خانم دکتر بهرامی تهیه کردیم جلب می کنیم :  

خانم دکتر بهرامی این مصاحبه قرار است برای روز خانواده آماده شود ، تعریفی که شما از این مفهوم دارید ، چیست؟

خانواده یعنی بنیانی که در آن تمام نیاز های اساسی انسان  ها اعم از عاطفی ،روانی،جسمی و ... به شکل ایمن و سالم تامین شود که البته برای تامین این نیاز ها و روابط در داخل خانواده ،قوانین و چهارچوب هایی مشخص وجود دارد. که البته با توجه به فرهنگ ها و شرایط از خانواده ای به خانواده ی دیگر کمی متفاوت است. خانواده یک موسسه کوچک با تاثیر گذاری بالا ست و مانند همه ی موسسات با کارکرد مناسب باید تابع قوانینی باشد. خانواده سالم کارکرد سلامت جسم و روان انسان را تضمین می کند و بسیار حیاتی است و به همین علت در طول تاریخ با تمام تغییراتی که بشر کرده است همواره خانواده و جود داشته و از اهمیت آن کم نشده است.امروزه ریشه ی هر معضلی را  که بررسی می کنند به اختلال در کارکرد خانواده ها می رسند. پس کار در این حوزه بسیار مهم است و بر کل جامعه تاثیر می گذارد.

برای حفظ نشاط خانواده در درجه ی اول زن و شوهر باید یکدیگر را دوست داشته باشند و اصطلاحا به یک تویی رسیده باشند، یعنی فقط تو . اگر این احساس بهم بخورد ، عشق و علاقه ی بینشان بهم می خورد و  وقتی عشق کم رنگ شود ،فاصله زیاد می شود و خود این زیاد شدن فاصله احتمال عدم تعهد در طرفین را بیشتر می کند.

حالا که صحبت از ارزش و اهمیت خانواده شد ، تعهد داشتن در ارتباطات خانوادگی چقدر می تواند به حفظ این نهاد کمک کند؟

شما هر قرار دادی که می بندید به اصول آن متعهد می شوید . و اصلا تضمین اصلی هر قراردادی میزان تعهد طرفین است به آن قرارداد . از آن جایی که ازدواج نیز نوعی قرار داد محسوب می شود و مهم ترین و اثر گذار ترین قرار داد نیز می باشد ، پس ضرورت تعهد در آن بیشتر احساس می شود.

 

برای حفظ نشاط خانواده در درجه ی اول زن و شوهر باید یکدیگر را دوست داشته باشند و اصطلاحا به یک تویی رسیده باشند، یعنی فقط تو . اگر این احساس بهم بخورد ، عشق و علاقه ی بینشان بهم می خورد و  وقتی عشق کم رنگ شود ،فاصله زیاد می شود و خود این زیاد شدن فاصله احتمال عدم تعهد در طرفین را بیشتر می کند.

روی صحبت ما هم با خانم هاست هم با آقایان . اگر تعهد به طرف مقابل فراموش شود زندگی بهم می ریزد و در چنین شرایطی فرزندان و کارکرد خانواده هم تحت تاثیر قرار می گیرند.

 

در دین اسلام که به آقایان اجازه داده شده ، ازدواج مجدد داشته باشند هم شرایط سختی وضع شده که گویی اصل بر همان تک همسری است . شرط رعایت عدالت که عدالت همه جانبه را در بر می گیرد ،شرطی بسیار سخت است که از عهده ی کسی بر نمی آید . اگر عدالت عاطفی رعایت نشود آن وقت احساس ناامنی و ترس در خانواده ایجاد می شود و این احساس ها منجر به رفتار آسیب زا در طرف مقابل و فرزندان می شود .همسرانی که همسرشان به آن ها خیانت کرده است نمی توانند به وظیفه ی مادری خود نیز به خوبی عمل کنند پس فقط همسر نیست که آرامشش فدای رابطه ی سوم می شود بلکه فرزندان هم قربانی می شوند.

 

- آیا مسایل مالی در داخل خانواده مهم است ؟

یکی از مسائلی که قبل از ازدواج باید راجع به آن شفاف صحبت کرد مسائل مالی است مثلا قرار گذاشته شود اگر در آینده مسکنی خریداری شد،  به نام طرفین باشد و...

در مواردی که طرفین از صفر زندگی خود را شروع می کنند ،باید شریک هم باشند . گاهی زن شاغل است و درآمد خود را صرف زندگی می کند که خوب احتمال شریک بودن در اموال بیشتر است اما گاهی خانمی خانه دار است ، بر مشکلات مالی همسر صبر می کند ،با دانش و سیاست خود امور مالی خانواده را هدایت می کند و در مرور زمان خانواده و همسر از لحاظ مالی ، شرایط بهتری پیدا می کنند . بدون شک چنین همسری باید شریک زندگی شوهر خود باشد و فرزندان از نحوه ی تعامل مالی والدین ، بهترین آموزش را برای زندگی خود می گیرند البته نباید مدام در خانوداه بحث مالی مطرح شود اما قوانین شفافی وجود داشته باشد و اجرا شود.

این بحث که اگر خانم ها به همسرشان نیازمند باشند ،بهتر است و باعث پیوند بیشتری بین آن ها می گردد ،اشتباه است زیرا اگر انسانی بر اساس نیازش در رابطه ای ماندگار شود ،ماندگاری درستی نخواهد بود و هر لحظه در رفتارش نبودش را نشان می دهد

اگر گرمای رابطه ی زن و شوهر حفظ شود ما شاهد خانواده ی آرام و متعادلی خواهیم بود که فرزندان آن سالم و موفق رشد می کنند.

- در داخل خانواده نقش ها و روابط مختلفی وجود دارد مثل زن وشوهری ، والد و فرزندی و... کدامیک از این نقش ها مهم تر است؟

بدون شک اولویت با ارتباط زن و شوهری  است . زیرا احساس عاطفی گرم و مناسب بین زن و شوهر آن ها را تبدیل به والدین خوب ، توانمند ، صبور و متعادل می کند . و همانطور که در گفتگوی قبلی بحث شد رابطه ی زن و شوهری نیاز به مراقبت دارد و اگر این رابطه حفظ شود ما شاهد خانواده ی آرام و متعادلی خواهیم بود که فرزندان آن سالم و موفق رشد می کنند.

 

- با توجه به فرمایشات شما پس خانواده باید حفظ شود . آیا زمانی هست که منحل شدن خانواده به صلاح باشد؟و شما به مراجعین تان توصیه کنید؟

زمانی هست که رابطه ی زوج ها با هم آنقدر آسیب زاست که هم به خودشان و هم به فرزندان شان آسیب میزنند . گاهی بچه ها اگر با یکی از والدین زندگی کنند با سلامت بیشتری زندگی خواهند کرد- البته به ندرت اتفاق می افتد- و اگر با دو والد در شرایط پر استرس زندگی کنند آسیب بیشتری می بینند.

اما ما همه ی راه ها را آزمایش می کنیم از مشاوره تا تست های سلامت روان و سعی می کنیم خانواده از هم نپاشد اما اگر به این نتیجه رسیدیم که جدایی تنها راه حل است، آن وقت پیشنهاد می کنبم.

هرگز گلایه از خانواده ی همسر را به همسرتان منتقل نکنید زیرا بسیار مخرب است بلکه مشکلتان را به عنوان یک فرد عاقل و بالغ خودتان با هم حل کنید.

- نحوه ی ارتباط با خانواده ی همسر ،چقدر در سعادت و رضایت از زندگی خانوادگی  مهم است؟

بسیار مهم است . البته این بحثی نیست که بتوان در چند جمله خلاصه کرد اما باید گفت که ارتباط با خانواده ی همسرمان بسیار مهم است. مخصوصا در فرهنگی مثل کشور ایران که افراد بعد از ازدواج ارتباط نزدیکی با خانواده شان دارند،نمی توان ارتباط موثر و مفیدی با همسر برقرار کرد در حالی که ارتباط با خانواده اش آسیب دیده است اما به طور مختصر پیشنهاد می کنم هرگز و هرگز گلایه از خانواده ی همسر را به همسرتان منتقل نکنید زیرا بسیار مخرب است بلکه مشکلتان را به عنوان یک فرد عاقل و بالغ خودتان با هم حل کنید .

 

- در گفتگوی قبلی که با هم داشتیم چند نفر از خواندگان تبیان سوالاتی را مطرح کرده بودند که قول دادیم جوابشان را از شما بپرسیم. اولین سوال خانمی پرسیده بودند که دخترشان در سال اول دبیرستان با پسری عقد کرده است و پسر هم اخلاق خوبی دارد اما دختر نسبت به همسر سرد شده و علاقه ندارد؟ چه کار باید کرد؟

 

اولین چیزی که برای ازدواج مناسب مطرح است ،انتخاب درست در سنی است که فرد به تعقل رسیده و ثبات عاطفی پیدا کرده است .سن 15 سال برای دختر خانم ها برای ازدواج زود است و او هنوز به ثبات عاطفی نرسیده است ، باید به فرزندانمان کمک کنیم تا در سن مناسب مهم ترین انتخاب زندگی شان را بکنند اما راجع به این مورد که ازدواج صورت گرفته بهتر است به همسر این خانم گفته شود که با ارضای عاطفی صحیح ، توجه ،ابراز عواطف (کلامی ،غیر کلامی) به او بفهماند که اولین اولویت زندگی او ست و به مرور فرصت دهد عشق و علاقه ای با ثبات ایجاد شود.

اولین چیزی که برای ازدواج مناسب مطرح است ،انتخاب درست در سنی است که فرد به تعقل رسیده و ثبات عاطفی پیدا کرده است.

- چند نفر از کاربران از کم حرفی شوهرشان گله داشتند و اینکه آن ها مجبور هستند با دیگران درد و دل کنند ،

 کم حرفی که منافاتی با درد و دل کردن طرف مقابل ندارد چون انسان کم حرف یعنی دو گوش شنوا . اما ما گاهی به دنبال شنونده ای فعال هستیم ،به دنبال همدردی هستیم که در حین درد و دل ما با ما گفتگو کند و در این صورت بهتر است در فضایی صمیمی به همسرمان بگوئیم خواهان همدردی با او هستیم و به مرور به او آموزش دهیم چگونه با ما همدردی کند. در اکثر مواقع دیده شده است آقایان به مرور زمان و در اثر تعامل با همسرشان چگونه گوش کردن ،آنگونه که همسرشان را ارضاء کند ،را آموخته اند.

 




برچسب ها :

نوشته شده در 1388/4/9ساعت توسط مريم | نظر دهيد

زن و شوهر همچو دو بال براي  يک پروازند. پرواز به سوي کمال ، پيشرفت و سازندگي.  اما گاه اين دو به دلايلي همچون ضعف در مهارت هاي ارتباطي، عدم حسن برداشت  از طرف مقابل ، عدم توجه به نيازهاي همسر ، عدم ابراز محبت به زبان و ... نمي توانند عاملي جهت ارتقاء  و پيشرفت يکديگر باشند. در اين مطلب سعي داريم با ارائه پيشنهاداتي شما را براي بهبود زندگي مشترکتان کمک کنيم.   

هدف اساسي پيامبر بزرگوار اين بوده است كه براي همه زنان و مردان اين واقعيت را تبيين كند كه كانون خانوادگي بايد از مهر و محبت لبريز باشد تا زندگي مفهوم واقعي خود را از دست ندهد .

محبت نبايد در دل احتکار و زنداني شود، رمز بقاي محبت در زندگي، اظهار و ابراز هر روز و هر لحظه ي آن است. مردي که به همسر خود محبت مي ورزد، آن را به زبان مي آورد و با رفتار و کردار خويش، عملاً به همسرش اثبات مي کند که دوستش دارد، طبق کلام ائمه(ع) از نشانه هاي مومن است. رسول خدا ( ص ) مي فرمود : هيچ بنايي در نزد پروردگار محبوب تر از بناي خانوادگي نيست .

 

از امام حسن مجتبي نقل شده است : هيچ عيش و زندگي، برتر و والاتر از خوش اخلاقي نيست .

پرواضح است كه ارتباط استوار و صميمي جز در پرتو مهر و محبت زن و شوهر به يكديگر امكان پذير نيست . پيوندهاي عاطفي است كه زن و شوهر را به وحدت و يگانگي سوق داده هر دو يكي مي شوند و دوگانگي و اختلاف و درگيري از ميان برداشته مي شود . در برخي از روايات اسلامي از همسر به انيس موافق تعبير شده است.

رسول خدا (ص) مي فرمود : من از دنياي شما سه چيز را دوست دارم اول بوي خوش ، دوم زنان و سوم نماز را كه نور چشم من است . هدف اساسي پيامبر بزرگوار اين بوده است كه براي همه زنان و مردان اين واقعيت را تبيين كند كه كانون خانوادگي بايد از مهر و محبت لبريز باشد تا زندگي مفهوم واقعي خود را از دست ندهد .

زن و شوهردر تاريخ اسلام آمده است كه رسول خدا (ص) قبل از تولد فاطمه موظف شد مدت چهل روز از خديجه كبري فاصله بگيرد و به اعتكاف بپردازد . خديجه كبري در اين مدت از شوق و عشق رسول خدا ( ص ) بي تاب شده، اشكهاي فراواني از ديده فرو مي ريخت ، رسول خدا برخي از مؤمنان را نزد خديجه فرستاد و پيام داد كه اين فراقت و دوري به دستور پروردگار مي باشد ومهر و محبت ايشان به او كماكان گرم و سوزان است. براي ايجاد صفا و صميميت بايد رفتارهاي خاصي در محيط خانوادگي حاكميت داشته باشد. لذا به رفتارهايي كه موجب ايجاد صفا و صميميت مي شود اشاره مي كنيم .

1 - اولين عاملي كه موجب پديد آمدن صميميت مي شود خوش اخلاقي است . بديهي است كه منظور از حسن خلق نرمي وملايمت و تحمل و شكيبايي است . زن و مرد بايد سعي كنند در ارتباط با همديگر روحيات انساني را در حد كمال مراعات كنند و از تندي و تيزي وعصبانيت و حساسيت ها جداً پرهيز نمايند .

2 - دومين عاملي كه صفا و صميميت را در محيط خانوادگي فراهم مي آورد خوش زباني است . زن و مرد خانواده بايد از ابراز هر نوع كلمات و الفاظ زننده و كوبنده اجتناب كنند و هرگز نسبت به يكديگر زخم زبان نزنند زيرا هيچ عاملي همانند نيش زدن به صميميت خانواده لطمه وارد نمي كند .

رسول خدا در طول زندگي خود در ارتباط با مسائل شخصي و خانوادگي هرگز زبان به انتقاد نگشود و اگر اعتراض و انتقادي مي كرد در انحصار مواردي بود كه به حدود و قوانين الهي تجاوزي به عمل آمده بود و در غيراين صورت با سكوت و ناديده گرفتن گذشت مي كرد .

3 - سومين نكته كه بسيار حساس است و در ايجاد و حفظ صميميت ها نقش مؤثر را عهده دار است خوش برخوردي است . همه افراد علاقه دارند كه ديگران با آنان برخورد خوبي داشته باشند . بنابراين زن و مرد هم از اين قاعده كلي مستثني نيستند. هر مردي دوست دارد وقتي به خانه قدم مي گذارد همسرش با چهره اي خندان و با گشاده رويي با او برخورد كند . چنانكه زن خانه نيز متوقع است وقتي مرد وارد خانه مي شود سختي ها و دشوارهاي زندگي را فراموش كند و با چهره اي متبسم و خندان با همسرش مواجه شود . فراموش نكنيم كه برخوردهاي اوليه افراد بسيار مؤثر و نقش آفرين است . به عنوان مثال سبقت گرفتن در سلام و افشاي سلام در برخوردها تأثير بسزايي در ديگران دارد و روحيه ها و رفتارها را تغيير مي دهد .

4 - نكته چهارم كه در ابقاي صميميت ها بسيار مؤثر مي باشد اين است كه در زندگي خانواگي ، زن و مرد احترام يكديگر را حفظ كنند و در برابر اعضاي خانواده و بيگانگان رفتارشان با يكديگر آنچنان گرم و صميمي باشد كه همه گمان كنند آن دو از كثرت گذشته به وحدت و يگانگي واقعي رسيده اند . در انجام امور خانوادگي و فاميلي از تك روي پرهيز نمايند و تا رضايت و تمايل طرف مقابل را به دست نياورده باشند به اظهار نظر اقدام نكنند .

5 - نكته پنجم اينكه زن و مرد موظف هستند يكديگر را تأييد و تثبيت كنند و اين كار علاوه بر اينكه عملاً انجام مي گيرد بايد در گفتار و رفتار هم انعكاس يابد به عبارت ساده تر زن و مرد رسماً بايد اعتراف كنند كه منهاي طرف مقابل قادر به زندگي كردن نيستند . اين تأييد و پذيرش موجب افزايش صفا و صميميت خواهد بود. همه انسانها وقتي مورد تأييد ديگران قرار مي گيرند جان و توان تازه اي بر آنان دميده مي شود.

امام علي(ع) : با نيکي کردن دل ها تصرف مي شود.

براي اظهار محبت به دنبال بهانه يا موقعيت خاص نگرديد. شايد بعضي از مردها احساس کنند براي جلب رضايت همسر و کسب امتياز از زن، حتماً بايست کارهاي بزرگ انجام داد. در صورتي که از ديدگاه يک زن، اثبات محبت و حصول اطمينان از علاقه ي شوهر، به ريزترين و کوچک ترين امور روزمره ي زندگي بستگي دارد.

قال رسول الله(ص): به زن خود خدمت نکند، مگر صديق يا شهيد يا مردي که خداوند خير دنيا و آخرت او را بخواهد.

وقتي زني احساس کند براي همسر خود «مهم» است و شوهر او ارزشي بسيار والا براي او قائل است، آن هنگام است که مي تواند با شور و اطمينان به محبت ورزيدن بپردازد.

 قال الصادق(ع) : هر چه محبت همسر در قلب بنده زيادتر شود، فضيلت ايمانش زيادتر گردد.

 

خانواده سبز




برچسب ها :

نوشته شده در 1388/4/9ساعت توسط مريم | نظر دهيد

 

انگيزه ي پيشرفت تان چقدر است؟

 يكي از نخستين انگيزه‌هايي كه پيش از همه، مورد مطالعه قرار گرفته، نياز به پيشرفت يا انگيزه پيشرفت است. همه ما افرادي را مي شناسيم كه به طور دائم پيش مي‌روند ، موفق مي‌شوند ، اختراع مي‌كنند و كارهاي بظاهر غيرممكن انجام مي دهند. تقويت اين انگيزه مي تواند به ارتقاي کيفيت زندگي بسيار کمک کند.

انگيزه پيشرفت را يك ميل يا علاقه به موفقيت به صورت کلي يا موفقيت در يك زمينه خاص است.

انگيزه پيشرفت را به صورت يك ميل يا علاقه به موفقيت به صورت کلي يا موفقيت در يك زمينه خاص تعريف كرده‌اند. پژوهش‌هاي انجام شده در اين زمينه نشان داده‌اند افراد از لحاظ اين نياز با هم تفاوت زيادي دارند. بعضي افراد داراي انگيزه سطح بالايي هستند و در رقابت با ديگران و در كارهاي خود ، براي كسب موفقيت ، بسختي مي‌كوشند و بعضي ديگر، انگيزه چنداني به پيشرفت و موفقيت ندارند و از ترس شكست، آماده خطركردن براي كسب موفقيت نيستندبعضي از اين افراد بيشتر از ديگران بلند پروازند و براي كسب موفقيت در زندگي مي‌كوشند.

 

پژوهش‌هاي انجام شده ديگرنيز نشان داده‌اند افراد داراي انگيزه پيشرفت زياد در انجام كارها و از جمله يادگيري در مقايسه با افرادي كه از اين انگيزه بي‌بهره‌اند ، پيشي مي‌گيرند. اين افراد در مورد انجام كارهاي دشوار و ساده هيچ‌كدام را انتخاب نمي‌كنند ، زيرا انجام كارهاي بسيار دشوار معمولا به شكست منجر مي‌شوند و از طرف ديگر، انجام كارهاي خيلي ساده نيز افتخاري نصيب اين افراد نمي‌كند. براساس نظريه ي روان شناسي اشخاصي كه داراي انگيزه ي پيشرفت زياد هستند در كارهايي كه داراي درجه دشواري متوسط‌ هستند (نه خيلي دشوار و نه خيلي آسان) توفيق زيادي به  دست مي‌آورند. يعني كارهايي كه اين افراد در آن حداكثر تلاش را نشان مي‌دهند كارهايي هستند كه  اندكي  خطر نياز دارند.

اين افراد در مورد انجام كارهاي دشوار و ساده هيچ‌كدام را انتخاب نمي‌كنند ، زيرا انجام كارهاي بسيار دشوار معمولا به شكست منجر مي‌شوند و از طرف ديگر، انجام كارهاي خيلي ساده نيز افتخاري نصيب اين افراد نمي‌كند.

همچنين اشخاصي كه نياز به پيشرفت در آنها قوي است مي‌خواهند كامل شوند و عملكرد خود را بهبود ببخشند. آنها وظيفه شناسند و ترجيح مي‌دهند كارهايي انجام دهند كه چالش انگيز باشد و به كاري دست مي‌زنند كه به موجب آن ارزيابي پيشرفت آنان به نحوي، خواه با مقايسه پيشرفت خود با پيشرفت ديگر افراد يا برحسب ملاك هاي ديگر امكان پذير باشد.

 

افرادي كه داراي نياز به پيشرفت سطح بالايي هستند ، معمولا موفقيت‌هاي خود را به شخص خود ، يعني مهارت‌ها و كوشش‌هاي شخصي نسبت مي دهند. افرادي كه از سطح پاييني از نياز به پيشرفت برخوردارند ، عوامل بيروني را مسوول موفقيت هاي خود مي‌دانند. علاوه بر اين، افراد داراي نياز به پيشرفت زياد ، شكست اوليه خود را به عدم كوشش نسبت مي دهند نه فقدان توانايي، در نتيجه پشتكار آنها براي ادامه كار افزايش مي‌يابد ، زيرا معتقدند كوشش بيشتر در نهايت به موفقيت خواهد انجاميد. در مقابل، افرادي كه داراي نياز به پيشرفت كم هستند شكست اوليه خود را معمولا به فقدان كوشش نسبت نمي‌دهند و از كوشش باز مي‌مانند.

 

 افرادي كه نياز به پيشرفت بالايي دارند نسبت به اشخاص ديگري كه استعدادهاي يادگيري مشابهي دارند ، اما از نياز به پيشرفت پاييني برخوردارند . نمرات بهتري به  دست مي‌آورند. آنها نسبت به افرادي كه نياز به پيشرفت پاييني دارند اما صاحب همان استعدادها هستند ، دستمزدهاي بيشتري دريافت مي‌كنند و به درجات شغلي بالاتري ارتقا مي يابند

 

منشاء نياز به پيشرفت

نياز به پيشرفت پديده‌اي چندوجهي است كه در يك صفت واحد قرار ندارد ، بلكه در دامنه‌اي از فرآيندهاي اجتماعي، شناختي و رشدي قرار دارد.

 

تأثير جامعه‌پذيري

انگيزه ي پيشرفت افراد تا حدي از جامعه تاثير مي گيرد. در صورتي كه والدين اين موارد را تأمين كنند ، فرزندان آنها تلاش‌ها و پيشرفت نسبتا نيرومندي به خرج مي دهند:

آموزش استقلال (مثل اتكاء به نفس و خودمختاري) ، آرمان‌هاي عملكردي عالي، ارزش قائل شدن براي كارهاي مرتبط با پيشرفت، معيارهاي دوستي براي برتري، محيط خانوادگي سرشار از تحريك مثل كتاب‌هايي براي خواندن، تجربيات گسترده‌اي مانند مسافرت و فراهم كردن كتاب‌هاي كودكان كه مملو از داستان‌هاي تخيلي مرتبط با پيشرفت باشند.

تأثيرات شناختي

چنانچه شرايط خانه، مدرسه، سالن ورزش، محيط كار و محيط درمان، اعتقاد به توانايي زياد، گرايش تسلط ، انتظارات براي موفقيت، ارزش قائل شدن براي پيشرفت داشته باشند ، زمينه شناختي را براي پرورش شيوه ي تفكر پيشرفت‌گرا آماده مي‌كنند.

تأثيرات رشدي

انگيزه پيشرفت يك رفتار عمدتا آموخته شده و اكتسابي است. كودكان معمولا از راه تقليد رفتار  والدين خود و ديگر افراد مهمي كه به عنوان سرمشق مدنظر قرار مي‌دهند ، ياد مي‌گيرند. كودكان از طريق يادگيري مشاهده‌اي بسياري از ويژگي‌هاي سرمشق از جمله نياز به پيشرفت را مي‌پذيرند. گفته مي‌شود انتظاراتي كه پدران و مادران از فرزندان خود دارند نيز در افزايش انگيزش  پيشرفت آنان موثر است.

براي موفقيت بهتر است انگيزه ي پيشرفت را در خودمان بيشتر کنيم و در کارهايمان پشتکار داشته باشيم.

 




برچسب ها :

نوشته شده در 1388/4/9ساعت توسط مريم | نظر دهيد